شعر طنز به لهجه مشهدی

شعر طنز به لهجه مشهدی

نویسنده : nikdel35

نذار بیشتر دهن صابمرده‌ی مو وابشه

بعد یک عمر زندگی کاسه کوزم جدا بشه

اگه شرنی نمی‌یره برمان توی خانه

اقلن نذار یک کم شکر که مونده وابشه

مرغ همسده د نکشم به رخت مو بیتره

بیشتر از ای نموخام چشم وگوش تو وابشه

از اوپن و حالشم چیزی نموگوم و نپرس

گمونو چند تا تریلی تو پیلوتش جابشه

با هزار معرکه خانه خریدی خیر سرت

بری چار تا مهمونت مشکل که عیدم جا بشه

مگی خوش باش غزل مشدی برت موخانم

هرکی شعر بافت متنه قاسم رفیعا بشه؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
خیلی قشنگ و بامزه بود خیلی ممنون
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
بشه نه بره. خانه نه خنه.
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
عکس متنو که دیدم یاد یکی از متنای خودم افتادم!...خوب بود:)
هادی قنبری
هادی قنبری
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
برای خوندن باید از خودم آهنگ در می کردم؛ غلیظ مشهدی نبود؛ کوتاه بود؛ لغات به زور جاداده شده بود؛ اعراب گذاری هم بکنید.. خِنه؛ بِره؛
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
من اصلا متوجه نشدم شاعر چی نوشته با عرض پوزش
nikdel35
nikdel35
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
باسپاس فراوان از لطف شما
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات