ابر است مجیز گویی و باد است وصف یار

ابر است مجیز گویی و باد است وصف یار

نویسنده : gh_ghadir

چشمی که بینا شود به دیدنش

دشوار راهی به بستر خواب می‌شود

مرغ است اشتری که پر در رهش گشود

زاغ و زغن به گفتنش مینا می‌شود

مردی اگر، به روی چون مهش نظر  ببر

صحرای گل در نظرت سینا می‌شود

ابر است مجیز گویی و بادست وصف یار

ترسم ز باد و ابر، نومهش در خفا شود

زاین گوش در کن و زان دیگری بدر

گفتار عادتیست که خوابی روا شود

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
مفهوم سنگینی بود؛ و البته خواندن شعر نیز سنگین؛ جای کار بیشتر اما و اما استفاده از لغات و تعبیرات و آرایه ها عالی و عالی
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات