بیا قرار بزاریم...
ده پیشنهاد متفاوت برای نذری دادن در دهه کرامت

بیا قرار بزاریم...

نویسنده : اعظم عامل نیک

شاید گیر افتاده‌ای، شاید گمشده‌ای، شاید دل نگران کسی هستی یا چیزی را می‌خواهی و دستت به آن نمی‌رسد. شاید کاری کرده‌ای که نباید می‌کردی، راهی را رفته‌ای که حالا دلت می‌خواهد برگردی و پاکش کنی. شاید چشم به راه هستی، شاید ... هر کدام از ما در زندگی از این شایدها را تجربه کرده‌ایم و در آن لحظه‌ها دست به دامان خدا شده‌ایم و عهدی با او بسته و نذری کرده‌ایم. نذر کردن یک جور قرار گذاشتن با خداست. تو با خدا قرار می‌گذاری برای او کاری را انجام دهی. این قرار یا برای شکر به دست آوردن نعمتی ست یا به خاطر عذرخواهی و جبران است. قرارت هر چیزی می‌تواند باشد، هر چیزی که در حد توانایت است. لازم نیست بگویم، خودت می‌دانی چون قرار را با خدا می‌گذاری باید طبق قانون‌های او باشد و فراموش کردنی هم نیست. کسی جایی نگفته است که قرارت چه باشد و چه عهدی ببندی و چه قولی بدهی. خودت می‌دانی و خدا... اما ما دیدیم بد نیست کمی به نذرهای متفاوت فکر کنیم. تو هم اگر به دلت نشست این نذرهای متفاوت را امتحان کن.

 

|| پیامک زده «خوش به حالت بچه مشهدی هستی» جوابش را نمی‌دانستم چه بدهم؟! نمی‌دانم با این خوشبختی که نثارم شده چه کرده‌ام؟ چه می‌توانم انجام بدهم؟ با خودم قرار گذاشتم توی این ده روز بچسبم به این بچه مشهد بودن و ببینم چه کاری از دستم بر می‌آید که برای غیر مشهدی‌ها انجام بدهم؟ از نایب الزیاره شدن برای رفقایی که دور هستند تا راه انداختن یک گروه در شبکه‌های اجتماعی موبایلی برای زیارت و ذکر ائمه! تو هم هر وقت خواستی نذری کنی یا قصد عمل خیری داشتی حواست به غیر مشهدی‌ها باشد.

 

|| توی حرم امامزاده‌ مشغول عکاسی هستم. پیر زن پاکستانی نزدیک می‌آید و می‌خواهد تا از او عکسی بگیرم. مقابل ضریح می‌ایستد و ژست می‌گیرد. چهره مهربانش در ذهنم ثبت می‌شود. می‌پرسم چطور عکس را بهش برسانم که می‌گوید برای یادگاری خواسته ازش عکس بگیرم و می‌رود. با خودم می‌گویم کاش سایت یا وبلاگی داشتیم تا عکس همه این زائران را که به دیدار امام مهربانی آمده‌اند، ثبت و در آن منتشر کنم. یا درگاه اینترنتی بود که خود زائران امام مهربانی از همه جای جهان به آن وارد می‌شدند و عکس و مشخصات و خاطرات‌شان را با هم و برای هم به اشتراک می‌گذاشتند. در دل می‌گویم کاش این بار که خواستم کاری برای خدا انجام دهم این وبلاگ و نشر عکس زائران امام هشتم یادم باشد. 

 

|| یاری رساندن فعل قشنگی ست. خیلی هم خوب است که بی‌بهانه و با بهانه از ما سر بزند. این بار که خواستی چیزی نذر کنی حواست به کسانی که دوروبرت هستند باشد و دست استمدادشان را بگیر. مدد رسان باش. مثلا یک روز در ماه را توی مسجد محل معلوم کن بگو من به اندازه یک تاکسی یا یک مینی بوس یا... نه فقط یک نفر را که سن و سالی ازش گذشته و تنها نمی‌تواند به حرم برود، می‌برم زیارت، نذر دارم!

 

|| هنوز چیزی از کنکور نگذشته اما بچه‌های کنکوری از همین حالا برای سال بعد کمربندها را بسته و خیلی جدی مشغول درس خواندن هستند. اگر امسال کنکور داده‌ای و شکر خدا قبول شده‌ای و جزوه خلاصه نویسی، چیزی داری، می‌توانی نذر کنی برای این تازه نفس‌ها. درس‌ات اگر خوب است و جوهر معلمی داری، می‌توانی به داد چندتای‌شان برسی و یکی دو تا تست و نکته مهمان‌شان کنی! اگر هم پشت کنکوری هستی نیت کن قبول شدی دست یکی دو تا پشت کنکوری را با خلاصه نویسی تر و تمیز درس‌ات بگیری.

 

|| حتما لازم نیست در اردوی جهادی شرکت کنی و بروی فلان روستای دور افتاده و به کوچک‌تر از خودت کاری یاد بدهی. اگر هنر و مهارتی داری از گلدوزی گرفته تا زبان فرانسه، می‌توانی در محله اعلامیه پخش کنی که با پول اندک یا مجانی به یک نفر تا هر چند نفری که حالش را داشتی آموزش می‌دهی. این جوری اثر نذرت تا شاگردت عمر دارد باقی است و خیرش برای تو پا برجاست.

 

|| شاید بگویی همین جوری پای واجبات‌مان می‌لنگد اما من می‌گویم بعضی از مستحبات هستند که یادآوری و احیا آن‌ها می‌تواند باعث خیر و برکت برای خودمان و اطرافیان‌مان باشد. این بار که خواستی نذر کنی با مشورت یک کار درست و راه بلد، نظری به مستحبات فراموش شده هم داشته باشد.

 

|| امر به معروف هم نظر مرا بخواهید یکی از نذری‌های شیک و لازم است که می‌توانید امتحانش کنید. می‌گویند امر به معروف خیلی از نهی از منکر سخت‌تر است. یعنی به جای این که بروی بگویی آقا جان نکن، بچسبی به یک کار خوب، یک حسنه و با مداومت در آن تبلیغش کنی. 

 

|| یک فعل‌های هستند که در خودشان یک جمله‌های خوبی مستتر دارند. آباد کردن یکی از این فعل‌هاست. با خودت تکرارش هم که می‌کنی دلت روشن می‌شود و صدای پیرزنی مهربان را می‌شنوی که مدام می‌گوید: «خدا خیرت بدهد»، «عاقبت به خیر شوی» یا « خدا پدر و مادرت را بیامرزد» حالا فکر کن، بشوی فاعل و این فعل را انجام بدهی. خیلی هم ساده است. می‌توانی دو تا گلدان بگذاری پشت یک پنجره‌ای، آن وقت یک محله را آباد کرده‌ای. می‌توانی یک نهال بکاری. پیاده روی مقابل مسجد را سیمان کنی. دیوار کثیف محله را سفید کنی.

 

|| شاید بگویی تکراری شده اما من آخر لیستم دوباره یادی از آن می‌کنم، بس که واجب است. وقت نذر کردن کتاب را فراموش نکن. لازم نیست حتی کتاب را بدهی برود، شاید بتوانی یک قفسه از کتابخانه‌ات را بگذاری برای امانت، یا چراغ راه اندازی یک کتابخانه را در مسجد محله‌تان روشن کنی.

 

|| می‌پرسد: عربی می‌دانی، می‌گویم کمی. چند کلمه‌ای حرف می‌زند و من در آخر به انگلیسی به او آدرس هتل را می‌دهم. این بار چندم است که زائر غیر ایرانی از من کمک خواسته و یا نه دوست داشته چند کلمه‌ای با هم حرف بزنیم. با خودم می‌گویم کاش بیشتر برای یادگیری عربی وقت می‌گذاشتم. برای منِ بچه مشهدی که اهل یکی از شهرهای بزرگ جهان اسلام هستم، دانستن زبان عربی و انگلیسی خیلی خوب است. این بار که خواستی نذر کنی حواست به این نکته باشد، به نظرم یادگیری زبان برای خدمت رساندن به زائر امام رضا عمل پسندیده‌ای نزد خدا باشد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
na3er
na3er
٩٤/٠٥/٢٦
٢
٠
واقعا هاا!!چقدر راحت میشه همچین قرار هایی بین خودمون و خدامون بزاریم به شکرانه داشتن نعمتی این چنین یعنی :{مجاور اقا امام رضا(ع)بودن}
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٢٦
٢
٠
چقدر زیبا و عالی گفتین خانوم عامل نیک. ما یک پیش زمینه هایی توی ذهنمون داریم که نذر در ظاهر باید یه چیز گنده و دهن پر کن باشه! اما مطلب شما واقعا عالیه و این که یادمون انداخت که چیزهای ساده ای هم هستن که دلهای زیادی رو میتونن شاد کنن، اگر انجام بشن :)
Niva
Niva
٩٤/٠٥/٢٦
١
٠
واقعا هر کدوم از اینا رو انجام بدیم قشنگه.. منم سال گذشته موقع شهادت امام رضا از فامیل پول جم کردم و واسه زائرای پیاده که از نزدیک خونمون رد میشدن دو سه جعبه کیک گرفتیم و با همسر پخش کردیم.. کم بود ولی لذت بخش بود :) ممنون
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
امسال کجا قصد دارین کیک پخش کنین که منم به طور کاملا اتفاقی از اونجا رد بشم! خیلی اتفاقی :دی
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
خیلی خوب بود اینجوری میتونیم نوشن بدیم یه شیعه واقعی چقدر مفیده یه منتظره واقعی چقدر سودمنده برای جامعه :) آخ که چقدر من به شما مشهدی ها غبطه میخورم ^_^ التماس دعا:) ممنون از این همه ایده سعی میکنم تو برنامم بذارم :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨