انگار به چشم‌های تو خشخاش کاشتند / شعر

انگار به چشم‌های تو خشخاش کاشتند / شعر

نویسنده : A_paridokht

انگار به چشم‌های تو خشخاش کاشتند

که آدم به آفتاب تو معتاد می‌شود

با خنده‌ای که می‌شکفد از کمان لب

تیر محبتت ز زه آزاد می‌شود

تیرت نشانه می‌رود این کوزه دلم

میلت به عشق من چنین فریاد می‌شود

از سیب عشق تو نچشیده، من آدمم

وای از زمانه‌ای که ز سیبت یاد می‌شود

در مکتبت اگر بنشیند کودکی

در درس عشق به خدا استاد می‌شود

شیرین من اگر بشوی ای نازنین بدان

این خسته دل برای تو فرهاد می‌شود

کاه است بیستون و گدا خسرو جهان

آن‌جا که کاخ عشق  تو بنیاد می‌شود

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
به به بسیار زیبا و قشنگ!خیلی ممنون از شعر زیباتون!
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
مرسی از نگاه سبزت
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
عشق در هر لحظه نگاهت جاریست؛ بسیار عالی؛ تشبیهات جالب؛ استفاده از آرایه ها هم استادانه و رو به شکوفایی.. موفق باشید..
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
ممنون
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
ممنون ار کلیک رنجتون
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
خیلی قشنگ بود:))
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
پیمانع تان لبریز
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
قشنگ بود :)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
ممنون از نگاهتون
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٤
٠
٠
سوگندنامه زیبایی است.
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات