فتنه‌گر ... / شعر
شعری سروده خودم

فتنه‌گر ... / شعر

نویسنده : hamid_kh

یک شهر را در زیر پاهایت لگد کردی

من همچنان پشت سرت مخروبه می‌مانم

قاضی هنوز از جرم من چیزی نمی‌داند

اما من آن پرونده مختومه می‌مانم

اسکندری، آتش بزن شهر و دیارم را

من با تو صد سال است ابراهیم رنجورم

گفتم: «نرو» گفتی: «فراموشم کن و بگذر»

اما دلت می‌گفت: «من معشوقه می‌مانم»

هر روز در «تیتر یک کیهان» تو جا داری

ای «فتنه گر» با شورشی هر روز همراهی

یک کودتای مخملی با شال ابریشم

سخت است اما در همین محدوده می‌مانم

در حصر می‌بردی هر آن کس عاشقت می‌شد

اما مرا بیم از حصار چشم‌هایت نیست

گفتی که: «حتی خاطراتم را ببر از یاد»

 پس لا اقل یک شاعر مربوطه می‌مانم

با این همه نازی که در دامان خود داری

من را به استبداد لب‌هایت فرا خواندی

حکمی که دادی مرگ قلبم بود اما من

با این حکومت در دلم مشروطه می‌مانم

در دین من با کافران جرم است خندیدن 

پس گیسوانت را، حجابت را رعایت کن

با یک کلاه شرعی و فتوای شیخ شهر

مثل همان مشروطه من، مشروعه می‌مانم

من بی سر و سامان تو از شاهان سامانی

جام غرورم را بیا بشکن که لبریز است

مجنون و شیرین، لیلی و فرهاد افسانه ست

حتی بدون مشتری منظومه می‌مانم

من لطفعلی خانی که بعد از جنگ قاجاری

بی لشکر و مغلوب و مقهور از تو می‌خوانم

برگرد قبل از این محمد خان قاجاری 

گر برنگردی بعد از این متروکه می‌مانم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
خیلی قشنگ بود. باریکلا حمید
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
اوه اوه دیه ببین چی بوده که شما هم کامنت گذاشتین خخخخ
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
عالی عالی عالی به به به به
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٦/١١
١
٠
شوما دیگه دارین از دست میرین حمیدآقا:دی...شعرتون خیلی قشنگ بود؛چی همه تلمیح به کار بردین توش:)))تبریک میگم به قلم وذهن وخلاقیت واحساس فوق العادتون:))) شاه بیتش هم به نظر من این تیکه اشه:«با این همه نازی که در دامان خود داری/من را به استبداد لب‌هایت فرا خواندی»!!!
Cold
Cold
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
حمید با روانم بازی میکنی با این شعرات....
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
بابا شما دیه کی هستین!!!!! چه شعری بوددددددددددددددد!!!! احسنت واقعا احسنت ! الحق دهنم ادم باز میمونه از این همه قلم و ذهن خلاق شاعرانه :)
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
بنظر این شعر باید بعنوان مطلب برتر انتخاب بشه و تو جیم چاپ بشه!
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
ساعت انتشار گویای همه چیزه:D خعلی قشنگ بود^__^
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
:))))
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
آرایه های عالی؛ وزن خوب؛ گستردگی ذهنی زیاد و کاربرد اون در شعر هنرمندانه بود
elnazi
elnazi
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود...موفق باشین...
راتا
راتا
٩٤/٠٦/١٢
١
٠
یک شهر را در زیر پاهایت لگد کردی/من همچنان پشت سرت مخروبه می‌مانم..........و.......در دین من با کافران جرم است خندیدن /پس گیسوانت را، حجابت را رعایت کن/با یک کلاه شرعی و فتوای شیخ شهر/مثل همان مشروطه من، مشروعه می‌مانم........این دوقسمت عجیب خوب بودوبه دلم نشست:)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
خیلی زیبا بود .استفاده از اتفاقات تاریخی توی یک شعر عاشقانه خیلی جالب بود .ممنون از شما از خوندنش لذت بردم .
محبوبه
محبوبه
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
آقا خیلی زیبا بود. واقعا قشنگ بود. دم شما گرمممممممممممممم :)))))
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات