زیادی گوش می کنی!
ماجرایی واقعی به مناسبت روز پزشک

زیادی گوش می کنی!

نویسنده : r_roshnavand

سردردهايي كه از كودكي با خود داشتم به بهانه‌هاي گوناگون شدت مي‌گرفت. بقول دوستي كافي بود دو ليوان آب پشت سر هم بخورم. بهانه جديد سردردهايم از آنجا شروع شد كه سنگ‌هاي نماي ديوار انبار روي سرم ريخت و شكافي در سرم بوجود آورد. به مرور زخم خوب شد ولي سردردها دوام داشت. مراجعات به پزشكان روز به روز استرسم را زيادتر كرد و شدت سردرد هم ديگر داشت از كنترل خارج مي‌شد.

نا شكري(خخخخ) كردم و سرماخردگي هم گرفتم. دفترچه بيمه را برداشتم رفتم خدمت دكتر دوست داشتني‌ام. نگاهي به دفترچه كرد و گفت : چرا اينقدر دكتر رفته‌اي؟

ماجراي سنگ و سردردهاي بعد از آن را تعريف كردم. در تمام مدت تكيه كرده بود به صندلي و انگار نه انگار كه من دارم از سردردم و اين‌همه اقدام مهمي كه حقوق دو ماهم را توي چاله‌اش ريخته بودم تعريف مي‌كردم.

حرفم كه تمام شد. گفت: الان هم سر درد هستي؟

من كه از بي توجهي دكتر مانند اسپندي روي آتش شده بودم. گفتم : بله خيلي هم شديد.

لبخندي بر لبش نشست و آرام صندليش را جلو كشيد و براي سرماخوردگي‌ام تجويزش را نوشت و در پايان گفت: «اما سردردت به هيچ يك از اين حرفهايي كه گفتي ارتباط ندارد و همينكه سي تي اسكن جمجمه مشكلي نداشته يعني ضربه سنگ منتفي شده. از نظر من هرچي خرج كردي بيهوده بوده. فقط يك تجويز براي سردردت دارم كه «كمتر گوش كن».»

من كه از تجويز غير معمول او هنگ كرده بودم گفتم: يعني چه؟

مهري بر دفترچه زد و داد دستم و گفت: در محيط كار و زندگي اتفاقاتي روي مي‌دهد كه توليد صدا مي‌كند و ما ميتوانيم انتخاب كنيم اين صدا‌ها را بشنويم يا نه. سعي كن بجاي اينكه وسواس بخرج دهي و تك تك اين صداها را فيلتر كني و خوب بد را جدا كني. سعي كن نشنوي. اطمينان داشته باش هركس كه با تو كار داشته باشد توجه تو را جلب خواهد كرد.

مدت دو سال از اين تجويز ‌گذشته و سردردهاي من يك هفته بعد از آن به فراموشي سپرده شد.

++ روز پزشک مبارک

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٠٢
١
٠
آفرین.....بهانه زیبایی بود......هم واسه دادن حس آرامش هم واسه تبریک روزپزشک:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام ... مرسي . گاهي حس خوبم كار مي‌كند . گاهي
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٦/٠٢
١
٠
اگه واسه میگرن جواب میده منم امتحان کنم :|
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام ... واژه «میگرن» كلا مشهدي است از گرفتن مياد احتمالا اينكه شما زياد ميگيريد هم زياد است حالا از چه نوعي نميدانم . اميدوارم با اين روش از شر «میگرن » رهايي يابيد. و
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٠٢
١
٠
انتخاب سوژه خوبی بود برای این روز؛ فقط کاش دیروز واسمون ارسالش می کردید :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام ... لطف داريد و كلا اهل تنبلي هستم
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٦/٠٢
١
٠
دقیقا! مشکل اصلی از صداهای درونه که مجبورت میکنن به صداهای بیرون گوش بدی ...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام ... بس كه پر حرف است عمرا به حرفش گوش كنم
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٦/٠٢
١
٠
واقعا خوب گفته دکترش واقعا دکتر بوده:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام... براي من كه واقعا دستش بركت دارد
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٦/٠٣
٠
٠
خوش به حالتون .
چراغعلی
چراغعلی
٩٤/٠٦/٠٢
١
٠
فیلسوف بوده هاااا
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام ... اي كه گفتي يعني چه ؟ فيلسوف، شيب ؟؟؟؟؟
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/٠٢
٢
٠
به این میگن دکتر ِ همه چی دون ! خدا خیرش بده :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٠٢
١
١
سلام ... گل گفتي خدا خيرش بده
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
اینی که شما میکید طبیب بوده واقعا :)
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/٠٣
٠
٠
کاش کمی هم به حرف هایی که خودِ درونمان میزند و گاهی هم هوا میکشد گوش کنیم..
elham_habashi
elham_habashi
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
چه حرف قشنگی ! کمتر گوش کن ، کم تر سر درد میشی !
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات