گوشش را هم بپیچانی،سودی ندارد!

گوشش را هم بپیچانی،سودی ندارد!

نویسنده : sajede_gh

نوشته بود:

«گاهی نباید ناز کشید...

انتظار کشید...

درد کشید...

فریاد کشید...

تنها باید 

دست کشید و رفت...

همین»

برایش نوشتم: دست را می‌توان کشید و رفت. پا را می‌توان کشید و رفت. حتی عقل را هم می‌توان کشید و رفت. اما دل را نمی‌توان... دل اگر دلش نباشد با تو هیچ جا نمی‌آید. گریه می‌کند. داد می‌زند. پا می‌کوبد. لج می‌کند. دل، هر جا که دلش باشد می‌ماند، حتی اگر تو از آن‌جا دور شده باشی... خیلی دور.

 ===============

پ.ن:متن داخل گیومه از وبلاگ دوست عزیزمان آقای گرجی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
چی بگم؟ حرف حسابه... سکوت :)
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
من چی بگم که نشون بده از دیدن اسم شما اینجا چقدر ذوق زده ام. ممنون از حضورتون و ممنون از نظرتون.
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
موافقم :) به قول جناب میراز سکوت :|
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
:) ممنون از حضورتون
mj_hodaei
mj_hodaei
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
...
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
:) ;)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
سلام ... همين ها . واقعا كه
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
سلام. خوش تشریف آوردید.
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
چه خوب انکه همه ی اینها با دل همراه شوند؛ غوغا می شود..
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
آخه اگه با دل همراه بشن که پاک از کار و زندگی میفتن.بس که بی عقله این دل...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات