گاهی آدم دلش از این آرامش پر از تشویش، می‌گیرد.

و می‌خواهد حنجره‌اش را پاره کند از فریاد.... داد بزند.... و سرش را بالا بگیرد و نگاهی به آسمان بیاندازد .

داد را که می‌زند، فریاد را که می‌کشد، حنجره‌اش آزرده که می‌شود، بنشیند پاهایش را از بلندی آویزان کند.

و تمام !

می‌شود؟ همه چیز به یک باره تمام شود ؟

می‌شود آیا؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٦/٠٥
١
٠
وا چرا اینجوری ؟
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
چجوری؟:)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٦/٠٦
٠
٠
اینکه هر چی خدا بخواد همون میشه .
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٠٦
٠
٠
بله :)
n_roointan
n_roointan
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
اینم یه راهشه
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
بله :)
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
فریاد ها و غم ها را به دل بسپار؛ او در عین زجر، نگهشان می دارد؛ عقده ریزی نمی کند؛ زیرا با آن رشد می کند و بزرگ می شود ..
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
ولی با زجر کشیدن بزرگ میشه من این زجر کشیدنو دوست ندارم ،تمومم میکنه
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
یا تمام بشید و محو شوید یا آنقدر بزرگ که محو شوید.. آخر هردو فناست..
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
خصوصیت ما آدماست فنا بودن :)
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات