دنیا از ازل گرد بوده

دنیا از ازل گرد بوده

نویسنده : z_fakoor

و درست است که ذره ذره دوست داشتنت آب می‌شود. تو همینی کمی «من» از آن طرف هم «نیم من». دنیا همین بوده است، آن طور که می‌گویند از ازل گرد بود و می‌چرخد و آسیاب می‌کند و رحم نمی‌کند.

حتی به پسرک هشت ساله ا‌ی که باید هم درس بخواند، هم کارکند، هم عصای دستِ پدرِ تصادف کرده‌اش باشد، هم مادری که مادرانه خرجش نکرده را به کمپ بفرستد تا اعتیادش را پاک کند و معتادِ وجودِ دردانه‌یِ وجودش شود.

گاهی دنیا به کوچکترها هم رحم نمی‌کند و تو ادب را دور می‌اندازی و در را پشت سرش می‌بندی وچهل قفل به وجودش می‌زنی .

و چه تهوع انگیز می‌شوی... «میشوم»

و گاهی کسی را می‌خواهی که نوشته‌هایت را بخواند و بفهمد این تو نیستی و نمی‌خواهی... ولی نمیشود ! و تو میخواهی پیرو باشی، پیرویِ همان حرفِ «سه طلاقه کردنِ دنیا »، اما چرا نمی‌شود؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
میر ویسم، تو بزرگترین مرد کوچک دنیایی،که در اوج نداشتن هایت می بخشی،آن هم در این زمانه کفتار صفت که برای لقمه ای بیشتر له له می طنند.میر ویسم،دستانت را دوست دارم دستانت بوی رنج می دهند،دستتانی که برای گره هایی بزرگ ساختندشان، میر ویسم ...
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
سلام:خدانگهدارتان باد
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
سلام !خدانگهدارِ شماهم باشد
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
سلام متشکرم.زنده باشید
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
متنتون قشنگ بود و بنظروم برآمده از یک احساس یهویی. درست میگم یا نه؟ با این حال انتقال حس و شرایط بخوبی انجام گرفته..
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
بله دقیقا حس و حالِ همون وقتم بود ،بخاطرِ همین زیاد بهم مرتبط نبود . ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات