سر به زیر شده‌ام

سر به زیر شده‌ام

نویسنده : S_ashoori

به آدم‌ها نگاه نمی‌کنم، مدتی ست دیگر متوجه نمی‌شوم که مثلا امروز لبخند فلانی پر رنگ‌تر است، امروز صدای فلان کَس بغض دارد، تِم انتخاب رنگ در لباس آن یکی دوستم تغییر کرده، یک حلقه به انگشت دست چپ فلان آشنایم اضافه شده، همسایه‌مان تغییر کرده است یا...

نه فقط به آدم‌ها، که به هیچ چیز دیگر نگاه نمی‌کنم، سراغ باغچه نمی‌روم، کتاب‌هایم را باز نمی‌کنم، وبلاگِ دوستانم را نمی‌خوانم، برای کسی تکست نمی‌فرستم، با کسی تماس نمی‌گیرم و...

و غم انگیزترین قسمت ماجرا آن‌جاست که دیگر به خودم هم نگاه نمی‌کنم، دیگران می‌گویند که زیر چشمانم گود رفته است و من به خودم نگاه نمی‌کنم. جوش ها به صورتم حمله کرده‌اند و من به خودم نگاه نمی‌کنم. مجبور می‌شوم به بیرون از خانه بروم و به سِت نبودن لباس‌هایم نگاه نمی‌کنم، گوشه چادرم به جایی گرفته و پاره شده است و من به آن نگاه نمی‌کنم...

به آسمان؟

به آسمان نگاه می‌کنم اما آسمان به من نگاه نمی‌کند!

============

پ.ن: سر به زیر نشده‌ام، سر به زیرم کرده‌اند و حالا زمین نیمی از مرا قورت داده است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
elnazi
elnazi
٩٤/٠٦/١٠
١
٠
سر به زیر نشده ام سر به زیرم کرده اند...د ق ی ق ن ....حرف من بود...موفق باشین....
S_ashoori
S_ashoori
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
ممنونم دوست عزیز، ان شالله زندگیتان پر از اتفاقلت خوب
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/١٠
١
٠
وحالا زیمنی نیمی ازمن را قورت داده است :(ههـ
S_ashoori
S_ashoori
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
و شاید به زودی تمام مرا قورت دهد
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
شاید :(،ههـ:)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
سر به آسمان داری،آسمان نگاه خواهد کرد/اندکی صبر کن جانم/آسمان صدا خواهد کرد
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
و این است اندر حکایات عـــــــاشقی:))))چرا واقعا؟!؟! قشنگ نوشتین(*_*)
S_ashoori
S_ashoori
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
آدم ها فراموشکارند و یادشان می رود قلب ها شکستنی اند... ممنونم دوست عزیز..
S_ashoori
S_ashoori
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
شاید... شاید...
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
نگاه آسمان خبر نمی خواهد؛ آسمان همان سربه زیری ما را میبیند و کیف میکند.. نمی دونم...در تمام این تلخی ها روزنه ی عشق هست،
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
یکی بزن تو دهن زمین خودتو بکش بیرون
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات