مثنوی هفتاد من / شعر

مثنوی هفتاد من / شعر

نویسنده : sahar_m

مَن اگر با مَن نباشم می‌شَوَم تنها ترین

کیست با مَن گر شَوَم مَن باشد از مَن ماترین

مَن نمی‌دانم کی‌ام مَن ، لیک یک مَن در مَن است

آن که تکلیف مَنَش با مَن مَنِ مَن، روشن است

مَن اگر از مَن بپرسم ای مَن ای همزاد مَن !

ای مَن غمگین مَن در لحظه های شاد مَن !

هرچه از مَن یا مَنِ مَن ، در مَنِ مَن دیده ای

مثل مَن وقتی که با مَن می شوی خندیده ای

هیچ کس با مَن ، چنان مَن مردم آزاری نکرد

این مَنِ مَن هم نشست و مثل مَن کاری نکرد

ای مَنِ با مَن ، که بی مَن ، مَن تر از مَن می شوی

هرچه هم مَن مَن کنی ، حاشا شوی چون مَن قوی

مَن مَنِ مَن ، مَن مَنِ بی رنگ و بی تأثیر نیست

هیچ کس با مَن مَنِ مَن ، مثل مَن درگیر نیست

کیست این مَن ؟ این مَنِ با مَن زمَن بیگانه تر

این مَنِ مَن مَن کنِ از مَن کمی دیوانه تر ؟

زیر باران مَن از مَن پر شدن دشوار نیست

ورنه مَن مَن کردن مَن ، از مَنِ مَن عار نیست

راستی ! این قدر مَن را از کجا آورده ام ،

بعد هر مَن بار دیگر مَن ، چرا آورده ام ؟

در دهان مَن نمی دانم چه شد افتاد مَن

مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من...

(ناصر فیض)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/٠٦/٠٤
١
٠
همه یه جورایی با "من"شون درگیرن. مرسی سحر شعر جالبی انتخاب کردی. من تا حالا نخونده بودمش. :))
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
هییییییییی
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
اجازه ی انتشار؟
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
چه بامزه‎;)‎ من دو بیت اولو که خوندم وجه تسمیه شو فهمیدم ولی بعد دیدم که عکسشم خیلی گویاس. مرسی سحر.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
سلام...آفرین...
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
قشنگ بود
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
ممنون از انتخاب خوبتون ...
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٠٥
١
٠
به سراغ من اگر می آیید من خود را بگذارید به زیر سنگی/که از این من به کسی عیش ندادند هرگز
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
انتخاب آگاهانه؛ آفرین.. من خود حجاب منم؛ هادی از میان برخیز...
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
واییییییییییییییی من .
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
آتش در نبودت بی رحم می تاخت!

کاش بودی باران

٩٥/١١/٠٢
خشت خشت دلش لرزید

بعد از تو

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات