ما کاراکترهای معمولی دوست داشتنی

ما کاراکترهای معمولی دوست داشتنی

نویسنده : v_nahaie

خدا چون دوست‌شان دارد بیشتر خلق می‌کند ازشان، آدم معمولی‌ها را می‌گویم عزیزم... ماهایی که از فلسفه کانت و شوپنهاور سر در نمی‌آوریم،  از ژست‌های فمینیستی و حقوق برابر زنان و مردان چیزی نمی‌دانیم چون برابری تنها در دو کلمه معنا پیدا می‌کند، «نگه داشتن حرمت‌ها» و «احترام متقابل». در نظرمان جنس مخالف غولی بی‌شاخ و دم نیست یا گرگی درنده، چون در دسته گرگ‌ها و دیوها و مارهای خوش خط و خال برنددار دنبال آدم زندگی‌مان نبودیم. کتابخانه‌های‌مان رنگارنگ نیست، کتاب کم داریم ولی همان‌ها را می‌خوانیم که نه، میخوریم! معمولا دانشگاه‌های دولتی رفتیم، استادهای گند دماغ عقده ماسکی داشتیم، همیشه عکس‌های یواشکی در فولدرهای گوشی یا لای دفتر خاطراتمان داریم، سفرهای اروپایی با آنی و مانی و کاملیا نداشتیم، عوضش سفر به ساحل‌های محمود آباد و فریدون کنار زیاد داشتیم که خاطره‌های خوبش از سواحل ریودوژانیرو هم خفن‌تر است. شاید زیاد گذارمان به بیمارستان‌های دولتی خورده باشد ولی خوب فهمیدیم کارهای دولتی مال رابطه‌دار هاست نه ما که تنها رابطه‌مان با دولت، اخبار دیدن‌های روزی پنج وعده پدرمان است.  بعضی‌هایمان مادربزرگی داشتیم که مانند جادوگر شهر ٱز بود و نوه‌های دیگرش را از ما بیشتر دوست داشت. بعد از تمام شدن رابطه‌های‌مان دنبال‌مان پوز پوز نکردند و منت کش نداشتیم، شاید زیر لب‌شان گفته‌اند گور پدرش، بیچاره پدرمان و گورش. ما غم‌هایمان را می‌بوسیم، بحران‌های عاطفی کمتر داشتیم، به قول بابا بزرگ جانم «آنقدر داشتیم غم توشه آقا جون که عاشقی فراموشه ...»

عزیز دلم ما معمولی‌ها حسرت فحش دادن به آدم‌های شنیع زندگی‌مان به دلمان ماند‌. در سطل آشغال موبایل‌مان کلی مسیج سند نشده داریم که دل‌مان نیامد حتی دل آدم بدهای زندگی‌مان بشکند، شاید شب‌هایی تا ابد گریه کردیم ولی ثانیه‌ای به فکر خود کشی نبودیم، مگر زندگی آبنبات قیچیست؟! دنیای ما معمولی‌ها هیچ وقت به آخر نمی‌رسد، می‌دانی چرا عزیزم؟ چون خدایی داریم که هیچ هم معمولی نیست، عجیب خارق العادست. یک نفس عمیق می‌کشیم و می‌بینیم حالا که خیلی‌ها را نداریم به خیلی چیزها هم نرسیدیم، دنیا همان دنیا، خدا همان خدا، زیبایی‌ها همان‌هاست، آقا اصلا چون خیلی چیزها را به دست نیاوردیم دنیامان خوشگل‌تر هم شده، سادگی شیک‌ترین ژست دنیاست یادت نرود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٦/١١
٢
٠
ممنون از قلم گرمتون
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٦/١١
١
٠
ساده ها سطحی نیستند :) خیلی خوب بود حرف دل منم بود واقعا تو این دنیایی که همه سعی می کنن خاص باشن معمولی بودن یه هنره :) "خدا چون دوست‌شان دارد بیشتر خلق می‌کند ازشان، آدم معمولی‌ها را می‌گویم عزیزم." عالی بود ممنون :) به قول خانم دنیا دیده قلمتان مستدام :) به جیم خوش اومدید :))
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
سادگی شیک ترین زست دنیاست ...خیلی مطلب شما رو دوست داشتم .ساده و در عین حال دلنشین بود .ممنون از شما . ورودتون رو هم به جیم تبریک می گم :)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
به جیم خوش اومدی :) ، خیلی عالی بود ، پر از حس خوب بود متنت :)
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
متن شما روان مرا به یک ساحل آرام سپرد؛ خدای ما خدای سادگی هاست؛ خدای سخت نگرفتن ها بر این دنیا و گذارِ ساده
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٦/١١
١
٠
برای این جمله از کل متن :"عزیز دلم ما معمولی‌ها حسرت فحش دادن به آدم‌های شنیع زندگی‌مان به دلمان ماند‌." ؛ حسرت اینطور چیزها رو اصلا نخور. آدمهای شنیع زندگی ما آدمهای شنیع زندگی خیلیهای دیگه هم میتونن باشن و مطمئن باش خداوند جای عدل نشسته و اون آدمها به نحو احسن از خجالت آدمهای شنیع زندگی ما برمیان بجای ما! اصلا مگه قراره ما به تنهایی همه نیازهای آدمهای شنیع زندگیمون رو برآورده کنیم؟! دوستان، هستن به جای ما ... هستن! :)
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
وحیده جان مثل همیشه از قلم خوبت لذت بردم :) منتشر شدن اولین مطلبت هم تبریک می گم :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
:))))))) عالی بود همیشه دوست داشتم معمولی باشم معمولی ولی تاثیر گذار:)ممنونم
راتا
راتا
٩٤/٠٦/١٢
١
٠
خیلی دوست داشتم این نوشته رو.....مرسی:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨