چار پاره‌ی تنم / شعر

چار پاره‌ی تنم / شعر

نویسنده : صدیقه حسینی

شوخی‌ام با در و دیوار، صدای خنده

با تو بودن! و نترسیدن ِ از آینده

بوسه و گپ زدن و لذت شب بیداری

این که اندازه‌ی یک عمر انرژی داری

هدیه دادن به هم و لذت غافلگیری

وقتی از پشت سرم چشم مرا می‌گیری

رقص تند من و  تو با شب و بوسه قاطی

لذت داشتن ِیک زن احساساتی

لذت از خواب دم ِ صبح، صدای گنجشک

گوش دادن به نفس‌هات و دعای گنجشک

جیک جیک تو و این شاخه به آن شاخه شدن

گم شدن در تو و خوشبختی بیش از حد من

لذت از دار و ندارم وسط بی پولی

لذت این همه دل خوش کنک ِ معمولی

این‌که هر ثانیه با خوب و بدم می‌سازی

که پُری از هیجان وقت شروع بازی

تاس می‌ریزی و جف(ت) شیش ِ خودم می‌مانی

مهره‌ات هم برود، پیش خودم می‌مانی

دل گنجشکی تو غرق شده در لوسی

باز حتی جلوی جمع مرا می‌بوسی

قهرهای تو و آن حالت معصومانه

گریه‌ات در بغلم می‌کُشدم دیوانه!

چشم روی همه وسوسه‌ها می‌بندیم

بعد هر قهر فقط هر دو به هم می‌خندیم

زندگی با تو پر از تجربه‌های تازه ست

همه پنجره‌ها با تو به رویم باز است

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
فکر می کنم من عنوان این شعر رو تغییر داده بودم ولی ثبت نشده این شعر چارپاره نیست و من این عنوان رو معمولا برای چارپاره هام می ذارم ... باز هم ممنون :-)
Cold
Cold
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
چقد شعرو دوس داشتم....شما واقعا شاعر قابل و آینده داری هستین :)...تاس می‌ریزی و جف شیشِ خودم می‌مانی - مهره‌ات هم برود، پیش خودم می‌مانی...عالی بود
Cold
Cold
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
چقد شعرو دوس داشتم....شما واقعا شاعر قابل و آینده داری هستین :)...تاس می‌ریزی و جف شیشِ خودم می‌مانی - مهره‌ات هم برود، پیش خودم می‌مانی...عالی بود
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
سلآم ؛ تاس می‌ریزی و جف(ت) شیش ِ خودم می‌مانی/مهره‌ات هم برود، پیش خودم می‌مانی....قشنگ بود...دلمون شاد شد :, )
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
به به چارپاره
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
خیلیییی خوب بود:)))ممنون:))
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
باز حتی جلوی جمع مرا می‌بوسی/زیبا بود ممنون
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
زیبابودواقعا:)
سیدمحمدامین حسینی
سیدمحمدامین حسینی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
شعر زیبایی بود.
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات