وقتی به روی آب بیایم چه می‌کنی؟ /شعر

وقتی به روی آب بیایم چه می‌کنی؟ /شعر

نویسنده : صدیقه حسینی

من خرده شیشه‌های زنی توی آینه

حال همیشه‌های زنی توی آینه

تنهاتر از گذشته و مردم گریزتر

از لحن گریه‌های خودم تند و تیزتر

پنهان شده ست زیر دو تا دست، صورتم

چیزی نمانده.... من همه واقعیتم

دائم میان خاطره‌ها جستجو شدم

سوراخ سنبه‌های قدیمی خانه را

ما سال‌هاست زیر همین سقف، خسته‌تر

کش می‌دهیم رابطه‌ای احمقانه را

یک عمر گریه‌های پراکنده در زمان

جا مانده از گذشته و دور از همیشه‌هات

پای برهنه رد شدم از دردهای تیز

دایم شکست خورده‌ام از خرده شیشه‌هات

هرچند رفتنی شده‌ام....مانده‌ام هنوز

یادم نداده‌اند که باید عبور کرد

یادم نداده‌اند که در راه آمدن

باید مسیر رفتن خود را مرور کرد

یک زخم چرک کرده ضدعفونی‌ام

که در تماس با تو و یک دست خونی‌ام

که سردم است...که عضلاتم گرفته است

که چهره‌ام شکسته و ماتم گرفته است

که سال‌هاست له شده در بی توجهی

زیبایی غلیظ زنی از درون تهی

تحریک بی‌تفاوت تنهایی تنم

که رفته رفته بی تو و لبریز بودنم

با هر نوازشی به تو نزدیکتر شده

احساس دست خورده‌ی دوشیزه بودنم

جا مانده است در تن من شیره‌ی تنت

آغوش چسبناک تو در خواب‌های نوچ

بیدار مانده پشت دو تا پلک نیمه باز

تکرار هرشب تو در آن صحنه‌های پوچ

با فکرهای درهم جسته گریخته

با آبروی رفته و آبی که ریختن

با جزییات چهره‌ی من توی چشم‌هات

با خرده ریز خاطره‌هایم چه می‌کنی؟

با دست تو که غرق شوم یک جنازه‌ام

وقتی به روی آب بیایم چه می‌کنی؟

(صدیقه حسینی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Cold
Cold
٩٤/٠٧/٠٦
٠
٠
هرچند رفتنی شده‌ام ، مانده‌ام هنوز -- یادم نداده‌اند که باید عبور کرد....واقعا شعراتون رو دوست دارم....رنگ درداییه که ماهم کشیدیم و میکشیم
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠٦
٠
٠
واقعا عالی بود .ممنون خانوم حسینی ..
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
سلام قلمتان ماندگاروجانتان ازشادی سرشار
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
تبلیغات
تبلیغات