فضل خدا چه کم شود، گر برسد به کافری؟

فضل خدا چه کم شود، گر برسد به کافری؟

نویسنده : وبگردی

آقاي شيخ ! باز مي خواهي ذهن ما را ببري جاي ديگر؟ آقاي مولاناي ما! مي خواهي بگويي ممكن است فضل خدا به كافر برسد و ممكن است نرسد! آنوقت خودت بروي دخيل ببندي به همان كافر، كيف كني از زيست بدون ريا. آقاي شيخ ! اشتباه مي كني كه تنهايي مي خواهي بروي دامان آقاي كافر را بچسبي ، جانت را تازه كني از آنچه فراموش شده در زمانه ما ؛ اصلا ما هم فهميديم كه همه فضل انجاست، همه روح آنجاست كه ريا نيست ، آنجاست كه دوگانگي نيست، آنجاست كه همان آدم صاف است كه ما اسم اش را گذاشتيم: كافر. من يكي دوست دارم بروم بنشينم پشت در هر موجودي كه روي اين زمين، يكدست و تميز و بي گره و صاف و بي ريا زيست مي كند؛ آقاي شيخ تو هم كه مي روي ، بيا با هم برويم؛ اسم اش كافر است يا مؤمن چه فرقي مي كند؟ فضل خدايش آنجاست.

صفحه اینستاگرام مجید حسینی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/٠٣
٠
٠
دخیل بر هر موجود یگرنگ؛ حتی یک برگ سبز ...
پربازدیدتریـــن ها
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
آیا مشکی نماد افسردگی است؟

روانشناسی رنگ چادر

٩٦/٠٧/٢٧
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
یک مسیر تکراری

قدم زدن / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٦
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
نه می زنند، نه می روند!

کارِ بیخ‌دار

٩٦/٠٧/٢٧
به یادت لبخند می زنم

غروب پاییز

٩٦/٠٧/٢٧
تبلیغات