من نو عروس خسته دریایی توام / شعر

من نو عروس خسته دریایی توام / شعر

نویسنده : صدیقه حسینی

آهسته از تمام ِ خودم دست می‌کشم

از دست خوردگی ِ غذا در سکوت‌هام

از زندگی کنار خودم سیر می‌شوم

از خود خوری هر شبه‌ام پشت میز شام

 

هر شب بلوغ زود رس بغض‌های من

با تیغ‌های ماهی ِ جا مانده در گلو

هر شب کنار می‌کشم از جای خالی‌ات

که پشت کرده صندلی‌ات به... بگو مگو!

 

تو لقمه‌ای بزرگتری از دهان من

که تکه تکه می‌کنمت با کدورتم

کش آمده قیافه من پشت قاشقت

پنهان شده ست زیر دو تا دست، صورتم!

 

روزی سه وعده از تن من طفره می‌روی

از دست‌ها و ... پوکی ِ بی‌استخوانی‌ام

به بوسه‌های ملتهبت لب نمی‌زنم

یک لذت ِهمیشه برایت دهانی‌ام

 

با اشت‌های کور شده زل بزن فقط

هر روز با علاقه لاغرترت به من

با حرف‌های روی دلت مانده... سرد ِ سرد

بالا بیاور از همه باورت به من

 

من نو عروس خسته دریایی توام!

که سال‌هاست در دهنت خیس خورده‌ام

می‌ترسی از سرایت اسمم به سینه‌ات

با خنده‌ای خفیف، کنار تو مرده‌ام

 

اندام من! به خواست تو شکل می‌گرفت

آغوش چاک خورده... ترک‌های زیر پوست

از حفره‌های کوچک و تاریک، چشم‌هام

بعد تو با «دریچه خوشبخت» رو به روست!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام:قلمتان ماندگارودلتان ازشادی سرشارباد.زیبابود
admin
admin
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
استاد در زمینه شعر نو نقد نمی فرمایید؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
سلام:شعرنونبودکه.زیباهم بود
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سلام و ممنون از حضورتون :-)
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام....زیبابودعزیزم..........لذت بخش:)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سلام و ممنون از لطفت
Cold
Cold
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
یه حالت عجیبی رو به آدم منتقل میکنه که میشه تک تک بیتارو به خودت ربط بدی و باهاشون درد بکشی...
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سلام ممنون که می خونید
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
میگم خانم حسینی الان این شعر در رسته نیمایی طبقه بندی میشه یا شعر سپید؟
Cold
Cold
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
!!
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
این چارپاره ست .... نه نیماییه نه سپید :-)
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
قالب شعر مثنوی است.
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
بله مثنوی هم میتونه باشه اگه جور دیگه نوشته بشه میشه مثنوی با وزن دوری
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٤
٠
٠
سوای قالب شعر که تخصص لازم رو ندارم؛ مضمون شعر خیلی متفاوت و عجیب بود و همچنین واژگان انتخابی..
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
ممنون از حضورت دوست عزیز
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات