بختک؛ از افسانه تا واقعیت

بختک؛ از افسانه تا واقعیت

نویسنده : S_khandandel

بنظر من خواب خیلی مهم است، در واقع اگر خواب راحتی نداشته باشیم، اعصاب راحتی هم نداریم. حالا فرض بر این می‌بریم بعد از کلی غلت زدن و چپ و راست شدن و فکر خیال کردن خوابمان ببرد (روی صحبتم با افراد خوش شانسی نیست که تا کله مبارک می‌رود روی بالشت خروپفشان گوش فلک را کر می‌کند) خب حالا یک کابوس به سراغ‌مان می‌آید و نصف شب از خواب می‌پریم و از ترس خواب‌مان نمی‌برد، دیگر بدتر ازین چه می‌شود؟داریم؟ بله! بدتر از کابوس معمولی بختک است! بختک عزیز به هر کسی رو نمی‌کند، شاید خیلی‌ها تجربه‌اش را نداشته باشند، خب خدا را شکر ان‌شاءا... تجربه نکنید.

تجربه شخصی خودم این بود که خواب دیدم روی تخت نشسته‌ام و یک نفر از دو طرف مرا می‌کشد، انگار که روحم از جسمم جدا می‌شود، به طوری که بدنم را به سختی در خواب تکان می‌دهم و از خواب می‌پرم ولی این خواب نیست یعنی فکر می‌کنید همه چیز واقعی ست، کسانی که تجربه کرده باشند خوب می‌فهمند چه می‌گویم حالا مبحثش را منی باز می‌کنیم.

 

|| افسانه‌ها و باور عامیانه

بَختَک در افسانه‌ها و باور عامیانه ایرانی نام موجودی تخیلی است که شب‌ها قصد خفه کردن افراد در خواب را دارد. برخی منابع نیز بختک را با کابوس هم‌ معنی دانسته‌اند. البته بختک با کابوس هم معنا نیست، بختک موجودی نامرئی ست که شب هنگام بر بدن انسان چیره می‌شود و تمام بدن را در اختیار گرفته و قفل می‌کند. در این حالت انسان فقط نظاره‌گر ناتوانی خود است. ترسی بدون دلیل وجود انسان را در بر می‌گیرد و انسان توان کوچک‌ترین واکنشی نسبت به این ترس ندارد. در برخی باورهای قدیمی معتقدند که بختک روی سینه افراد می‌نشیند و تمام وجود آن‌ها را فلج می‌کند. شاید ترس انسان گرفتار از این موجود نیز بدلیل این است که حضور آن را بر روی خود احساس می‌کند ولی نمی‌تواند آن را ببیند. برخی دیگر بر این باورند که بختک در درون انسان رخنه می‌کند و بدن را در اختیار می‌گیرد. اصطلاح «بختک روی زندگیش افتاده» نیز ازین جا وارد ادبیات فارسی شده‌است.

بختک یا فرنجک، به عقیده عوام، کنیز اسکندر بود. هنگامی که کلاغ به مشک محتوی آب حیات که اسکندر با خود از ظلمات آورده بود منقار زد و آن را درید و آب حیات بر زمین ریخت، این کنیز بی درنگ مشتی از آن آب را برداشته نوشید و اسکندر که سخت خشمگین شده بود به ضرب شمشیر، بینی او را قطع کرد و فرنجک از گِل، و به قولی از خمیر، بینی‌ای برای خود ساخت. فرنجک که به سبب نوشیدن آن آب عمر جاودانه یافته‌است چون کسی را به پشت خفته ببیند بر سینه او می‌جهد. اگر در آن حال خفته بیدار شود و چنگ در بینی او بیاندازد، فرنجک از بیم آن که بینی‌اش کنده شود گنجی از گنج‌های اسکندر را که می‌شناسد رشوه خواهد داد تا دست از بینی‌اش بردارد. بختک که به سبب همین افسانه بینی گلی، دماغ گلی و خمیری نیز خوانده می‌شود به عقیده عوام در تاریکی و بخصوص زیر درخت‌ها و در جنگل‌ها و باغ‌ها می‌گردد. ظاهرأ این اعتقاد از ناآگاهی عوام به گاز کربنیکی که شب‌ها از گیاهان متصاعد می‌شود و کسی را که در جنگل یا در زیر درخت خفته باشد به خفقان می‌افکند ناشی شده‌است. برخی افراد معتقدند، در صورتی که بتوان گلو یا دماغ بختک را گرفت، می‌توان هر آرزویی کرد تا بختک آن را برآورده کند.

چنان بسان فرنجک فرو گرفته مرا / که بود مردنم آسان و دم زدن دشوار (مختاری غزنوی)

 

|| دیدگاه علمی

از خواب بیدار می‌شوید اما نمی‌توانید از جای خود برخیزید. چشمان شما در زیر پلک‌های لرزان و سنگین‌تان به اطراف می‌گردند اما امکان حرکت دادن سایر اعضای بدن‌تان وجود ندارد.

نوعی جسم سنگین را روی قفسه سینه خود حس می‌کنید که گویی گلویتان را فشار می‌دهد و راه تنفس را بر شما بسته است.

در همین حین موجودی سایه وار و وحشتناک مقابل چشمانتان شکل می‌گیرد. این یک رویا نیست و فرقی ندارد که تا به حال چند بار چنین شرایطی را تجربه کرده‌اید، در هر صورت، هر بار همین شرایط عجیب و دشوار را تجربه می‌کنید.

زمانی که این اتفاق را در دوران کودکی خود تجربه می‌کردید، دست موجودات شیطانی و فرازمینی را در کار می‌دانستید اما حال باید به شما اعلام کنیم که این موضوع ریشه علمی دارد و با نام فلج در خواب یا به شکل عامیانه بختک از آن یاد می‌شود.

در سال ۲۰۱۱ میلادی نتایج حاصل از ۳۵ تحقیق که روی بیش از ۳۶ هزار فرد داوطلب انجام گرفت در قالب مقاله‌ای علمی منتشر شد که بر اساس آن عوامل اجتماعی و روانشانسی متعددی در شکل گیری این پدیده نقش دارند.

پژوهشگران مقاله مورد بحث، دریافتند که 6 تا 7 درصد از کل جمعیت پدیده فلج خواب را تجربه می‌کنند که این میزان در گروه‌های با خطرپذیری بالا (مثلا دانش آموزانی که الگوهای خوابشان دچار اختلال می‌شود) بیشتر است.

براساس این تحقیق همچنین در افرادی که از اختلالات روحی نظیر دلهره و افسردگی رنج می‌برند، میزان تجربه فلج در خواب برابر با 40 درصد برآورد شد.

به گفته دانیل دنیس کاندیدای دکتری در رشته علوم اعصاب و پژوهشگر پروژه فلج در خواب، زمانی که فرد این پدیده را تجربه می‌کند کاملا هوشیار است. در واقع تصور می‌شود که در چنین مواقعی، ذهن بیدار اما بدن همچنان خواب است.

 

|| چرا نمی‌توانید حرکت کنید

خواب سه یا چهار مرحله در وضعیت غیر از (رم) یا حرکت سریع چشم و یک مرحله در این وضعیت دارد. انسان در تمامی این مراحل می‌تواند خواب ببیند با این حال زمانی که چشم‌ها حرکت سریعی را تجربه می‌کنند خواب‌ها عمیق‌تر بوده و شکلی شبیه به واقعیت دارند.

در این بازه زمانی، مغز نیز فعال می‌ماند و آن طور که دنیس توضیح می‌دهد شرایط انسان در چنین وضعیتی شبیه به طول روز است. به گفته او در زمان حرکت سریع چشمان، انسان به این خاطر دچار ناتوانی حرکتی می‌شود که نمی‌خواهد از رویاهایش خارج شود و از این پدیده تحت عنوان بی حالی (رم) یاد می‌شود.

بسیاری از افرادی که در این وضعیت از خواب بیدار می‌شوند صرفا چشمان خود را گشوده و به سرعت شروع به حرکت می‌کنند. اما آن‌ها که فلج در خواب را تجربه می‌کنند آن طور که دنیس می‌گوید در واقع نوعی «اختلال در ساعت مولکولی» را پشت سر می‌گذراند.

این پدیده در اغلب موارد چند ثانیه تا یک دقیقه طول می کشد اما در موارد نادرتر ممکن است که فردی به ۱۰ الی ۱۵ دقیقه زمان نیاز داشته باشد تا بتواند به طور کامل توان حرکتی خود را باز یابد.

در مورد آن موجود سایه واری که برخی در زمان فلج خواب تجربه می‌کنند نیز باید بگوییم که پژوهشگران توضیحات قانع کننده‌ای را برای این پدیده ارائه نکرده‌اند.

براساس مطالعه ای که توسط پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیای سن دیگو انجام گرفت و نتایج آن در مجله فرضیات پزشکی به چاپ رسید، در این زمان اعصاب جداره ای نورون های موجود در مغز را تحت نظر گرفته و به پاها فرمان حرکت می دهند و چون نمی توانند حرکت کنند مغز در مورد حرکت مورد نظر دچار توهم می شود.

آنطور که دنیس می گوید «این شبه سایه وار» می تواند در نتیجه نوعی بیش فعالی در آمیگدال باشد که در واقع بخشی از مغز است که حس ترس را ایجاد می کند.

 

او در صحبت هایش ادامه می دهد که در چنین مواقعی فرد در حالی از خواب بیدار می شود که بخش یاد شده از مغز او فریاد می زند «تهدیدی وجود دارد».

بنابراین مغز شما باید برای فعال شدن بی دلیل آمیگدال چیزی را کشف کند و پارادوکس به وجود آمده را به نوعی برای خود تفسیر کند. در طول خواب این بخش از مغز همچنان فعال می ماند با این همه، فلج کامل بدن درست پس از هوشیاری می تواند فعالیت آن را بیش از پیش نماید.

 

|| تجربیات

یکی از نخستین مطالعات در رابطه با فلج در خواب در سال ۱۹۹۹ انجام گرفت که سه طبقه اصلی از این پدیده را تحت عنوان «کابوس»، «ناخوانده» و «تجربیات غیر عادی بدنی» تعریف می کند.

در مورد نخست افراد نوعی فشار شدید را روی قفسه سینه خود حس می کنند و اینگونه به آنها القا می شود که نمی توانند نفس بکشند.

آنطور که مؤلفان می گویند، فلج در خواب تنها «ادراک تنفسی» را تحت تأثیر قرار می دهد. نفس کشیدن امری غیر ارادی است و به همین دلیل هیچ چیز نمی تواند مانع از آن شود. در واقع این احساس از آن جهت در این افراد ایجاد می شود که ترسیده اند.

زمانی که فرد در وضعیت «رم» قرار دارد، نفس کشیدنش کاملا سطحی است و شریان های تنفسی او بسیار تنگ می شوند و به همین دلیل این کار برایش دشوار می شود. اما زمانی که فرد از این مسأله آگاه می شود شرایط برایش وحشتناک می گردد.

افرادی که در گروه دوم جای دارند می توانند حضور محسوس، ترس، و هذیان سمعی و بصری را تجربه نمایند.

به بیان دیگر، مغز این افراد برای حل پارادوکس ایجاد شده در طول فلج اقدام به تصویر سازی می کند که پژوهشگران این پدیده را «وضعیت فرا هوشیار مغز میانی» می خوانند. این شرایط می تواند افراد را از کوچک ترین محرک ها نیز آگاه کند و حتی آنها را به سمت نشانه هایی از تهدید یا خطر سوق دهد.

به همین دلیل است که در چنین مواقعی حتی یک صدای کوچک هم می تواند برای فردی که فلج در خواب را تجربه می کند وحشتناک باشد.

در نظر داشته باشید که مراحل موسوم به ناخوانده و کابوس دست در دست یکدیگر حرکت می کنند. در هر دوی این علائم، آمیگدال به خاطر تهدید فعال می شود.

برخی از افراد حتی کابوس و ناخوانده را با یکدیگر در ارتباط می دانند و مدعی هستند که در این شرایط وجود فردی را احساس کرده اند که قصد خفه کردنشان را داشته است. اما نوع سوم از توهمات ناشی از فلج در خواب موسوم به «تجربیات غیر عادی بدنی» کم یاب ترینشان است.

زمانی که افراد «تجربیات غیر عادی بدنی» را پشت سر می گذارند اغلب احساس می کنند که از جسم خود خارج شده اند و در فضای اطراف معلق شده و در حال پرواز هستند.

نوع سوم در ظاهر با مراحل «رم» در ارتباط است و در جریان آن ساقه مغز یا همان مخچه و مراکز قشری آن فعال می شوند.

فیبرهای عصبی که از حرکت اندام های بدن در جریان خواب جلوگیری می کنند وارد این منطقه می شوند. به این ترتیب حس می کنید که در حال حرکت هستید در حالی که اینگونه نیست زیرا ناحیه ای از مغز که این هماهنگ سازی را انجام می دهد بیش از اندازه فعال شده.

به امید خواب های آروم برای همگی...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
وای چه خوفناک ! ضرری هم داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
نه ضرری نداره فقد خیلی ترسناکه
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
یا خدااااا.... من دیگ نمیرم تو فکر 0=
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
:-)) ...
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
چرا نرین تو فکر حالا؟؟؟؟
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
اگه بدنمون رو وقتی بختک افتاد رومون تکون ندیم میمیریم فلج می شیم اصلا اتفاقی واسمون میوفته ؟؟؟؟؟؟؟؟
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
نه اتفاقی نمیفته ... چرا مگه میشه تکون ندین...
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
سلام ...آفرین چ پردل و جرات چ متن مرموزی...اولا بگم که طبق تجربیات من و مطالعاتم دلیل پزشکی هم در این اتفاق به اصلاح فلج خواب دخیل هست که اگر شب پرخوری کنی و معده ات سنگین بشه این اتفاق می افتد ولی این گفنه را نمی تونم هضم کنم درست که طرف کاندیدای دکتری هست یا اصن پروفسور باشد.. ((زمانی که فرد این پدیده را تجربه می‌کند کاملا هوشیار است. در واقع تصور می‌شود که در چنین مواقعی، ذهن بیدار اما بدن همچنان خواب است)) تا اونجا که میگه فرد هوشیاره را قبول دارم ولی این که میگه تصور میشه بدن همچنان خواب است کمی غیرقابل هضم است چون بارها شده خود من بین اون خلسه بین اون حالت خواب وبیداری دقیقا همه صداهای اطراف را می شنیدم همه اعضای خانواده ام را می دیدم که خوابن حتی یک بار برام اتفاق افتاده که تا بختک عزیز تر از جان خواستن تشریف فرما شون داداشم کنارم خوابیده بوده در همان ثانیه خواستم دست مو دراز کنم تا خبرش کم بختک سررسید یعنی (وای یاد اون شب می یفتم پشتم می لرزه) دستم رو هوا ماند و اوشون به کارشون پرداختن...پس کجای این بدن خوابه چطور تا بختک می ره آدم مثل اینکه تیر از جاش کنده میشه بله درسته که وقتی خواب ترسناک ببینی هم آدم از جاش می پره ولی این فرق داره چون تو چشمت بازه صدار رو میشنوی و در یک جدال مرگبار زیر فشار ترسناک تر داری از اعماق وجودت داد میزنی اما کسی صداتو نمی شنوه... وبه این موجود که شما فرمودید (در تاریکی و بخصوص زیر درخت‌ها و در جنگل‌ها و باغ‌ها می‌گردد) من خوندم و شنیدم که آل می گویند
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
ولی انصافا اون جایی که تو متن گفته در مواقع نادر تا 10 دقیقه ممکن است به طول بینجامه ..بابا بی انصافی نکنین شده من و اوشون در 90 دقیقه به نتیجه نرسیدیم مذاکراتمون کشیده به وقت اضافه حتی با تمام نامردی دو سه بارم شده تو پنالتی باختم خخخخخخخخ
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
خب اون موضوع بالا منو خواهرم خواب بودیم شب خونه مامان بزرگمم بودیم که یدفه ای دیدم خواهرم با چشمای قرمزو گرد بهم نگاه میکنه خب طبیعتا اون صحنه واقعی نبوده ولی واقعی بنظر میرسید من جدیدا خودم میفهمم خودمو تکون میدم از خواب بلند میشم زود شما چطور 90دقیقه؟خیلی بده که؟!
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
چه ترسناک .
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
خیلییی ایشالا قسمتتون نشه!
translator
translator
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
جالب بودا نبودا ؟ :))))))))))) اتفاقا چند وقت پیش یکی از فامیلا گفت بختک اومده سراغم من باور نکردم انقد قسم خورد و بیچاره گف راس میگم که یکم باور کردم الان که اینو خوندم دیگه کاملا باورم شد که همچین چیزی هست. اونم بیچاره اقا بود میگفت دیدم خانومم از پذیرایی با موهای ژولیده اومده رو به روم وایساده هر چی میخاستم داد بزنم نتونستم دهنم کج شده بود از اخر از صداش واقعا خانومش اومده بود بیدارش کرده بود .
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
دقیقا همینطوره:-))
هما
هما
٩٥/٠٣/٢١
٠
٠
همين الاني كه دارم اين متنو مينويسم به دليل همين مشكل از خواب پريدم واقعا وحشتناكه بخصوص من كه نميدونستم چيه ولي من صدا شنيدم يه صداي وحشتناك كه داشت باهام حرف ميزد
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠