شب است؛ ترسیدی؛ داری مثل بید میلرزی و هر لحظه صدایی تو را از جایت می‌پراند! هوهوی باد را که دیگر نگو! و ناگهان...

سوپر پتو وارد می‌شود! نه؛ اشتباه نکنید؛ این اسم محصول جدید روغن موتور نیست، اصلا روغن موتور وسط داستان ما چکار دارد؟! منظورم همان پتوی خودمان است! مطمئنم برای شما هم اتفاق افتاده که شبی وهمناک و (ترجیحا سرد) مثل جوانه لوبیایی مقابل پنکه دارید از ترس می‌لرزید یا حتی بدتر نمی‌توانید تکان بخورید! خود را به هر ضرب و زوری است زیر پتو جا می‌دهید و خیال‌تان راحت است که خوب هر کسی هم بخواهد بهتان حمله کند تا پتویتان را ببیند وحشت می‌کند و فلنگ را می‌بندد! کم چیزی نیست؛ پتو است! می‌فهمی پتو...

ای کاش بعضی از آدم‌ها هم شبیه پتو بودند! خودشان خیلی چیز خاصی نداشتند اما وقتی پیش‌شان هستی حس ‌اعتماد بدجور توی دلت بریزد! یعنی حتی نتوانستیم پتو را الگوی خودمان کنیم! راستی اعتمادهای‌تان پتویی!

یاعلی مدد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
عالی بود یه حقیقت طنزو یاد اوری کردید اصلا ÷تو یه حس امنیت توی ترس به ادم میده
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
خیلی ممنون!واقعا همینطوره
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
آخ گفتی ! پتو برای من همیشه امن ترین جای دنیاست ، خیلی کیف میده وقتی میری زیرش قایم میشی :)))
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
اصلا کاری که پتو انجام میده رو هزار تا بادیگارد انجام نمیده
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
پتو است میفهمی ،پتـــــــــــــو! روزگارتان پراز افرادِ پتو مانند باد وهمین اخلاقِ خودتان و ما
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
خیلی ممنون شما هم روزگارتان پر از پتو!متشکر از نگاهتان
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
خیلی قشنگ بود. لذت بردم . از منظر زیبایی نگاه کردین
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
نظر لطفتونه متشکر از نگاهتون
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٥/٣١
١
١
چه بامزه تلنگر میزنی و میگی که حتی نتونستیم پتو رو هم الگوی خودمون کنیم:دی...مرسی از متن جالبت:)خوب مینویسی؛موفقیات(^_^)
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
خیلی ممنونم!هنوز نوشته هام جای کار داره!خواهش میکنم!لطف دارید ممنون از نگاهتون
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
چه بامزه‎;)‎ من حتی تو گرمام باید پتو بپوشم، نه برای کاربرد اصلیش، صرفاً واسه حس امنیتش...آفرین.
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
من هم تازه من عادت دارم گتوی کلفت بندازم روی خودم تا خوابم ببره اصلا نمیتونم با این پتو مسافرتی ها بخوابم!خیلی ممنون
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
خیلی جالب بود:)))))))ممنون
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
خیلی ممنون !
z-taghipour
z-taghipour
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
جالب بود ممنون :)
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
متشکر از نظرتون
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
عالـــــــــــــــــــــــــــــــی بود:)) سوپر پتو:)) واقعا چرا آدم زیر پتو این قدر احساس امنیت می کنه؟؟
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
ممنونم !واقعا درک نمیکنم!شاید بخاطر ایجاد گرمای لذت بخشیه!اصلا فلسقه داره این پتو!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
اتفاقا دیشب که کتاب راز داوینچی رو تموم کردم از تصور مرد زال قصه ترس برم داشته بود همه ی اعضای خانواده زودتر به خواب رفته بودن و من مث بید میلرزیدم از ترس کاش میتونستم دیشب این متن رو بخونم و زیر یه پتو پناه بگیرم حیف شد:)
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
اتفاقا من هم دیشب از ترس ارواح خشکم زد خوب شد پتو نجاتم داد!
admincheh
admincheh
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
اعتماد های پرز دار ِ گرم کننده حتی:)
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
واقعا !
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
خیلی خوب بود ... آفرین به شما .... طنز بسیار زیبایی بود و ارزششو داره توی جیم این هفته چاپ بشه :)
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
چاپ بشه؟؟؟توی روزنامه شوخی میکنید؟؟ متشکر از نظرتون و نگاهتون لطف دارید
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٠٢
٠
٠
اخه...راست میگی..پتو خوب چیزیه:-):-)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠