ما و زباله‌های‌مان...

ما و زباله‌های‌مان...

نویسنده : f_yazdi

دو زن در اتوبوس نشسته‌اند، درست صندلی جلویی من . یکی از آن‌ها پاکت کوچکی از آلبالو دستش است. همین طور حرف می‌زند و آلبالو می‌خورد. فکر می‌کنید با هسته‌هایش چکار می‌کند؟! آن‌ها را از دهان مبارک خارج و از شیشه باز اتوبوس به بیرون پرتاب می‌کند! زنی دیگر با پسربچه سه، چهار ساله‌اش در اتوبوس ایستاده و به زور کیکی را که پسرش می‌خورد می‌گیرد و خطاب به بغل دستی‌اش می‌گوید: الان می‌ریزه اتوبوس رو کثیف می‌کنه. در دلم  با خوشحالی می‌گویم: هنوز هم  پیدا می‌شوند آدم‌هایی که... هنوز در ذهن کلامم منعقد نشده که ... زن کیک را با عصبانیت از شیشه اتوبوس به بیرون نشانه گیری می‌کند!

 

شما جزء کدام دسته هستید ؟!

در خیابان با زباله‌های‌تان چه می‌کنید؟! وقتی در حال رفت و آمد در خیابان های شهر هستید، زباله‌های بدبو را که در پیاده‌روها، داخل جوی‌های خالی از آب و پر از لجن می‌بینید ، چه حالی می‌شوید؟! بدتر از همه وقتی زباله را کنار سطل‌های زباله می‌بینید .

چرا بعضی‌ها انقدر راحت طلب شده‌اند. نمی‌دانم اسمش را چه بگذارم؟! بی فرهنگی؟! فرهنگ واژه و مفهومی که همه از آن دم می‌زنند و ادعایش را دارند و در دعواهایشان از بی‌فرهنگی به عنوان ناسزا استفاده می‌کنند.آن وقت همین آدم‌ها در خیابان فارغ از این‌که چه پوششی دارند و سطح تحصیلاتشان چقدر است، خیابان را کرده‌اند زباله دانی! از تراکت‌های رنگ و وارنگ که در خیابان از دست تراکت پخش کن‌ها می‌گیرند، بدون این‌که حتی نگاهش کنند، روی زمین می‌ریزند بگیرید تا فیلترهای سیگار که در هر یک قدم N  عدد می‌بینیم .

 

فکر می‌کنید چاره کار چیست ؟!

با دیدن زباله روی زمین به یاد آن اپیزود از قصه‌های تا به تا می‌افتم. یادتان می‌آید؟! همان اپیزودی که زی‌زی‌گولو ورد معروفش را خواند تا هر کس زباله‌ای در خیابان می‌ریخت به سمت خودش برگردد. اما در واقع این اعمال ما هستند که به سمت خودمان برمی‌گردند. فکر می‌کنم، مرضیه برومند این را هم می‌خواست به ما گوشزد کند. همان‌طور که در دین‌مان داریم که: اگر خوبی کنی به خود کرده‌ای و اگر بدی کنی به خود کرده‌ای. اعمال ما، خوبی‌ها و بدی‌های‌مان، بازتاب و آینه ما هستند. بازتابی که از خود به دیگران می‌دهیم. وقتی زباله را روی زمین می‌ریزیم و یا از شیشه ماشین پرت می‌کنیم، وقتی برای رفع خستگی و به دست آوردن آرامش به دل طبیعت می‌زنیم، خودمان بر می‌گردیم اما زباله‌های‌مان همان جا کنار رودخانه، کنار جاده و روی زمین می‌مانند؛ در حقیقت شخصیت خود را هم آن‌جا کنار زباله‌ها جا می‌گذاریم. فکر می‌کنید چاره کار چیست؟! کجای کار می‌لنگد؟! چه می‌شود حتی اگر به سطل زباله هم دسترسی نداریم زباله‌ها را در یک پاکت بریزیم و در اولین فرصت به سطل زباله بیندازیم؟! واقعا درک نمی‌کنم کسانی را که محیط زیست، طبیعت و خیابان را با بی‌رحمی و بدون لحظه‌ای فکر آلوده می‌کنند. تازه به بعضی‌هایشان هم که می‌گویی، کار خود را با این جمله توجیه می‌کنند: این همه آدم می‌ریزن حالا مثلا اگه من نریزم همه جا تمیز می‌شه!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
وای آره منم اون قسمتو دقیقاً یادمه‎:)‎ شخصاً دقت میکنم چون تو یه خانواده خیلی حساس بزرگ شدم ولی وضعیت نابسامانه!
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
خیلیییییییییییی نابسامانه عزیزم .... خیلیییییییییی :((
هادی قنبری
هادی قنبری
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
به نظمر این درسته که آقا هرکس لااقل وظیفه ی خودش رو درست انجام بده؛ خب آشغال نریزم؛ به بقیه چه کار دارم؛این مرحله 1 ؛ مرحله ی دوم هم توصیه به دیگران با عمل هستش مخصوصا کودکان؛ بنده هر زمان کودک و یا بزرگسالی رو می بینم که در اطرافمه؛ حس تربیتم شکوفا میشه و می رم تو فاز فرهنگسازی؛ البته در نبود کسی هم اینگونه ام؛(تعریفی از خود)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
ای کاش همه آدما طرز فکرشون اینطوری بود........ نمی دونم چی بگم.... واقعا نمی دونم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
سلام:چیزی که مقیدم به اجرای آن رعایت نظافت درخیابان است.همیشه یگ نایلون داخل ماشین هست.موضوع خوبی بود.ممنون
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
سلام استاد/خواهش می کنم. ممنونم از کلیک حضور شما
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
سلام زنده باشید
راتا
راتا
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
خخخخخخخخخخ.............چرادروغ بگم تاحالامنم زباله انداختم بیرون......باورکن ازدستم دررفته......وگرنه خیلی مواظبم وسعی میکنم حواسم باشه.البته الان خیلی وقته دیگه اینکاررونکردم.....آفرین دوستم که انقدخوبی......بهت افتخارمیکنم:)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
آخ اگه من دستم بهت برسه .... آفرین دختر خوبی باش;-) بله دیگه اینجوریاس کیه که قدر بدونه . خخخخخ
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
من نمیخوام ادای ادمهای خوب و تمیز رو دربیارم اما عادت کردم که اشغالم رو توی سطل بریزم و یا توی دست و جیبم نگه دارم اما بوده زمانی ه بیرون ریخته ام!ممنون
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
مرسی از شما و کلیک حضورتون :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات