همسایه طبقه پایینی است و نمی‌دانم با ماشین‌اش کجاها می‌رود که همیشه خدا جلوی ساختمان جک زده زیر ماشین و دارد لاستیک‌اش را عوض می‌کند. همیشه هم وقت پنچر گیری رادیو ماشین روشن است. رادیو اش به زبان فارسی نیست و همین که از کنارش رد می‌شوی با آچار چرخ جلویت را می‌گیرد و می‌گوید خبرهای جدید را شنیده‌ای؟ هیچ وقت هم خبر امیدوار کننده‌ای در آستین ندارد. قحطی، بمبارات اتمی، هجوم ملخ‌ها، بالن‌های جاسوسی و بدافزارها عمده خبرهای روزانه‌اش است. منبع همه‌اش هم همان رادیوی غیر فارسی است که به گفته خودش همین الان شنیده. مثلا دیشب منتظر برخورد یک شهاب سنگ به زمین بودیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
:) به چه زبانیست؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
سلام ... جاسوسه به سازمان اطلاعات كشوري اطلاع دهيد پدرش رو در بيارن . آخه چه معني داره پنچري بگيره. آپاراتي براي چي داريم. همين كارها را مي‌كنند كار آفريني ميخوابه
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
دیده ی تاریک و منفی نگر؛ نه عینک خوشبینی و نه عینک یاه؛ عینک واقع بینی و واقعیت را زیبا دیدن..
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢