انتظار ِ ناممکن ِ بی‌امید

انتظار ِ ناممکن ِ بی‌امید

نویسنده : yekta_b

این همه بی‌انصاف بودی و من نمی‌دانستم؟! گفته بودی ماه که به امتدادِ سایه‌ی درخت زردآلوی ِ حیاط خانه برسد می‌آیی. گفته بودی برای بُردن ِبوی پیراهنت هم که شده برمی‌گردی.

حالا هزاره‌هاست که رفته‌ای و من هر شب ماه را می‌پایم تا برگردی. من هنوز هم به ماهِ ساکت ِ پشت پنجره مشکوکم. کجایی ببینی زردآلوها لُپ‌شان گل انداخته و شرم کرده‌اند از جای خالی‌ات که حسابی توی ذوق می‌زند.

هیچ‌کس نمی‌دانست، تو که می‌دانستی من آدم ِ انتظار نیستم. من بلد ِ انتظار نیستم. تو که می‌دانستی این شش حرف و چهار نقطه مرا می‌کُشد، نمی‌دانستی؟! بـِدان یک روزی صبر ایوبم سرریز می‌کند، چکه می‌کند، آن‌قدر چکه می‌کند تا از هجومش درخت زردآلو از پا بیفتد، بعد حتی اگر نشانی‌ام را از ماه بپرسی و برگردی، درخت زردآلو مُرده است، ماه پشت ابر مانده و من از ازل بوی ِیوسُف ِپیراهنت را نمی‌شناختم که حالا سوی ِچشمانم شود .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
سلام برشما:زنده وجاودان باشید
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
سلامت باشید :)
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
خیلی خوب احساس را منتقل کردید و همچنین توصیف ها بجا.. مفید و روان و زیبا..
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
ممنونم که وقت گذاشتید :)
راتا
راتا
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
من بلد ِ انتظار نیستم.....دوست داشتم این جمله رو....زیباست:)
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
مرسی راتای خوب :) خوشحالم دوسش داشتی ...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات