مبادا بارانی‌ات یادت رود...

مبادا بارانی‌ات یادت رود...

نویسنده : نیلوفر عیدی

و بی تو منتظرم پشت پنجره‌ای که اشک می‌ریزد

این راه طولانی است مبادا زیر باران فراموشی خیس شوی

مبادا بارانی‌ات یادت رود 

مبادا چتر های‌مان را جا بگذاری

مبادا...

یادت می‌آید این جمله‌ها را روز تولدت هم در گوشت زمزمه می‌کردم

اما عزیزم بارانی‌ات پس کو؟

چترت را کجا جا گذاشته‌ای؟

نکند خیسی تنت از جنس فراموشی باشد!

به راستی چرا نمی‌شنویم صدایش را او که می‌گوید

اگر یک وجب به سمت من آیید یک گام به سوی شما می‌آیم

اگر یک گام به سمت من آیید ده گام به سمت شما می‌آیم

و اگر اآهسته سمت من آیید شتابان به سوی شما خواهم شتافت

به راستی چرا نمی‌شنویم ؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/٢٢
١
٠
به راستی چرا نمی شنویم؟! خیلی زیبا بود ممنون :)
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/١٢/٢٢
١
٠
زيبا و خيلي زيبا
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٢٢
١
٠
الهی کیف ادعوک و انا انا خدایا چگونه صدایت کنم که من منم و تو تویی چگونه؟
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٢٢
١
٠
زیبا بود، ممنونم:)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/٢٢
١
٠
قشنگ بود!مرسی
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٢/٢٢
١
٠
هههعی
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩١/١٢/٢٢
٠
٠
کلا به جای کلمات ار آوا ها استفاده می کنی ، نه ؟؟؟:))))))))
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٢
١
٠
خیلییییی خوب ....
sasa10
sasa10
٩١/١٢/٢٢
١
٠
آخـــــــــــــــــــــــــــــی
saiideh70
saiideh70
٩١/١٢/٢٢
١
٠
زیبا و دلنشین
mahtab-k
mahtab-k
٩١/١٢/٢٢
١
٠
فک کنم چون خیلی وقته خودمونو زدیم به کری نمیشنویم !!!! )))))):
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٣
٠
٠
گم شده ایم..! دچار فراموشی ام..خدایا بیدارم کن.. آگاهم کن.. بیادم بیار.. کمکم کن..
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
زیبا بود چی بگم!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣