حق من کجاست؟! (2)
پاسخ جیم به سوالات شما در انجمن حقوق زن

حق من کجاست؟! (2)

نویسنده : سایت جیم

+++ برای مطالعه قسمت اول اینجا کلیک کنید

حدود 4 ماه قبل، در بخش انجمن جیم، در مورد مهریه و این‌که «چه کسی مهریه را داده و چه کسی گرفته، سؤالی مطرح شد.» این انجمن حدود 250 نظر داشت که اکثر پاسخ‌ها بیش از آن‌که در مورد موضوع سؤال باشد، در مورد علت وجوب مهریه و پرداخت نشدن آن بود. بنا به درخواست خانم Samira و جمع دیگری از دوستان، برای رفع بسیاری از سؤال‌ها در حوزه حقوق زن، فراخوانی در این رابطه صورت گرفت.

پس از جمع بندی و حذف سؤال‌های تکراری و تلفیق برخی از سؤال‌ها به 23 سؤال کلی در این مورد رسیدیم. این سؤال‌ها توسط حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا خلیل‌زاده، طلبه سطح خارج فقه حوزه علیمه قم پاسخ داده شد. حجت السلام خلیل‌زاده علاوه بر درس حوزوی دارای مدرک کارشناسی حقوق از دانشگاه تهران نیز هست.

در این پاسخ‌ها تا حد امکان سعی شد از اختصار کمک گرفته شود؛ ولی با این وجود حجم سؤالات و تنوع موضوعی آن‌ها باعث شد مجموع پاسخ‌ها چیزی در حدود 15 هزار کلمه باشد. بنابراین برای پرهیز از طولانی شدن متن، این پرسش و پاسخ‌ها طی 5 قسمت و با عنوان «حق من کجاست؟» منتشر می‌شود.

تلاش ما این است که پس از انتشار هر قسمت به برخی از کامنت‌های منتخب نیز توسط حجت اسلام خلیل‌زاده پاسخ داده شود.

***

5- چرا برای دختر اذن پدر لازمه...ایا میشه بدون اذن پدر ازدواج کرد؟ من شنیدم راهی وجود داره که میشه بدون اجازه پدر ازدواج محدود کرد. ایا این مورد اخر حقیقت داره؟ اگر داره شرایطشو بگین.

از نظر اسلام دختر بالغ و رشید همانند پسر بالغ و رشید در مسائل مالی و اقتصادی استقلال دارد و فقهای شیعه بر این امر تصریح كرده‌اند ، اما در مسئله ازدواج و انتخاب همسر از گذشته این بحث مطرح بوده است كه آیا در ازدواج دوشیزه بالغ و رشید ، اذن پدر یا جد پدری شرط است یا نه؛ به بیان دیگر آیا دختر دوشیزه ای كه برای اول بار می‌خواهد ازدواج كند، می تواند بدون اجازه پدر یا جد پدری ازدواج كند یا این كه درستی عقد ازدواج او منوط به اجازه یكی از آن دو است؟

البته فرض مسئله در جایی است كه پدر یا جد پدری زنده باشند و دسترسی به آنان نیز ممكن باشد و بدون دلیل مانع ازدواج دختر خود با هم كفو نشوند.

اما در صورتی كه یكی از این شرایط مفقود باشد، شكی نیست كه رضایت و اذن خود دختر در امر ازدواج كفایت می كند و از نظر فقه اسلام نیازی به كسب اجازه از مادر یا برادر بزرگ‌تر و یا دیگر اقوام و خویشان نیست. از طرف دیگر در هیچ حالتی پدر یا جد پدری نمی‌تواند بدون رضایت دختر او را شوهر دهد و حتی فقهایی كه اذن پدر را لازم می‌دانند، رضایت دختر را نیز ضروری می شمارند.

لزوم كسب اجازه در عقد ازدواج دختر بالغ و رشید در فقه شیعه مورد اختلاف بوده و روایاتی نیز درباره هر دو نظر وارد شده است. این بحث در كتاب‌های فقهی تحت عنوان «اولیای عقد» مطرح می‌شود و در ذیل آن فروعات و فرضیات مختلف مسئله مورد بررسی قرار می گیرد.

بسیاری از فقهای معاصر و امروز اجازه پدر یا جد پدری را در ازدواج دختر بالغ و رشید شرط دانسته‌اند و برخی به آن فتوا داده و برخی احتیاط واجب گفته‌اند. البته مناسب است هر ملكفي براي آشنايي بيشتر با جزئيات نظر مرجعش از دفتر ايشان استفتاء كند چرا كه بعضي از ايشان شرايط خاص ديگري را موجب سقوط شرط اذن پدر و جد پدري دانسته‌اند.

فلسفه اذن پدر

برخی از گذشته به این فتوا ایراد گرفته و از آن چنین استنباط كرده اند كه ولایت پدر بر دختر بالغ و رشید و لزوم كسب اجازه در ازدواج از او، به معنای ناقص دانستن و قاصر شمردن زن است.

شهید مطهری در كتاب نظام حقوق زن در اسلام به این نكته پرداخته و نوشته است: فلسفه این كه دوشیزگان لازم است -یا حداقل خوب است- بدون موافقت پدر با مردی ازدواج نكنند، ناشی از این نیست كه دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعی كمتر از مرد به حساب آمده است، اگر به این خاطر بود چه فرقی است میان بیوه و دوشیزه ای كه بیوه 16 ساله نیاز به موافقت پدر ندارد اما دوشیزه 18 ساله نیاز به موافقت دارد؟ به علاوه اگر دختر از نظر اسلام در اداره كار خودش قاصر است، چرا اسلام به دختر بالغ و رشید استقلال اقتصادی داده و معاملات چندصدمیلیونی او را صحیح و بی نیاز از موافقت پدر یا برادر یا شوهر دانسته است.

استاد مطهری در ادامه دلیل این امر را به روان شناسی زن و مرد مربوط دانسته است.

به نظر ایشان حس شكارچی گری مرد از یك طرف و خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف دیگر اذن پدر را به منزله احتیاط و مراقبتی قرار داده است كه قانون برای حفظ دختر ازدواج نكرده در نظر گرفته است و چنین احتیاط و مراقبتی با اصل آزادی انسان ها منافات ندارد.

علامه فضل ا... هم در كتاب «اسلام، زن و جستاری تازه» در این باره می نویسد: اگر برخی از فقیهان اذن پدر را در ازدواج دختر باكره لازم می دانند، این اذن از باب ولایت نیست بلكه یك مسئله تعبدی می باشد كه برخاسته از مصلحت خود دختر است تا مبادا به سبب ناپختگی در شرایط سخت و ناگوار گرفتار آید.(ص 66)

برپایه برخی روایات و نیز كلمات فقها باید گفت، ازدواج امری است كه حیثیت خانوادگی و اجتماعی پدر و مادر و خویشان نزدیك هم در گرو آن است و یك حق شخصی صرف به حساب نمی آید؛ از این رو طبیعی است كه خانواده در انتخاب همسر به ویژه برای دختران حساسیت داشته باشند و ملاحظات خانوادگی را در نظر گیرند. علاوه بر این آن چه اسلام گفته است، ملاحظات حقوقی و قانونی است ولی ملاحظات اخلاقی مانند احترام به پدر و مادر و حتی اقوام نزدیك در امر ازدواج سنت پسندیده ای است كه موجب استحكام ودوام خانواده می شود و نوعی صله رحم و همبستگی خویشاوندی به شمار می آید.قانون مدنی نيز نظر فقهایی را كه اذن پدر را شرط می دانند، اخذ كرده است. در ماده 1043 قانون مدنی آمده است: «نكاح دختر باكره اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد، موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست و هرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه كند، اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی كامل مردی كه می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نكاح و مهری كه بین آن ها قرار داده شده است، پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.»

 

6-1- چرا اصلا به زن مهر تعلق میگیره؟ وقتی که در زندگی زناشویی در کنار هم تلاش میکنن و زندگی رو میچرخونن مهر یه هزینه اضافه ست که به آقا تعلق میگیره.

6-2- میفرمایند مهریه حق است ایا میزانی برای زیاده خواهی هم اسلام در نظر گرفته یا حق را داده و فقط به چند توصیه بسنده شده است؟

در پاسخ بايد گفت  درست است که مرد و زن هر دو از زندگى زناشویى بطور یکسان سود می برند، ولى نمى توان انکار کرد که در صورت جدایى زن و مرد زن متحمل خسارت بیشترى خواهد شد زیرا: اولا مرد طبق استعداد خاص بدنى معمولا در اجتماع نفوذ و تسلط بیشترى دارد، و هر چند بعضى می خواهند به هنگام سخن گفتن این حقیقت روشن را انکار کنند اما وضع زندگى اجتماعى بشر که با چشم مى بینیم حتى در جوامع اروپایى که زنان به اصطلاح از آزادى کامل برخوردارند نشان می دهد که ابتکار اعمال پر درآمد بیشتر در دست مردان است. به علاوه مردان براى انتخاب همسر مجدد امکانات بیشترى دارند ولى زنان بیوه مخصوصا با گذشت قسمتى از عمر آنها، و از دست رفتن سرمایه جوانى و زیبایى، امکاناتشان براى انتخاب همسر جدید کمتر است. با توجه به این جهات روشن مى شود که امکانات و سرمایه اى را که زن با ازدواج از دست می دهد بیش از امکاناتى است که مرد از دست می دهد، و در حقیقت مهر چیزى است به عنوان جبران خسارت براى زن و وسیله اى براى تامین زندگى آینده او، و علاوه مسئله مهر معمولا به شکل ترمزى در برابر تمایلات مرد نسبت به جدایى و طلاق محسوب می شود. درست است که مهر از نظر قوانین اسلام با برقرار شدن پیمان ازدواج به ذمه مرد تعلق می گیرد و زن فورا حق مطالبه آن را دارد، ولى چون معمولا به صورت بدهى بر ذمه مرد می ماند، هم اندوخته اى براى آینده زن محسوب می شود، و هم پشتوانه اى براى حفظ حقوق او و از هم نپاشیدن پیمان زناشویى، (البته این موضوع استثنائاتى دارد ولى آنچه گفته شد در غالب موارد صادق است). و اگر بعضى براى مهر تفسیر غلطى کرده اند و آن را یک نوع "بهاى زن" پنداشته اند ارتباط به قوانین اسلام ندارد، زیرا در اسلام مهر به هیچ وجه جنبه بها و قیمت کالا ندارد، و بهترین دلیل آن همان صیغه عقد ازدواج است که در آن رسما «مرد» و «زن» به عنوان دو رکن اساسى پیمان ازدواج به حساب آمده اند، و مهر یک چیز اضافى و در حاشیه قرار گرفته است، به همین دلیل اگر در صیغه عقد، اسمى از مهر نبرند عقد باطل نیست، در حالى که اگر در خرید و فروش و معاملات اسمى از قیمت برده نشود مسلما باطل خواهد بود، (البته باید توجه داشت اگر در عقد ازدواج نامى از مهر برده نشود شوهر موظف است که در صورت آمیزش جنسى، «مهر المثل» یعنى مهريه همانند زنانى که هم طراز او هستند بپردازد)

نكته ديگري كه پرسشگر محترم بايد حتما در نظر بگيرند اين است كه اين سوال را كنار سوال زناني قرار دهند كه از تفاوت ارث و ديه ي زنان با مردان شكايت دارند ميبينيد كه مثل پيچ و مهره اين سوالها با هم جفت و جور ميشوند يعني روشن ميشود كه اسلام اگر جايي ارث مرد را به دليل نقش اقتصادي اش دو برابر قرار داده از‌ آن طرف در جاي ديگر به زن با قرار دادن حق نفقه و مهر بها داده است نكته ي ديگر اينكه اسلام عليرغم اينكه حدالزامي  براي مهر قرار نداده اما حد استحبابي قرار داده يعني توصيه كرده است كه مهر را سنگين قرار ندهيد و در روايتي زني كه مهرش سنگين باشد مذمت شده است 

منـابـع:

مرتضی مطهری- نظام حقوق زن در اسلام- 194-181

مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن 4- صفحه 92- 93

مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- ج‏3-186 و صفحه 182-181-265-264

 

7-1- زنان كشتزارهاى شما هستند، «هرگاه خواستيد»  به آنان نزديك شويد و براى خودعمل نيكى پيش فرستيد و از خدا بترسيد و بدانيد كه با او ملاقات خواهيد كرد «آیه223/سوره بقره لطفا قسمت» هرگاه بخواهیدش رو توضیح بدید. آیا زن و مرد در یک رابطه نباید هردو راضی باشن؟ چرا فقط رضایت مرد کافیه و در آیه 34 سوره نسا هم گفته شده در صورت نافرمانی میتونید اونهارو بزنید؟ضرب به معنی زدن هست نه تنبیه. حتی اگر تنبیه هم بود، چه شاخصه ای مرد رو برتر از زن میدونه و حق تنبیه رو بهش میده؟ ضمنا در این باره که بعضی هم میگن تنبیه با یک مسواک چوبی هست،خب تنبیه به معنی آگاهی دادنه ولی برای هر آگاهی دادنی ازش استفاده نمیشه. تنبیه کردن معمولا از جانب شخصی هست که در جایگاه بالاتر و والد مانند قرار داره. توی رابطهی زن و شوهر اینکه یه نفر حالت والد داشته باشه و اون یکی رو تنبیه کنه به کلی نوع رابطه رو به هم میریزه. بله این جور زدن(با مسواک چوبی) در واقع نزدنه ولی هیچ پیام دیگه ای که شامل آگاهی دادن در مورد ضرورت وجود رابطهی جنسی در خانواده باشه هم نمیرسونه. بنابراین یا کار عبث و بیهوده ایه یا تفسیری که ازش میکنن اشتباهه. خب من نمیتونم بپذیرم که مسواک زدن به کسی اصلا بتونه راهکار (چه میانه، چه هرچی) حساب بشه برای همچین مشکلی. راهکار به چیزی میگن که موثر بودنش با یه توجیهی قابل پذیرش باشه. با مسواک زدن چه تاثیر مثبتی میتونه داشته باشه؟ شما یه لحظه انجام شدن همچین کاری رو تصور کنید، تنها عکس العمل طرف نسبت به اینکار ممکنه خندیدن باشه. اگر مشکل کسی با مراجعه به مشاور و صحبت کردن حل نشه، با قهر و مداد زدن حل میشه؟ فکر نمیکنم قهر کردن به طور کلی جزو راهکار های افراد بالغ باشه

7-2-  قضیه این که خدا در قرآن گفته زنتونو بزنید چیه؟ 

نسبت به قسمت اول سوال 7-1 بايد گفت: در آيه ي ذكر شده فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ 

عبارت اني شئتم اساسا در مقام بيان تجويز تمتعات جنسي از همسر است نه اينكه به مخاطب اجازه دهد كه حتي با زور ميتواند با او رابطه ي جنسي داشته باشد به ديگر سخن اين آيه ميخواهد به كسي كه مقيد به احكام جنسي اسلام است وعده بدهد كه اگر چه به دليل مصالح اجتماعي و فردي بي بند و باري جنسي ممنوع است اما در رابطه با همسر طرفين مجازند اصولا از تمام تمتعات جنسي بهره ببرند هر چند بعضي موارد استثناء شده است و اين آيه اتفاقا پويايي احكام جنسي اسلام را نشان ميدهد كه به نيازهاي جنسي زوجين بسيار اهميت داده است عاملي كه امروزه بي توجهي به آن منشاء‌ بسياري از طلاقهاست چه طلاق حقوقي و چه طلاق عاطفي.

اما درباره ي  قسمت دوم سوال 7-1 و سؤال 7-2 آيه اشاره شده چنين است: « وَ اَللاَّتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اُهْجُرُوهُنَّ فِي اَلْمَضاجِعِ وَ اِضْرِبُوهُنَّ، فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً، إِنَّ اَللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبِيرا»(سوره نساء- آیه 34) ياد شده پس از آن كه اعلام مى‏دارد قوام زندگى زن؛ يعنى، مسؤوليت اداره و تأمين نيازهاى او بر عهده مرد است، دستوراتى را در رابطه با چگونگى برخورد با برخى از مشكلات در روابط زوجين بيان مى‏دارد. در اين رابطه نكاتى چند شايان توجه است: 1- دستورات صادره در اين آيه در مورد نشوز است و نشوز آن است كه زن در مقابل تكاليف اختصاصى‏اش؛ يعنى، تمكين و عفاف، بدون هيچ عذر موجهى سرپيچى نمايد. جالب اين است كه اگر زنى از انجام كارهاى خانه، بچه‏دارى و... سر باز زند، شرع مقدس هيچ حقى براى مرد در برابر آن قرار نداده و حكم مزبور صرفاً اختصاص به مورد«نشوز» دارد؛ نه هر گونه نافرمانى از دستورات شوهر. 2- «نشوز» مسلماً امرى برخلاف حقوق مرد است و براى مقابله با آن، بهترين راه اين است كه قبل از مراجعه به ديگران، مشكل را در داخل خانه حل نمود؛ ولى اگر چنين چيزى ميسر نبود، نوبت به خارج از منزل و دخالت دادن ديگران مى‏رسد كه در آيه بعد سالم‏ترين راه آن عنوان شده است. 3- حل مسأله نشوز در داخل خانه نيز به اشكال مختلفى انجام‏پذير است و جالب اين است كه خداوند از ملايم‏ترين راه‏ها شروع نموده و در صورت تأثيرگذارى آن، مراتب بالاتر را اجازه نداده است. ازاين‏رو در مرتبه اول سفارش به پند و اندرز نموده است. چنين روشى حكيمانه‏ترين شيوه در حل مشكلات زوجين است؛ ليكن اگر زنى در برابر اندرزها و نصايح شوهر، سر تسليم فرود نياورد و هم‏چنان بر تخلف از حقوق زوج پايدارى ورزيد، چه بايد كرد؟ در اين جا نيز خداوند راه دومى را پيشنهاد نموده است كه از حد برخورد منفى عاطفى بالاتر نمى‏رود و آن خوددارى از هم‏بستر شدن با وى مى‏باشد. پس اگر مشكل حل شد، ديگر كسى حق پيمودن راه سوم را ندارد؛ اما اگر زن در چنين وضعيتى نيز سرسختى نشان داد و حاضر به تأمين حقوق طرف مقابل نگرديد چه بايد كرد؟ در اين رابطه چند راه قابل تصور است: الف) مرد حقوق خود را ناديده انگارد و در مقابل نشوز زن به كلى ساكت شود، هر چند ساليان دراز اين برنامه ادامه يابد. چنين چيزى براساس هيچ منطقى قابل الزام نيست و اختصاص به مرد هم ندارد؛ يعنى، در هيچ يك از نظام‏هاى حقوقى جهان، نمى‏توان به صاحب حقى الزام كرد كه در برابر حقوق خود ساكت شود و دم نزند. بلى از نظر اخلاقى، آن هم در موارد خاصى مى‏توان چنين توصيه‏اى نمود؛ ولى نبايد بين مسأله حقوقى و اخلاقى خلط كرد. از طرف ديگر نشوز زن تنها به ضرر شوهر نيست؛ بلكه غالباً تمام خانواده و چه بسا شخص زن نيز در اين رابطه آسيب بيند. ازاين‏رو بر مرد لازم است كه به عنوان مدير كانون خانواده، كنترل هدايت‏گرانه و سازنده بر رفتار زن داشته باشد

. ب) راه ديگر آن است كه مرد از هر طريق ممكن استيفاى حقوق نمايد  مثلا از راههاي غير مشروع به ارضاي جنسي خود بپردازد معاذ الله. چنين چيزى را هرگز شارع اجازه نمى‏دهد و براى استيفاى حق روش‏هاى معينى وضع نموده است؛ زيرا محدود نساختن شيوه‏هاى احقاق حق و اصلاح مشكل، موجب روا داشتن ستم‏هاى زيادى به زن مى‏شود و مفاسد و مظالم ديگرى به بار مى‏آورد.

ج) راه سوم آن است كه مرد با مراجعه به ديگران - اعم از مراجع قضايى يا افراد ذى‏نفوذ ديگر - حقوق خود را استيفا كند، چنين چيزى اگر چه ممكن است حق مرد و ديگر اعضاى خانواده را تأمين كند، ولى با امكان حل مشكل در داخل خانه، بهتر است مسأله به بيرون كشيده نشود؛ زيرا ابراز خارجى مسائل داخل خانه، آسيب‏هاى فراوانى براى حيثيت خانواده به بار مى‏آورد. ازاين‏رو خداوند حكيم حل خارجى را به عنوان آخرين راه ممكن پيشنهاد مى‏كند.

د) راه چهارم آن كه مرد اندكى قاطعانه‏تر از برخورد منفى عاطفى ياد شده، برخورد نمايد. در اين راستا قرآن مجيد به عنوان آخرين راه ممكن جهت حل مشكل در داخل منزل، مسأله «ضرب» را مطرح نموده است. البته در اين جا نيز مسأله حدودى دارد كه هرگز با آنچه در اذهان عمومى يا تبليغات مسموم مطرح مى‏شود، سازگارى ندارد. در رابطه با حد و چگونگى زدن، علامه مجلسى(ره) در بحار الانوار، ج 104، ص 58 روايتى از فقه الرضا(ع) نقل نموده است كه: ...والضرب بالسواك و شبهه ضرباً رفيقا؛ زدن بايد با وسايلى مانند مسواك و امثال آن باشد، آن هم با مدارا و ملايمت‏». روايت ياد شده به خوبى نشان مى‏دهد كه «ضرب» بايد در پايين‏ترين حد ممكن باشد و نبايد اندك آسيبى بر بدن وارد كند. وسيله‏اى كه در اين روايت اشاره شده چوبى  سبك ، كم ضربه  و بسيار نازك و از جهت طول و ضخامت شبيه به سيگار است  و شيوه زدن نيز بايد ملايم و خفيف باشد به طورى كه حتى رنگ پوست اندك تغييرى نكند . در اين جا ذكر اين نكته مهم است كه اشاره روايات به چوب مسواك به نظر ميرسد از باب راهنمايي به مواردي از اين قبيل است بنا براين به تناسب شرايط بايد وسيله اي را به عنوان نمونه درنظر گرفت كه با مقصود آيه يعني تنبيه و آگاه كردن همسر تناسب داشته باشد  بنا براين اين شبهه وارد نيست كه شايد زن به استعمال چوب مسواك نه تنها متنبه نشود بلكه بخندد چرا كه ذكر چوب مسواك به عنوان نمونه است نكته ديگرى كه از آيه شريفه به دست مى‏آيد اين است كه دستور فوق جنبه موقت و گذرا دارد و نبايد به آن مداومت بخشيد؛ زيرا به دنبال اين عمل دو واكنش احتمال مى‏رود: يكى آن كه زن به حقوق مرد وفادار شود. در اين صورت قرآن مى‏فرمايد: «فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً؛ اگر به اطاعت درآمدند بر آن‏ها ستم روا مداريد»؛ يعنى، اگر زن در برابر حقوقى كه بر آن پيمان بسته است، تسليم شد ديگر مقابله با وى ظلم و تجاوز است. واكنش احتمالى ديگر آن است كه هم چنان سرسختى نشان دهد و كانون خانواده را گرفتار تزلزل و بى‏ثباتى نمايد. در اين رابطه در آيه بعد فرموده است: «وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اَللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اَللَّهَ كانَ عَلِيماً خَبِيرا؛ اگر خوف گسست در ميان آن دو يافتيد، پس حَكَمى از ناحيه مرد و حَكَمى از بستگان زن برگزينيد، اگر از پى آن خواستار صلاح باشند، خداوند بين آنان وفاق ايجاد خواهد كرد. همانا خداوند دانا و آگاه است‏». نكته جالب توجه اين است كه قرآن مجيد در آخرين مرحله، گشودن گره را به دست نزديكان و بستگان قرار مى‏دهد. حكمت اين حكم آن است كه در اين مرحله فقط پاى قانون و مراجع قانونى به ميان نمى‏آيد؛ بلكه ابتدا كار به نزديكان و خويشان سپرده مى‏شود، تا با برخوردهاى عاطفى و بررسى‏هاى عقلانى، حتى‏الامكان مشكل را با صفا و صميميت حل كنند و خداوند نيز وعده داده است كه در توفيق اصلاح با آنان، همراهى و همكارى كند و اين از لطايف احكام و دستورات نورانى قرآن است، تا مسأله با سلامت هر چه بيشتر روال خود را طى كند و براى اين كه حقى از هيچ يك از طرفين زايل نشود و تبعيضى رخ ندهد، فرموده است كه از هر جانب حكمى برگزيده شود و با رعايت حقوق و مصالح طرفين، مشكل را برطرف نمايند. خلاصه در اين حكم شرايط زير ديده مى‏شود: 1- اين حكم اختصاص به مورد سرپيچى زن از تكليف خود و حقوق مسلم مرد دارد؛ حقوقى كه زن با پيمان ازدواج، وفادارى خود را نسبت به آن متعهد شده است. 2- در راستاى حل مشكل در داخل خانه و خوددارى از بروز خارجى وضع شده است. 3- سومين مرحله، حل اختلاف در خانه است و بدون گذر از مراحل پيشين روا نيست. 4- حد آن نازل‏ترين مرتبه ضرب است و نبايد موجب كمترين آسيبى بر بدن زن شود. و تعبير آيه ي قرآن از اين مرحله به ضرب از جهت رساندن مرحله ي قهري و شديدتر نسبت به مرحله  ي قبل است 5- موقتى است؛ يعنى، چه داراى نتيجه مثبت باشد و چه منفى، بايد به زودى از آن دست كشيد. براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- واژه‏نامه روان‏پزشكى و روان‏شناسى، ص 132هارولد كاپلان و بنيامين سادوك 2- واژه‏نامه روان‏پزشكى‏انجمن روان‏پزشكان آمريكا، ترجمه: مهرداد فيروز و خشايار بيگى 3- تفسير نمونه، ج 3، ص 373. در پايان شايان ذكر است كه ديدگاه كلى شارع نسبت به زدن همسر، نگرشى منفى است و نصوص زيادى در نهى از اين عمل وارد شده است. اين روايات همه در زمانى بيان شده كه خشونت عليه زنان از توهين و فحاشى گرفته تا ضرب و جرح و حتى قتل رواج داشت و اسلام آنها را تحريم و مستوجب مجازات فقهى و قضايى در دنيا و عذاب آخرت دانست. برخى از اين روايات عبارتند از: 1- پيامبر(ص) فرمود: «من در شگفتم از كسى كه زن خود را مى‏زند، در حالى كه خودش براى كتك خوردن، سزاوارتر است. زنانتان را مزنيد كه قصاص دارد». 2- و نيز فرمود: «زنان بر مرد كريم، غالب مى‏شوند و مرد لئيم، بر زنان مسلط مى‏گردد. من دوست دارم كريم مغلوب باشم نه لئيم غالب». 3- از امام صادق(ع) از پدرش روايت شده كه گفت: «وقتى با زنى ازدواج مى‏كنيد، احترامش كنيد. زن مايه آرامش شما است. زنان را آزار ندهيد و حقوق آنان را ضايع نكنيد4- حضرت محمد (ص) فرمود: «زنان را نزنيد و تقبيح مكنيد». 5- حضرت على(ع) فرمود: «در هر حال با زنت مدارا كن و با او به نيكى رفتار نماى تا زندگى لبريز از صفا و صميميت باشد»6- آخرين چيزى كه به وقت وفات، از رسول خدا (ص) شنيدند - كه در زير زبان همى گفت، سه سخن بود: «نماز بر پاى داريد و مراقب حقوق بردگان باشيد و ستم نكنيد واللَّه اللَّه درباره زنان، كه در دست شمايند. با زنانتان، نيكو زندگى كنيد و حريم آنان را نگاه داريد». 8- و رسول خدا (ص)، خشم و توهين زنان را تحمل مى‏كرد. روزى زن عمر جواب وى را به خشم، باز داد. عمر گفت: يالكعاء، جواب باز مى‏دهى؟ گفت: آرى كه رسول (ص) از تو بهتر است؛ زيرا زنان، وى را جواب باز مى‏دهند و او تحمل مى‏كند. احاديث به نقل از بولتن انديشه، ويژه زن ص 350 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
بله/تشکر/خوندیم/ولی باز هم قانع نشدیم/امیدواریم دوستان هم بیان بخونن با اینکه زیاده.و نظرشونو بگن.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
با مهریه کاملا موافقم/البته به اندازه معقولش.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
انگار فقط من حوصله خوندن این مطلب بلند رو داشتم!با اینکه پسرم!
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
دو سال پیش از این قبیل سوالا زیاد داشتم که خدا رو شکر منبع خیلییی خوبی پیدا کردم و بخش زیادی از دغدغه های ذهنی اون روزام بر طرف شد :) پرداختن به چنین بحثی ایده خیلی خوبی بود چون طبیعتا برای هر خانمی چنین سوالاتی پیش میاد :) // پاسخ ها جامع و مانعن و تعدد منابع نشون میده حسابی براشون زحمت کشیدن :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
چه منبعی اونوقت؟؟ما هم بدونیم.
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
کتاب حقوق زن نوشته حمید کریمی
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/٠١
٢
٠
خانوم شیعه زاده من سوالی داشتم از شما/شما به چند همسری مردا و کلا صیغه موافق هستین/یعنی اگه شوهر آیندتون شرایط ازدواج مجدد رو داشته باشه/تاکید میکن (شرایط ازدواج مجدد رو طبق اصول اسلام ) داشته باشن ایشون ایا حاضرین با هیا حقش پایبند باشین و بگذارین اینکارو بکنه>؟
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
شما لطفا مردی رو معرفی کنید که مهریه ی همسرش رو تمام و کمال داده باشه! مردها همیشه حقوق شون مساوری تر از زنهاست این ماده های قانونی هم هیچ وقت نمیتونن ماها رو قانع کنن!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/٠٣
٠
٠
منم همینو میگم.
مهسـآ
مهسـآ
٩٤/٠٦/٠٣
٠
٠
در ایه223سوره بقره البته حرث معنای سرمایه رو میده قوام هم یعنی حمایت کننده از زن و پشتیبانش...نه اربابش........تنبیه کردنش هم قانون داره با ید جوری بزنی که جاش درد نگیره زخم نشه کبود نشه...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣