گله کردی / شعر

گله کردی / شعر

نویسنده : nina_aghighi

عالم ز برایت آفریدم، گله کردی

از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی

گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند

صد ناز بکردی و خریدم، گله کردی

جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور

از هر چه که نعمت به تو دادم، گله کردی

گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم

بر بخشش بی منت من هم گله کردی

با این که گنه کاری و فسق تو عیان است

خواهان توأم، تویی که از من گله کردی

هر روز گنه کردی و نادیده گرفتم

با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردی

صد بار تو را مونس جانم طلبیدم

از صحبت با مونس جانت، گله کردی

رغبت به سخن گفتن با یار نکردی

با این که نماز تو خریدم، گله کردی

بس نیست دگر بندگی و طاعت شیطان؟

بس نیست دگر هرچه که از ما گله کردی؟!

از عالم و آدم گله کردی و شکایت

خود باز خریدم گله ات را، گله کردی..

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٨/٠٣
١
٠
:-\
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٨/٠٣
١
٠
شعری بسیار عالی بود برای همه.:)
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
بله درسته:)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/٠٤
٠
٠
خیلی زیبا بود نینا خانوم / ممنون
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٨/٠٤
٠
٠
خواهش میکنم.:)
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات