تقصر من نيست؛ خواب بودم

تقصر من نيست؛ خواب بودم

نویسنده : r_roshnavand

تقصر من نيست، خواب بودم، متوجه عكاس نشدم، وگرنه لباس مناسبي مي‌پوشيدم كه بازوهايم ديده نشود. آخر آن خانم چادري كه فقط چشم‌هایش ديده مي‌شد و منتظر 10 تومان بقيه پولش بود گفت: «مي‌دوني بازوهات لخته قيامت اين بازوهات توي آتش مي‌سوزه».

لباسي، ست مي‌پوشيدم، كه لباس پوشيدنم چندش آور نباشد. راستش يك دختر خانمي كه دستمال كاغذي ازم خريد و خيلي لباس‌هاي شيكي پوشيده بود گفت: «خانم كوچولو با مقنعه سفيد مدرسه شلوار قرمز ست نمي‌كنند، چندش آدم ميشه»

يك جفت جوراب نو براي مهماني داشتم كاش آن‌ها را مي‌پوشم كه پسرها نگویند: «دختر جون جوراب بپوش پات سياه نشه. رو دست بابا بموني»

يك جفت كفش دارم كه از ترس خانم مدير جرات نمي‌كنم جاي ديگري بپوشم. اصلا نمي‌دانم چه شده، من را كه مي‌بيند چشم‌هایش مي‌افتد به كفش‌هایم.

در دكان بزرگ فرش فروشي كناره‌هاي زيبا بود كه هركس فرش مي‌خريد يكي مجاني مي‌گرفت، وقتي رفتم بپرسم مي‌شود يكي به من بدهد در جوابم گفت: «احمد، كدوم قبرستوني هستي هر كسي كله‌اش رو مي‌ندازه مياد داخل» مجبور شدم تا احمد را اخراج نكردند سريع بدوم بيرون.

بابایم كه ديد توي عكس خوابم، كلي دعوایم كرد كه : «اگه جاي عكاس دزد رسيده بود كه چيزي برات نزاشته بود».

مادرم كه عكس را دست بابایم ديد گفت: «خاك توي سرت بشه، بگو براي چي مقنه‌ات هميشه خاكيه»

خاك توي سر، الان كه خودم به عكسم نگاه مي‌كنم مي‌بينم موهایم ديده مي‌شود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
وای :'( اشکم در اومد
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
وای :'( اشکم در اومد خیلی قشنگ بود
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
سلام ... لطف دارید سپاس
راتا
راتا
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
خیلی تلنگرداشت.....ممنون
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
سلام ... انشاالله يادمون باشد دست كه نميگيريم زيرپايش را خالي نكنيم
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
خیلی خوب بود....
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
واقعا فضای سنگینی داشت ... درد زیاد و سکوت اجباری .... سخته
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
سلام ... جدي ميخواهيد ادامه بدهم
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
عالی بود؛ عالی. مخصوصا بخش و کنایه مربوط به خانم چادری
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
سلام ... اگر اینها را در تک جمله می اوردم همه انها تلخ بود و من شخصا هیچ یک را بر دیگری اولویت نمی دهم یکی اشاره به دور دارد ویکی اشاره به نزدیک و یکی در حال است
لیلی
لیلی
٩٤/٠٥/٢٩
٠
١
یعنی چیزی از این متن فهمیدین؟ خیلی گنگ و بی مفهوم بود
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٣٠
٢
٠
اتفاقا کنایات خیلی واضحی داشت. کنایه به این جامعه. که به جای اینکه حواس آدم ها به اصل ها باشه، به فرع ها هست
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٣٠
١
٠
فکر کنم بشه با احترام بیشتر هم انتقاد کرد. این چه طرزه انتقاده؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
سلام ... متن بدون تصویر واقعا چیزی نداشت . هر خط را که میخوانید برگردید به تصویر انگاه اگر چیزی نداشت که ...
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/١٧
٠
٠
مشکلات و تناقضات فکری خودتان را در قالب کامنت بیان نکنید اینجا فقط باید راجع به متن نظر داد
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٥/٢٩
١
٠
نیگا دمپایی هاش چه جفت شده ست و دستمالاش چه ردیف چیده ..........................
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
سلام ... ممنونم بابت اموزشی که دادید . زیبایی رفتار کودک در حاشیه قرار گرفت ممنونم حتما در مطالب بعدی به زیبایی ها می‌نگرم
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
:(
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
اینجا فضای مجازیست...خیلی راحت برای دردهای حقیقی لایک میزنیم و اشک میریزیم اما در دنیای حقیقی .... جای ما کجاست؟ مسوولیت و وجدانمان کجاست؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
سلام ... در دنياي حقيقي عمل مي‌كنيم . البته انشاالله
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
آخ ... ای داد ، .ای وای بر من :(
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
سلام... اين مطلب مال من است اينجا چه مي‌كند R_ramezanpour كيست من خودم هزارتا اسم مجازي دارم اين ديگه كجاي دلم بزارم ادمييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييين
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
سلام. خیلی متاسفام که این اتفاق برای مطلب شما افتاده و از شما بابت این اشتباه عذر خواهم. علت این موضوع خطای انسانی بوده که اتفاقا خود من مرتکبش شدم و اشتباها موس رو روی یک کاربر دیگه بردم. سعی می‌کنم که دیگه همچین بی دقتی پیش نیاد. ممنون بایت مطلب قشنگتون
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
سلام ... آقا نفرمایید کلی با این موضوع حال کردم
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
مطلب بسیار پر محتوایی بود جناب روشناوند؛ پرمحتوا عرض کردم چون اینجور مطالب با تمام دردی که درشون نهفته و با وجود اینکه روح آدمو اذیت می کنه، اما یک تلنگر هم هست. منظورم از تلنگر رو که متوجه میشید؟ ممنون از شما، مثل همیشه خالص.
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
تقصر یا تقصیر؟ آخه سه جا نوشته شده یعنی همون تقصره؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
سلام ... تخسیر من بود
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
اول شخص جمع مقصر است...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
سلام ... اول شخص ، شخص ، شیب
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
چه تلنگر خوبی بود آفرین واقعا نوشته ها تون دردناک بود و تاثیر گذار ممنون بابت تعهد قلم تون
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
سلام ... تشکرات مرا پذیرا شوید
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
چقد عکس وروایتی که کردین تلخه...ولی این مسائل باید از ریشه حل بشه؛کمک کردن من وشما وده نفر دیگه سرپوش گذاشتن رو اساس ودلیل این مسئله است!!! باشد که ظهور اماممون عدالتو هدیه کنه به جامعه:-((
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
سلام ... اینجا اصلا کمک کردن مطرح نیست . تنها نظرم این بود که واقعیت دیده شود و این که دست به جیب بردن کمک نیست بلکه جلوی زبان را گرفتن سخته
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠