«ويژژژژژ» گويان زير كاميون مي‌روم!

«ويژژژژژ» گويان زير كاميون مي‌روم!

نویسنده : زهرا‌ آقايي

چقدر «ماشين‌بازي» گوشي من پررو است! محترمانه بگويم: ماشين‌بازي ِ گوشي من خر است! و هر چه با او صحبت مي‌‌كنم فايده‌اي ندارد، چون زبان آدم سرش نمي‌شود. حتي به او گفته‌ام كه موتوربازي گوشي‌ام را بيش‌تر از تو دوست دارم اما او تلاشي براي به دست آوردن دل من نكرده است! چون لامصب سرعت دارد اما ترمز ندارد. سرعتش خود به خود زياد مي‌شود اما من اصلا حق كم كردن سرعت در مواقع ضروري را ندارم! بعد اگر من نگون بخت راه خودم را بروم، كاري به كار كسي نداشته باشم، «ويژژژژ» گويان لايي‌ام را بكشم و سكه‌هايم را بخورم! و يك ماشين كورِ بي‌وجدانِ بي ناموس، بي مقدمه راهنما بزند و فرمانش را بپيچاند طرف من و بيايد روي من، «من» مي‌سوزم! و هيچ خبري از پليس و حق تقدم و بيمه و غيره هم نيست! همين است كه هست.

تازه حتي آن‌ها چشم ندارند شوفري من را ببينند. وقتي خوب رانندگي مي‌كنم و تا مسير طولاني‌اي پيش مي‌روم، آن‌ها با توطئه و نيرنگ دست به يكي مي‌كنند تا من در شرايطي قرار بگيرم كه يك كاميون خير نديده در لاين وسط و دو سواري خيرنديده‌ي بي‌صاحب ديگر در لاين‌هاي اين‌وري و آن‌وري با يك سرعت مورچه وار و آرام كنار هم بروند طوري كه انگار راننده‌هاي آن‌ها وسط اتوبان دارند با هم در مورد نحوه‌ي نابود كردن من صحبت مي‌كنند! من هم كه نه ترمز دارم و نه مي‌توانم سرعتم را به اندازه‌‌ي آن‌ها كم كنم، بايد با دستان خودم بروم زير كاميون لعنتي و بسوزم! بعد مي‌نويسد «You Lost»! من لاست خير نديده؟! خودت لاست! نَنَت لاست! عَمت لاست! همه كس و كارِت لاست!

حالا اگر من بخواهم در لاين سمت راست با سرعت زياد بروم يا در لاين سمت چپ با سرعت كم بروم، هي فرت و فرت اخطار مي‌دهد و نور قرمز روشن مي‌شود! مي‌دانيد؟ بازي گوشي‌ام هم فهميده است كه من انسان ساده‌اي هستم و به راحتي مي‌شود حقم را خورد! بازي گوشيم هم مرا بازي مي‌دهد! كم مانده است بيايد يك پولي از من دستي بگيرد براي خسارت ماشين‌هايي كه مي‌آيند روي من! مي‌بينيد؟ من از بازي گوشي هم شانس نياورده ام! آخر يك روز مي‌روم وسط اتوبان همين ماشن‌بازيم از ماشين پياده مي‌شوم و مي گويم: «كاميون بيا از رو من رد شو!» بعد كاميون بيايد طوري مرا له كند كه جنازه‌ام را با خاك انداز جمع كنند! البته تا زماني كه 4500 دلار جمع كنم و آن موتور آخري پرسرعت موتوربازي‌ام را بخرم، انگيزه‌ي كافي براي ادامه‌ي حيات دارم...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
واااااااای که چقدر دلم یه موضوعه نو واسه خوندن میخواست (: در ضمن ، غصه نخور منم همینم تازه من اون انگیزه رو هم ندارم باز خوبه تو دلت به موتورِ گرمه ! در کل بگم کیفور شدم با خوندن این نوشتت عاااالی بود(:
زهرا آقایی
زهرا آقایی
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
الان بالاخره موضوع ما نو بود یا نبود؟ البنه بعید می دونم کسی غیر از من از بازی گوشبش ضربه عاطفی بخوره. در کل مرسی زهرا جون. خوشحالم که کیفور گشتی. هدف ما جلب کیفور شماست!!
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
موتورمم خریدم دیگه انگیزه ندارم. تازه چاقم شدم. خودت تا تهش برو:(((
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
سلام ... اين زاويه ديد شما زيبا بود . چشم شورها «لاست » شوند
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
سلام برادر... زاویه دیدم از شما تشکر میکنه. میگه چشماتون زیبا میبینه. ای بابا... :))) دشمناتون لاست...:)
ns_banihashem
ns_banihashem
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
خدا موتور سوارهات رو واست حفظ کنه زهراجون
زهرا آقایی
زهرا آقایی
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
ممنون نفیسه عزیزم. خوشحالم ک اینجا هم میبینمت...
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
امان از این ماشین بازی گوشی!دلم میخواد توش بجای اب نوشابه بریزم دلم خنک بشه
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
مگه الان آب میریزیییییید؟؟!!!!
چراغعلی
چراغعلی
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
بعد مدت ها یه متنو خوندم که واقعا خندم گرفت!! دم شما گرم...
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
چه خوووب. خیلی خوشحالم...
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/١٣
١
٠
یادمه یه استادی داشتیم همیشه ایم مثل تکراری رو میگفت ک جوون به درز دیوارم میخنده!!من با خوندن نوشته هات میگم زهرا خانوم از درز دیوارم سوژه در میاره برای نگارش یه مطلب توپ :) جاده گیمت صاف و خالی از راننده های کور روبرو اصلا جاده بازیت یه طرفه,فقط حواست باشه اگه ماشین بازیت رفت زیر کامیون و با آسفالت یکی شد برو یه ماشین صفر داخلی بخر جایگزین کن هم به آرمان های مملکت پایوند بودی و خیانت کار به حساب نمیای وهم باحال تر زیر کامیون له و لورده میشن
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
سلاااام جناب سروان. تق (ادای احترام نظامی). لطف دارید. ممنونم. خوب واقعا جرز دبوار خنده داره دیگه... نه؟! بعدشم من ترجیح میدم خائن باشم در آن موارد...
لیلی
لیلی
٩٤/٠٦/١٣
١
٠
چه ماشین متصور شده مهربانی! مراعاتش را کنید دست خودش که نیست بنده حدا:-)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
کی مهربونه؟؟!! حال شما خوبه؟؟!
لیلی
لیلی
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
منظور ماشینی است که با این تعبیرات هنوز میتازد:-)
هادی قنبری
هادی قنبری
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
آقا من هرچی فکر میکنم می بینم متن شما یه مفهوم عمیق و لایه لایه ای داشت که ذهن من از رسیدن به اون قاصر است؛ درست میگم؟؟
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
داشتیم اقا هادی؟؟ تمسخر داشتیم؟!
هادی قنبری
هادی قنبری
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
باور کنین تمسخر نکردم؛ متن شما رو میشه به خیلی چیزای مفهومی تشبیه کرد؛ خودتون نمی دونید چی نوشتید خانم؛ آفرین..
زهرا آقایی
زهرا آقایی
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
چی گفتم که نفهمیدم؟؟!!! خب بگید منم بفهمم؟!
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
جدي توضيح بديد دوست دارم برداششتون رو بدونم...
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
مثلا بطور ساده ؛ رقابت بین آدم ها ؛ حسادت ها....
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
خو نمی گی منم دلم ماشین سواری بخواد ؟
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
وای نه. من خودم عصر یه روز پتئیزی ماشین بازی دلم خواست آخر عاقبتم این شد... میخوای به درد من دچار شی؟! برو به ایندت فکر کن جوون...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
سلام همواره سلامت وموفق باشید
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
سلام جناب حسنی. ممنون از دعای خوبتون:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
سلام:خدایارتان باد
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
مثل همیشه از یک زاویه ی دید منحصر به فرد مطلبی نوشتین که خیلی جذاب و خوندنیه. نوع نگارش شما اینقدر خاص هست که اگه بدون اسم هم منتشر بشه تشخیص داده میشه که این قلم توانا متعلق به شماست.موفق باشید:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
خییییییلی ممنونم آقای صالح. نظر لطفتاان است:) خوب شخصیت آدما ناخودآگاه رو نوشته هاشون تاثیر میذاره و شما هم ناخودآگاه اونو دریافت می کنید دیگه:) البته فکر میکنم این موضوع فقط در مورد نوشته های طنز بنده صادق باشه. در موارد جدی شاید بدون نام قابل تشخیص نباشه... اما بازهم ممنون و سپاسگزارم. موید باشید
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
چی بگم والا:)))) فقط لطفا سیاست مدار نشوید با این تفکرات!!! :))
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
کدوم تفکرااات؟؟!! رامبد؟؟!! شیب ؟ بام؟
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
کدوم تفکرااااآت؟ رامبد؟ شیب؟ بام؟ البته من علاقه ای هم به سیاست ندارم. ایششش
لیلی
لیلی
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
متشکرم شما خوب هستین؟ ماشین مهربانی است دیگه که با این همه انتقاد باز هم بازیچه دست شما شده:-)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
:| فعلا كه من بازيچه ام. خب اونم بياد ازينجا از من انتقاد كنه، ديگه چرا با احساساتم بازي ميكنه؟؟!!!!!!!
لیلی
لیلی
٩٤/٠٦/١٩
٠
٠
حیف که راه گریزی نداره وگر نه حتما همین کار را میکرد:-)یف
راتا
راتا
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
زیبابودزهراجان....آفرین.....به دلم نشست:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
ممنون عزيزم. دلتون هميشه آرام...
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣