به همين سادگی

به همين سادگی

نویسنده : Mehran

مي‌دانيد، به نظرم طرفدارهاي يك تيم فوتبال دسته دوي انگليس كه تيم‌شان، چهار، پنج هفته مانده به آخر مسابقات از بين بيست تيم يازدهم است و نه اميدي براي قهرماني دارد و نه ترسي از سقوط، اما باز هم آمدند، ورزشگاه را پر كردند و تيم‌شان را تشويق مي‌كنند، خوشبخت‌ترين آدم‌هاي روي زمين‌اند!

فقط به خاطر اين‌كه فهميدند مي‌شود كسي يا چيزي را دوست داشت، بدون اين‌كه از او چيزي خواست يا توقعي داشت.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
:)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
خوشبخت و وفادار و این یعنی هنر دوست داشتن.
چراغعلی
چراغعلی
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
تعصب زیاد هم خوب نیستا،پولشو یکی دیگه میگیره هاااا
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
یکم واسم مبهم بود. از پارگراف اخر نفهمیدم تعریف بود یا تخریب:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨