من فرزند شهیدم
خواهشا شهدا را اسباب رانت بازی‌تان نکنید

من فرزند شهیدم

نویسنده : زهرا خدائی

می‌گوید کلا طرف سه، چهار سال سابقه تدریس دارد، آمده است اداره پیش آقای فلانی و گفته من مدیریت مدرسه می‌خواهم، من فرزند شهیدم !

توی جلسه سازماندهی مدیران مدرسه، بعضی از آن‌هایی که ناراضی بودند، برگشتند به معاون آموزش ابتدایی گفته‌اند، من خواهر شهیدم، من همسر شهیدم، من فرزند شهیدم، تو نمی‌توانی با ما همچین کاری بکنی، یکی‌شان هم برگشته و گفته رئیس جمهورش هم نمی‌تواند من را جا به جا کند، چون من خواهر شهیدم !

سه، چهار سال قبل، استخدامی آموزش و پرورش بود باز، کلی آدم با هزار امید و آرزو شرکت کردند، بعد طرف می‌گوید من اصلا از همچین چیزی خبر نداشتم، یک روز به من زنگ زدند و گفتند مدارکت را بیاور قرار است آموزش و پرورش استخدام شوی و تدریس کنی، باز هم طرف یا خواهر شهید بود، یا فرزند شهید، یادم نیست درست .

سرایدار مدرسه 20 درصد جانباز است، ظاهرش که خوب و سالم است، چهار، پنج تا پسر دارد، هر کدام را با همین سهمیه جانبازی توی یک جایی چپانده است، به یکی از پسرهایش زنگ زده‌اند گفتند مدارکت را بیاور، قرار است بروی فلان مدرسه تدریس کنی !

شهید عزیز و گرامی ست، درست، شهید جانش را گذاشت کف دستش و رفت جنگید تا من و امثال من الان این‌جا باشیم و راحت بنشینیم پشت رایانه و تایپ کنیم یا راحت و آزاد برویم توی خیابان‌ها گشت بزنیم. خانواده شهید داغدیده است، قبول. مادر شهید پاره تنش را فرستاد به میدان جنگ، همسر شهید عشق به خدا را اول در نظر داشت برای همین راضی شد تا همسرش برود زیر آتش باران دشمن، فرزند شهید سایه پدر را بالاس سرش نداشته، حسرت ِیک نوازش یا لبخند پدرانه بر دلش مانده، جانباز یک عضو یا چند عضوش را بخشید تا مبادا ذره‌ای مرز ایران جا به جا شود، فرزند جانباز دوست دارد پدرش مثل خیلی دیگر از باباهای دیگر بتواند راحت نفس بکشد، راحت راه برود، همسر جانباز حالا خودش را وقف نگهداری از همسرش کرده است، همه این‌ها قبول؛ همه این‌ها درست. قبول دارم که باید حقی برای خانواده این عزیزان در نظر گرفت، اما به چه قیمت؟ به قیمت این‌که وقتی مردم اسم «شهید» یا «جانباز» به گوش‌شان خورد، به جای این‌که یاد رشادت و قهرمانی بیافتند، اولین چیزی که به ذهن‌شان می‌رسد «سهمیه» باشد؟ به قیمت این‌که وقتی ما مردم می‌فهمیم طرف از خانواده شهدا و ایثارگران است به جای این‌که حالمان یک جوری شود، بیشتر حس نفرت به ما دست بدهد؟

البته نباید از حق بگذریم که همه اینطور نیستند، خیلی از ایثارگران هستند که اصلا دنبال کارهای جانبازی‌شان نرفتند، خیلی از خانواده‌های شهدا هستند که دنبال کارهای شهیدشان نرفتند، روی صحبت من با کسان دیگری ست .

روی صحبتم با همان‌هایی ست که این خانواده شهید بودن را مثل اسباب بازی توی دست‌شان گرفته‌اند و با آن هرکاری که دلشان می‌خواهد می‌کنند. قبول دارم که هیچ‌کدام از این‌ها جای خالی فرزند، همسر و پدر را برایشان پر نمی‌کند، اما ما هم آدمیم، ما هم حق نفس کشیدن داریم، ما هم درس خوانده‌ایم و حالا انتظار داریم نتیجه‌اش را ببنیم، قیامت و آخرتی هم هست، فردا در روز قیامت چشمتان به چشم همین شهیدتان می‌افتد...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/١٠
٣
٠
توی یکی از پستام گفتم که با سهمیه های واقعی و به حق موافقم ولی سواستفاده هیچ جوره توجیه نمیشه. خیلی شرم آوره که شهید و جانباز رو اینطوری مصاده به مطلوب میکنن!
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٦/١٠
١
٠
علت نفرت خیلی از مردم از نظام،دین،روحانیت،شهدا همینه حتی کسایی که دوست دار آرمانهای انقلابن واقعا تاسف آوره
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
منم با سهمیه ی به حق موافقم ، اما متاسفانه توی هیچ جایی ندیدم ...
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٦/١٠
٢
٠
حرفت رو باید با آب طلارنوشت،باید سر وکله ات رو طلا بگیرن.......واقعا گل گفتی ...... فامیل ما دخترش هرکلاس رو دوبار تکرار کرده معدلش دیپلم به زور ده شده اونوقت حقوق دانشگاه تهران قبول شده چون فرزند شهید!!!!!!! بوذه
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
قربون شما :دی ، ای بابا ... متاسفانه همیشه همین بوده هست ، دلم که از سهمیه دانشگاه خون ِ خون !
aaasaeid
aaasaeid
٩٤/٠٦/١٠
١
٠
حالا شما هم خیلی تند نرید. وقتی آدم میخواد حرف بزنه اول خودشو جای طرف باید بزاره
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
اتفاقا سعی کردم همه جوانب رو بسنجم و بعد بنویسم ، ممنون از نظرتون :)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/١١
١
٠
همه ی مثال هایی که زدم به عینه دیدم ، خودم با یه فرزند شهید همکلاس بودم و دیدم که چطور از همین سهمیه ش سو استفاده میکرد ، مطمئن باشید هیچ وقت بدون تفکر و جوانب سنجی حرفی رو نمیزنم :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٠
١
٠
سلام:بسیارعالی بود.خداشهداراباشهدای صدراسلام محشورفرماید
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
سلام ، آمین :)
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٦/١٠
٢
٠
این دیگه تو جامعه ما یه چیز خیلی طبیعی شده که شور همه چیو در میارن!!! قبلا مگه حرف اینجور چیزا بود اصلا؟!؟! دو نفر فرزند ایثارگر بی سروصدا ومعمولی مثلا دانشگاه قبول میشن وتلاش خودشونم میکردن وهیچکی هم نمیفهمید...ولی حالا؟این قدر هرجا میری اولویتا رو گذاشتن واسه سهمیه دارا که این قدر این مسئله بزرگ شده واسه همه!نمیدونم هم چرا این مسئله یه چیزیه که واسه من یکی هیچ وقت از ته دل حل نمیشه!من ساعتها سر این موضوع موقع کنکورم با داییم بحث کردم وتقریبا قانع شدم از دلایلش ولی همیشه ته دلم با خودم میگم با کارای دیگه ای هم میشد این جای خالی و این تحمل کردنای ایثارگرا جبران بشه!!!نه با حقای گاها بیجایی که بیشتر حق بقیه ضایع میشه!مطلب خوبی بود زهراجون:)))
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/١١
١
٠
واقعا با کارهای دیگه هم میشه ، اما ... ، خواهش میکنم منصوره جان :)
elnazi
elnazi
٩٤/٠٦/١٢
٢
٠
منم همین مشکلاتودارم..اینکه من امسال باید پشت .کنکور بشینم ودوباره یه سال دیگه از خوشی هاو تفریحاتم بزنم.اما کساییکه سهمیه دارن براحتی انتخاب رشته کنند و خیالشون راحت باشه بابت دانشگاه؟اونم با رتبه ای که فقط و فقط بخاطر سهمیه داشتن اورده مطمئنن قبوله توی یکی ازبهترین دانشگاهای کشور اما کسایی مث من....اینکه برادرمن با4سال درس خوندن وهزینه کردن الان با اینکه اموزش پرورش استخدامی داره بازم هیچ امیدی نداره و در ب در دنبال شغل ازادمیگرده اما پسر فامیلمون بدون هیچ دغدغه ای براحتی شدمعاون مدرسه..هی...دوستم بم اس داد فریده فهمیدی دختر فلانی شده300؟؟انقد حالم بدشده بودکه وقتی دید جوابشو ندادم دوباره اس داد ناراحت نباش *باسهمیه*شده300...اسم اینا روچی باید بذارم ؟؟
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/١٠
١
١
سلام .خانوم خدایی فکر نمی کنم تو این مملکت کسی با شنیدن نامی از خانواده شهید حس نفرت بهش دست بده ...کاش این قدر تند نمی رفتید.
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
سلام ، من همچین چیزی رو دیدم که گفتم ، ممنون از شما :)
translator
translator
٩٤/٠٦/١١
٢
٠
چی بگم :/ صحبتتون درسته . اینکه باید برای خانواده ی شهدا یک مزییتی در نظر گرفت کاملا درسته چون ما همه مدیون اون عزیزانیم اما در حدی باشه که بقیه هم تلاششون کاملا نادید گرفته نشه. تو این ازمون استخدامی اموزش و پرورش که اخیرا برگزار شد البته اون هم بعد از چند ماه حرف و حدیث که همه ی جوونای طفلک خوشحال شدن و امید پیدا کردن برای هر رشته تعداد انگشت شمار که میخواستن هیچ سهمیه هم برای خانواده شهدا قائل بودن که همین تعداد کم و سهمیه باعث شد خیلیا شرکت نکنن. مثلا یکی از نزدیکان برای کامپیوتر سه نفر مشهد میخواست که اونم گفت 48 تومن بدم بعدم سه نفر بخوان؟ خب معلومه قبول نمیشیم شرکت نکرد. حالا مسئله ای که تاسف برانگیزه اینه که کسانی که بیشتر از سهمیه ها و کلا فرصت هایی که دولت بهشون میده استفاده میکنن از همه شاکی ترن و فکر می کنن کسی براشون کاری نکرده. حالا از همه ی اینا گذشته همه ی ارگان ها یه پوان های مثبتی برای کارمنداشون در نظر میگیرن که متاسفانه و متاسفانه اموزش و پرورش از همه کم مزیت تره . کل لطفی که کرده نیمکتارو جمع کرده معلما برن مسافرت تو کلاسا اسکان داشته باشن. همین
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
موافقم با حرفات :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣