مطمئنا در پس سلام، خداحافظی هم هست!

مطمئنا در پس سلام، خداحافظی هم هست!

نویسنده : قاصدک-1

همیشه آزاد بودم، در فکر، عمل، دین، انتخاب و... زمانی که پا به دنیای مجازی گذاشتم (وبلاگ) با وجود این‌که بیشتر کاربران با نام اصلی خود و برخی هم با عکس واقعی خود در  شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند، تصمیم گرفتم با نام مستعار بنویسم! و قسمت تصویر نام نویسنده هم هر تصویری که مایل بودم بگذارم (چون اعتقادم بر این بود که افکار منقوش آدمی هزار وجه و تصویر دارد و محدود به یک تصویر نیست! نوشتن در دنیای مجازی هم اغلب هدفی جز به تصویر و نقش کشاندن افکار نیست!)؛ خوبی دنیای مجازی به این است که تو را می‌خوانند نه به این دلیل که ماشین گران قیمت زیر پایت است یا لباس فاخر به تن داری یا زیبا رو یا شخص معروفی، یا فامیل فلان شخصیت هستی و گوشی‌ات فلان مارک است، خلاصه تو را نمی‌خوانند به دلیل این‌که لاکچری هستی! تو را می‌خوانند تنها برای آن‌که حرف‌های دلت به دل می‌نشیند، بی آن که نامت را بدانند یا تو را دیده باشند! (کاری ندارم به برخی از فعالان دنیای مجازی که با حیله‌گری وارد و به مقاصد شوم‌شان می‌پردازند!)

دنیای مجازی را دوست دارم چون حرف‌هایم بی پرده‌تر گفته می‌شود! شاید برای این است که قاضیان یک قاصدک را کمتر از یک شخصیت واقعی به سلابه قضاوت می‌کشند! قاصدک را دوست دارم چون از گیاهی خود رو متولد می‌شود و سوار بر باد بی تعلق روزگار می‌گذراند، قاصدک از بالا می‌بیند آن‌چه را که آدمیان از رو به رو می‌بینند! این بود که نام قاصدک را انتخاب کردم، آری قاصدکی که لاکچری نیست! اما حرف برای گفتن زیاد دارد؛ قاصدکی که متعلق به جا و مکان خاصی و فاخر نیست!

من «قاصدک-1» تعلق خود را بیشتر به وبلاگ خود می‌دانم تا مجله‌های اینترنتی گوهر پرور و گاهی هم لاکچری پرور! به همین دلیل در مقابل این تشک کشتی تعظیم و وداع می‌کنم! خب هر آمدی رفتی دارد! اما من همیشه می‌ستایم قلم فرسایانی که سخن دلشان را بر دلمان منقوش می‌کنند و حقایق را زیبا در کلمات به تصویر می‌کشانند، چه در این شبکه اجتماعی و چه در شبکه‌های اجتماعی دیگر؛ این مدت فعالیت من در جیم شیرین و پر از لطف و تجربه بود و زین بعد در میان این همه بی‌مجالی اگر مجالی باشد حرف‌های من در خانه قبلی من (وبلاگ) منقوش می‌شود.

قلم‌تان مانا و برای‌تان زیباترین سیرت را آرزومندم.

یا حق

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
حرف های بی پرده را دل های بی پرده می شنوند چه اینجا و چه در جای دیگر... بدورد..
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
موفق باشی‎:)‎
راتا
راتا
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
موفق باشی عزیزم......بدرود
ns_banihashem
ns_banihashem
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
سلام عزیزم به قول خودت بانو: ماهیت قاصدک ،قاصد و هم سفر باد بودنه... سلامت باشی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨