فقط یک سال از تو بزرگ‌تر بود

فقط یک سال از تو بزرگ‌تر بود

نویسنده : amin javanshir

16، 17، 18، 19، 20، 21، 22 این‌ها شماره نیست. این‌ها سن جوان‌هایی است که وقتی در گلزار شهدای بهشت رضا بر سر مزارشان قدم می‌زنم، توجهم را به خودشان جلب می‌کنند. دیدن تصویری نوجوانانه از یک شهید، نقش بسته بر روی سنگ مزار، برای توقفی در این میان کافی است.

سن: چهارده سال.

سرم را برمی‌گردانم. نوجوانی که از بستگان است را صدا می‌زنم. می‌گویم: چند سالت است؟

می‌گوید: 13 سال

می‌گویم: این هم 14 سالش بوده؛ یک سال از تو بزرگتر

نوجوان چند لحظه‌ای درنگ می‌کند و خیره می‌شود به سنگ قبر..

می‌گذرد. شاید بیشتر از یک ساعت بعد. همان نوجوان دوباره بر سر مزار همان شهید می‌آید. این بار با دوست و هم‌بازیش و همان جملات مرا برایش تکرار می‌کند.

دقایقی می‌نشینند. هر چه سعی می‌کنم حرف‌های‌شان را بشنوم، سر و صدای محیط نمی‌گذارد. اما بیشتر از این در این فکرم که در ذهن این دو نوجوان، چه می‌گذرد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/٠٦/٠٤
١
٠
ما سینه زدیم، بی‌صدا باریدند از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند​ ما مدعیانِ صفِ اول بودیم از آخر مجلس شهدا را چیدند میلاد عرفان پور
amin
amin
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
بله هر چی گمنام تر باشی، بهتر قبولت میکنن..
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
آخ از این شعر ...
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
شهدا ، اینقدر ماوراء زمین هستند که نمیتونم چیزی بگم فقط همین که ارادت خاصی نسبت بهشون دارم وهنوز که هنوزِ مهربونی هاشون قابل لمسِ
amin
amin
٩٤/١٠/٠٢
٠
٠
حس خوبیه ..
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات