جالباسی کنار دیوار، همانجا که یک آیینه تمام قد روی دیوار نصب است. آن جالباسی، کلکسیونی است از چادرهایت. چادرهایی با رنگ‌ها و طرح‌های متنوع. می‌دانی که می‌دانم هر کدامش را چه وقت سرت می‌کنی، می‌گویم...

آن چادر رنگی طرحدار با زمینه خاکستری را وقتی سرت می‌کنی، میخواهی بروی پیاده روی کنی تا قند خونت پایین بیاید. آن چادر آبی کمرنگ را وقتی سرت می‌کنی که میهمان داریم. آن چادر سفید با گل‌های صورتی که من از همه بیشتر دوستش دارم را وقتی سرت می‌کشی، می‌دانم وقت نماز است، چه فضای روحانی به خانه میبخشی. تو را با چشم دنبال می‌کنم، انگار یک کعبه سیار هستی، نشانه‌ای از خدا.

چقدر خودم را به خواب می‌زدم تا تو بیایی و یکی از چادرهایت را روی من بیاندازی، خوابیدن زیر گل‌های چادرت چه لذتی دارد و چه عطری دارد چادرهایت، انگار قطعه‌ای از بهشت است.

اما آن چادر مشکی... آه وقتی آن را سرت می‌کنی دلم می‌گیرد، نه بخاطر رنگش نه... چون که می‌دانم می‌خواهی بروی خانه خواهرت یا برادرت یا می‌خواهی بروی بازار و مطمئنم که ساعت‌ها برنمی‌گردی، آخر دلم تنگ می‌شود برایت.

همین که از در بیرون می‌روی؛ به سمت پنجره می‌دوم تا از پشت پنجره تو را ببینم و دعا می‌کنم که باد بوزد و رقص چادرت را در باد ببینم.

چه زیباست رقص چادرت در باد؛ تماشاییست. مثل موج دریاست، ناآرام ولی آرامش ‌بخش. کجایند شاعران تا ببیند، شاهکار باد با چادرت را...

من عاشق‌ات هستم، عاشق چادرهایت، عاشق رقص چادرهایت... مادرم

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
سلام ... ايهمه چادر يكجا سر جالباسي ////// گل گفتي «خودم را به خواب می‌زدم» .
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود...چادرت دردست باد...
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
سلام ممنون دوست خوبم
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٤/٠٦/٠٨
١
٠
فوق العاده بود...آفرین:)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
ممنون دوست عزیز
m-nasrabadi
m-nasrabadi
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
قشنگ بود
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
سپاسگذارم
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
سلام خیلی زیبا بود . من را به یاد مادرم انداخت که سالهاست کنارم نیست و سخت دلتنگ رقص چادرش هستم .ممنون از شما .
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
ممنون دوست خوبم بخاطر حضورتون
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
چه تعبیر زیبایی بود از چادر.ممنون :)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
ممنون دوست خوبم
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
منم عاشق عطرچادرمادرمم.....وقتی بچه بودم ومامانم میرفت جایی وچندساعت نمیومد میرفتم چادرشوبرمیداشتم.... بومیکشیدم وگریه میکردم:)......خیلی زیادبه دلم نشست:)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
خوشحالم که لذت بردید.و ممنون بخاطر حضورتون
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/٠٩
١
٠
رشته رشته از تارو پود چادر مادر؛ رگه های عشق است..
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
ممنون بخاطر حضورت
gh_yalda
gh_yalda
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
خیلی هم عالی
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
خیلی هم ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
سلام دوست گرامی:ایزدسبحان پناهتان باد
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
ممنون جناب حسنی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
سلام قربان شما
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
خیلی عالی :) چه تشبیه ها و تعبیرهای قشنگی :)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
ممنون دوست خوبم نظر لطف شماست
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
دوست داشتنِ ماردها زیباست به زیباییِ چادرهایِ زهراییشان بویِ بهشت میدهند :)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
قعطا همینطوره . ممنون دوست عزیز
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
عالی نوشته بودین...خیلی خیلی لذت بردم از نوشته زیباتون:)))
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
خیلی خیلی ممنون دوست خوبم
tanin
tanin
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود:))
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
ممنون دوست من نظر لطفتونه
translator
translator
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
زیبا بود.
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
ممنون دوست عزیز و پوزش بابت اینکه پاسخ محبت شما دیر شد
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٤/٠٦/٢٠
٠
٠
مامانای الان دیگه کم کم چادر نمیپوشن.باید با مانتوهاشون خاطره بنویسیم:D
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤