آورده اند که حسین ابن غلامسخی مداحی سه هفته از مرداد را مشغول بنّایی ببود. مادر وی او را امر بفرمود که خانه بساز و آن را بیارای و سپس در آن نشین. حسین گفت: گلدان‌ها را نیز در آن نِهم؟ مادرش بفرمود: مرا به گلدان‌هایت هیچ غرض نیست. نِه.

حسین خوشحال و سرمست به بنایی مشغول بشد و خانه را به سبک فَشِن بساخت و با ترکیب رنگ پلاستیک و کمی اخرای آبی، آن را به رنگ شیری بیارایید.

سپس مادر بفرمود: اندر پستوی خانه کلید و پریزی چند نِه. حسین کلید و پریزها را اندر پستوی خانه نهاد.

مادر بفرمود: دیوارهای حیاط را به سیمان بیارای. حسین بیارایید.

بفرمود: دروازه‌های سرای را به رنگ خوشگل جالب توجه نما! حسین نمود.

هنگامی که به درگاه آخر رسید و رنگیدن آن نیز تمامید! نعره‌ای از انتهای اثنی عشر بزد و جامه‌ها درید و کف بر لب آورد و گفت: تمت (تمام شد).

ناگاه مادر از درگاه درآمد و بفرمود: مهمان سرای بساختی و بیاراییدی. حال خویشتن سرای را بیارای که بس چرکین گشته.

حسین سر در جیب سکوت فرو برد و لال مانی بگرفت و ....

تمت

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
:))))
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٣
٠
٠
:)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
کوتاه و بامزهههههه‎;)‎
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
نظر لطف شماست
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
خیلی خوب .
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
سپاس
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
نمکین ببود! تمت!
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
لطف شما رو میرسونه
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
لذت بردم. قشنگ بود :)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
ممنونم
na3er
na3er
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
دو صد بدرود بر تو ای حسین ابن غلامسخی مداحی
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
یا ایهاالناصر.انت فی قلبی ابدا
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
و هذه الکرامات الحسین ابن اغلامسخی المداحی (دامت براکته؛قدس الله روحه العزیز)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
این هم نظر لطف شماست
admincheh
admincheh
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
حالا خویشتن رو چه رنگی زدین ؟:دی
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
حسین چون ازدیاد رنگ سفید و اخرای آبی بدید.بر آن شد که خویشتن سرای را به همان رنگ شیری بیاراید.ونمود
mj_hodaei
mj_hodaei
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
جالب بود:دی متنش منو یاد کلاس ادبیات میندازه(نه! نباید بهش فکر کنم!)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
کلاس ادبیات همیشه کلاس جذابی بوده برای من.
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
:))
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
خیلی متشکر
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١١/٢٣
١
٠
شیفته ی این سبک مندرآوردی جدید شما شدیم ! عالی بود :)
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٣
١
٠
شما لطف دارید:)
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
ارزوی موفقیت دارم براتون :)
سخی
سخی
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
ممنون از شما.
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات