قاشق باشم يا قابلمه ؟!

قاشق باشم يا قابلمه ؟!

نویسنده : dordanag_d

قطعا همه ما در زندگي‌مان اشتباه داشته‌ايم، منظورم اين است كاري كه نبايد را انجام داده‌ايم، دستي كه نبايد را گرفته‌ايم و اعتماد نكرده را هم كرده‌ايم و مهم‌تر از همه اس.ام.اسي را به شخصي كه نبايد فرستاده‌ايم!

قضيه به اين‌جا ختم نمي‌شود، بعد زبان‌مان بند آمده و گوشي تلفن را به نزديك‌ترين ديواري كه نبايد كوبانده‌ايم! اصلا چرا روي ما انسان‌ها را با ضرب المثل‌هايي كه نبايد مثل «انسان جايز الخطاست» باز كرده‌اند و بعد دليل مي‌خواهند از ما انسان‌ها؟! سوالي كه بعد از اين پيش مي‌آيد «اصلا ما چرا انسانيم؟» و به قول عليرضا آذر اين درد انسان بودن‌مان كم نبود كه بعدش اس.ام.اسي هم اشتباه بفرستيم؟! نه واقعا؟! ما كه بيچاره شديم ولي كاش هيچ كس ِديگري هيچ اس.ام.اسي را اشتباهي براي هيچ شخص ِنبايدي نفرستد، كه بعد از آن پروسه «قاشق باشم يا قابلمه» آغاز مي شود و بعد از علم بهتر است يا ثروت قطعا مهم‌ترين سوال تاريخ خواهد شد!

حال از همه اين حاشيه‌ها به كناري خيزيم و به متن داستان برسيم. بعد از اين‌كه شما يا بنده به فرض مثال فرقي نمي‌كند، من خودم را از شما مي‌دانم و متقابلا از شما هم همين انتظار را دارم! اس.ام.اس اشتباهي را فرستادم، ميل به كوباندن سر به ديوار در من افزايش يافت وقتي كه به ديوار نزديك مي‌شدم يكهو به خودم آمدم و گفتم كاش من يك ديوار بودم! حداقل سري به من كوبانده مي‌شد و عذاب وجداني آسوده... بعد از آن هر اشيائي كه در اين دنيا رسالتي مانند رسالت انسان بودن ندارد، آرزوي من شد! كاش من يك پنجره بودم، كاش يك قاشق روي ميز غذا خوري، كاش يك قابلمه روي اجاق، كاش يك گل... البته براي مورد «گل بودن» نمي شود سريع تصميم گرفت، بعد مردم مي‌گويند طرف خيلي خود پسند و فلان است و بار دگر ميل به كوباندن سر به ديوار در من ايجاد مي‌شود زبانم لال و مغزم زير خروارها خاك!

از همه موردها به قاشق بودن توجه ويژه‌اي داشتم، با قاشق غذا مي‌خوري، سوپ به بيمار مي‌دهي و شستن قاشق هم راحت به نظر مي‌رسد! نكات مثبت بسياري دارد كه ميل به بودنش در من را تحريك مي‌كند و آرزو كردم و مي‌كنم كاش يك قاشق بودم، يك قاشق زنگ زده كج و معوج، اما به دور از صفات انساني، به دور از هرگونه اشتباهي!

بعدتر قابلمه را ديدم، شيفته‌اش شدم و آرزو كردم قابلمه شوم، قابلمه هميشه روي اجاق گاز است، غرور خاصي دارد و از همه مهم‌تر در غذا سازي نقش به ويژه‌اي ايفا مي‌كند، قابلمه بودن هم خيلي خوب است، آرزو مي‌كنم قابلمه باشم، اما اشتباه نبايدي را انجام ندهم و هيچ كجاي دنيا به هيچ كس نبايدي هيچ مسيج نبايدي نفرستم! اما نكته مهم‌تر اين است كه «قاشق باشم يا قابلمه؟!» البته پيشنهاد شما را براي اشياء ديگر بودن با جان و دل پذيراييم.

===========

پ.ن: اين نوشته طنز نوشته‌اي توخالي بيش نيست

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
اوووم خب به نظرم اگه هممون بخواییم بدون نقص زندگی کنیم که باید بهمون بگن ربات. مجموع همین اشتباهات باعث میشه رشد کنیو و هرچه بیشتر رشد کنیم کمتر زیان ببینیم. هممون تو زندگی اشتباه زیاد داشتیم.
par!sa
par!sa
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
آخ آخ آخ ! منم یه بار اینکارو کردم! بعد تا فهمیدم قبل اینکه اس ام اس ارسال شه گوشیمو خاموش کردم! سه روز گوشیم خاموش بود! ب این امید بودم ک دیگ اس ام اسه نرسیده! :| بعد سه روز ک روشن کردن دیدم تیک دلیور هم خورده :|
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
همون موفع های که میگفتید رو حالت هواپیمایِ؟ :خخخخخ
par!sa
par!sa
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
نهههههههههههه خخخ! مال خییییلی وقت پیشه این قضیه! :D هواپیما برا جلوگیری از دردسر های احتمالی بود خخخ
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
"نقش به ویژه ای"؟ من "پول" رو پیشنهاد میکنم، ولی اگر دنبال آسایش بی پایان باشین گزینه پیشنهادیم سیب زمینیه‎;)‎ علی ای حال خیلی بامزه بود، خیلی.
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
اشتباهای آدم اگه بزرگ باشن که با کوبیدن سر به دیوار حل نمیشه وعذاب وجدانش هم همونجو میمونه و اگه هم کوچیک باشه که ناراحتی نداره و یکم ناراحت میشی واسش وتموم...این همه خوددرگیری ذهنی در پی یک اس ام اس اشتباهی عجیبه که آدمو به فکرکردن درباره اینکه کاش جای یه شیء بودیم وادار کنه!!!طنزنوشته هاتون مستدام:)))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
طنز خوبی بود. تبریک میگم قلم توانایی دارید. قاشق حس خوبی نداره! اینکه هی میره تو دهن آدمای مختلف منزجر (منضجر. منظجر ! خخخخ ) کننده ست. اما قابلمه درسته که دمای زیادی رو تحمل میکنه اما حداقل پاکیزه تره! خخخخ. موفق باشید
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
خیلی جالب بود .
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
معلومه که این نوشته از پس یک پشیمانیِ سربه دیوارکوب گونه برآمده؛ برای همین مغزما را پراکنده می کرد بجز در آخر که نوشته را جمع کردید تا فاز طنز را برگردانید...
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
پشتی باشم یا صندلی؟ :دی خداروشکر تاحالا اس ام اس اشتباهی نفرستادم ولی کار های غلط دیگه ای کردم که خب وجود همون ها باعث رشد آدم میشه دیگه به هر صورت آدم وقتی تمام دکمه های پیراهنش رو بست میفهمه جابه جا بسته :دی ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨