حق من کجاست؟!
پاسخ جیم به سوالات شما در انجمن حقوق زن

حق من کجاست؟!

نویسنده : سایت جیم

حدود 4 ماه قبل، در بخش انجمن جیم، در مورد مهریه و این‌که «چه کسی مهریه را داده و چه کسی گرفته، سؤالی مطرح شد.» این انجمن حدود 250 نظر داشت که اکثر پاسخ‌ها بیش از آن‌که در مورد موضوع سؤال باشد، در مورد علت وجوب مهریه و پرداخت نشدن آن بود. بنا به درخواست خانم Samira و جمع دیگری از دوستان، برای رفع بسیاری از سؤال‌ها در حوزه حقوق زن، فراخوانی در این رابطه صورت گرفت (اینجا را کلیک کنید)

پس از جمع بندی و حذف سؤال‌های تکراری و تلفیق برخی از سؤال‌ها به 23 سؤال کلی در این مورد رسیدیم. این سؤال‌ها توسط حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا خلیل‌زاده، طلبه سطح خارج فقه حوزه علیمه قم پاسخ داده شد. حجت السلام خلیل‌زاده علاوه بر درس حوزوی دارای مدرک کارشناسی حقوق از دانشگاه تهران نیز هست.

در این پاسخ‌ها تا حد امکان سعی شد از اختصار کمک گرفته شود؛ ولی با این وجود حجم سؤالات و تنوع موضوعی آن‌ها باعث شد مجموع پاسخ‌ها چیزی در حدود 15 هزار کلمه باشد. بنابراین برای پرهیز از طولانی شدن متن، این پرسش و پاسخ‌ها طی 5 قسمت و با عنوان «حق من کجاست؟» منتشر می‌شود.

تلاش ما این است که پس از انتشار هر قسمت به برخی از کامنت‌های منتخب نیز توسط حجت اسلام خلیل‌زاده پاسخ داده شود.

***

1- چرا مهریه زنان را قسط بندی می‌کنند؟ مگر مهریه عند المطالبه نیست و حق زن نیست؟

با توجه به این نکته كه مهریه از نظر قانون عندالمطالبه و دِین ممتاز است، شاید  برای هر دو طرفِ دعوای مهريه  این سوال پیش بیاید که چگونه این مساله با اعسار و تقسیط مواجه می‌شود و چرا قانون درباره چنین دین مهم و حساسی اقدام به پذیرش قسط می‌کند؟ در پاسخ بايد گفت  قانون با در نظر گرفتن شرایط خاصی این امکان را فراهم کرده که قاضی با رسیدگی به وضعیت مالی مرد و با اثبات ناتوانی او در پرداخت مهریه به صورت یک‌جا، اعسار او را بپذیرد و حکم به  تقسیط مهریه بدهد.

به این مساله توجه کنید تنها در صورتی اعسار مرد پذیرفته می‌شود که زن نتواند مال یا اموالی را به دادگاه معرفی کند. شیوه معرفی هم بسیار ساده است. مثلا زن عنوان می‌کند همسرش در یک بانک یا جایی سرمایه‌ای دارد و بعد دادگاه با ارائه نامه ای به آن محل خاص و دادن نامه به زن، از آن‌جا می‌خواهد تا اموال مرد را توقیف و گزارش آن را به دادگاه اعلام کنند. با چنین نامه‌ای حتی پول پیش خانه‌ای که زن و شوهر در آن زندگی می‌کنند، طلبی که شوهر از دیگری دارد، پولی که بابت پیش خرید خانه یا خودرو داده شده، ودیعه بانکی برای دریافت وام مسکن و... هم قابل توقیف است. دادخواست اعسار، دادخواستی ساده است که مرد در آن اعلام می‌کند با توجه به این نکته که همسرش مطالبه مهریه کرده و او نیز توانایی پرداخت مهریه را به صورت یکجا ندارد، از دادگاه تقاضا می‌کند مهریه او قسطی شود و البته محتواي دادخواست بايد با ادله معتبر مثل شهادت شهود و غيره اثبات شود.

 

2- ماده 949 ق مدنی: در صورت نبودن هیچ وارث دیگری بغیر از زوج یا زوجه ، شوهر تمام ترکه زن متوفای خود را می‌برد، لیکن زن فقط نصیب خود را و بقیه ترکه شوهر در حکم مال اشخاص بلاوارث و تابع ماده 866 خواهد بود. سوال من این است آیا این ماده از شرع و قرآن گرفته شده و یا قانونگذار خودش آن را بر اساس صلاحدید تدوین کرده؟  اگر از شرع یا قرآن گرفته شده عدالت کجای این ماده نهفته است؟ و اگر قانونگذار آن را تدوین کرده بر اساس چه مصلحتی همچین ماده‌ای را آورده؟ این‌که ما بگیم از هر 1000نفر شاید فقط یک نفر با این وضعیت باشد پس چرا اصلا همچین ماده‌ای باید در قانون بیاید؟

به سوال شما دوست عزيز! مي‌توان در دو قسمت پاسخ داد، قسمت اول درباره مجموعه احكام اسلام در حوزه ارث و تفاوت زن و مرد در ارث بري است كه به آن در سوالي مستقل پاسخ خواهيم داد و اما قسمت دوم درباره اين سوال است  كه فرض ماده 949ق م به ندرت اتفاق مي‌افتد و چرا شارع يا قانونگذار به اين فرض نادر يا بسيار نادر پرداخته است؟ در پاسخ بايد گفت: اتفاقا پويايي يك نظام حقوقي به اين است كه تمامي فروض را در نظر  گرفته و براي آن قانوني وضع كند بنا بر اين اين ماده از اين جهت كه به ندرت مصداق خارجي دارد باعث اشكال به نظام حقوقي اسلام نيست.

 

3- تفاوت ارث زن و مرد؟ در جواب این سوال می‌آید که چون زن خانه‌دار است و مهریه و نفقه به او تعلق می‌گیرد و اجباری هم برای کار کردن ندارد، به همین دلیل است و مرد چون خرج زندگی می‌دهد و یا ممکن است در جاهایی به عنوان عاقله از عهده دیه و اینجور مسائل بر بیاید باید ارثش بیشتر باشد و این‌جور توضیحات. اما سوال پیش می‌آید در زمانه‌ای که زنان پا به پای مردان کار می‌کنند و خیلی‌ها سرپرست خانوار هستند و باید از عهده خرج خودشان و خانوادشان بر بیایند، آیا این انصاف است که سهم ارث زن کمتر از مرد باشه؟ آن هم با وضع مهریه و نفقه الان؟ به نظر شما با تغییر وضع جامعه این قوانین می‌تواند عدالت را در جامعه جاری کند؟ 

* ارث نهادي پويا در فقه اسلامي 

اسلام، احكام ارث را بر اساس جنسیت، مرد یا زن بودن وضع نكرده، بلكه براساس مسؤلیت مالی و موقعیتی است كه این دو در خانوار دارند. در پاره‌ای از موارد زن بیش از مرد سهم می‌برد، بنابراین سهم ارث متناسب با نظرگاه كلی اسلام نسبت به خانواده، تقسیم وظایف و مسؤلیت‌ها سازگار و عادلانه است.

در بحث ارث زنان سه فرض مطرح است كه معمولاً یك فرض آن ذكر می‌شود و از دو فرض دیگر غفلت می‌شود:

1. در مواردی زن و مرد همتا و مساوی ارث می‌برند، مانند صورتی كه میت (فرزند) پدر و مادر داشته باشد كه هر كدام به طور یكسان یك ششم ارث می‌برند و سهم پدر به عنوان مرد بودن بیش از سهم مادر نیست.

2. در مواردی زن كمتر از مرد ارث می‌برد، مانند دختر كه كمتر از پسر ارث می‌برد.

3. در مواردی سهم زن بیش از سهم مرد می‌باشد، مانند موردی كه میت غیر از پدر و دختر، وارث دیگری نداشته باشد كه در این جا پدر یك ششم می‌برد و دختر بیش از آن. یا مانند موردی كه میت دارای نوه باشد و فرزندان او در زمان حیات وی مرده باشند كه در این جا نوه پسری سهم پسر را می‌برد و نوه دختری سهم دختر را، یعنی اگر نوه پسری دختر باشد و نوه دختری پسر باشد، دختر دو برابر پسر ارث می‌برد. 1

بنابراین، سوال را به صورت كلی نمی‌توان طرح كرد كه چرا ارث زن نصف مرد است، زیرا در مواردی ارث زن و مرد مساوی و در موارد دیگر ارث زن از مرد بیشتر است و فقط در برخی از موارد است كه ارث زن از مرد كمتر است، پس بهتر است سؤال را این طور مطرح كنیم: چرا در برخی موارد ارث زنان نصف مردان است؟ اما رضا علیه السلام در پاسخ به این سئوال فرمود: زن وقتی كه شوهر كرد، مالی به عنوان مهر می‌گیرد و هزینه زندگی وی بر عهده مرد است و مرد باید نفقه و سایر مخارج زن را بدهد، ولی بر عهده زن چیزی نیست، از این جهت حق مرد بیشتر است.» 2

امام صادق علیه السلام فرمود: علتش این است كه اسلام سربازی را بر زن واجب نكرده و مهر و نفقه را بر مرد لازم شمرده است از جرائم اشتباهی كه خویشاوندان مجرم باید دیه بپردازند، زن از پرداخت دیه و شركت با دیگران معاف است. 3

با توجه به این دو روایت و با نگاه به احكام دیگر اسلام متوجه می‌شویم كه نصف شدن ارث زن نسبت به مردان در برخی موارد با توجه به مسئولیت‌های اقتصادی در خانواده و جامعه مانند دادن نفقه و مهر و دیه عاقله و شركت در جهاد و پرداخت حقوق واجب اجتماعی كه بر عهده مردان نهاده شده، تنظیم شده است و دین اسلام برای ایجاد تعادل میان مسئولیت و حق این احكام را وضع نموده است. طبیعی است كه دین اسلام وقتی مسئولیت مالی بیشتری را بر دوش مردان قرار داده، حق بیشتری را نیز در ارث قرار داده تا بین مسئولیت و حق تعادل بر قرار شود و چون به موضوع مهریه و نفقه (دادن خرج خانواده) نگاه كنیم بخشی از این حقوق (اموال مردان) به زنان برگشت می‌نماید. بنابراین اگر چه در زمان كنونی، زنان نیز غالباً شغل و در‌آمد دارند و خرج خانه را نیز می‌دهند، اما در احكام دین اسلام، در آمدهای زنان اختصاص به خودشان دارند و هیچ تكلیفی در مخارج خانه بر عهده آنان نیست و آن‌ها می‌توانند اموال خود را اصلاً خرج خانواده نكنند، ولی بر مردان واجب است كه خرج خانواده را بپردازند.

* فلسفه تفاوت ديه زن و مرد 

حكم ديه در اسلام  همانند احكام ارث با توجه به تفاوت بين زن و مرد تدوين شده، تفاوت نه بر منزلت مرد مي‌افزايد و نه از مقام زن مي‌كاهد. تفاوت مرد و زن به خلقت آنان و نقشي که هر يک در نظام خانواده دارند، بر مي‌گردد .

بر اساس همان تفاوت در ساختار وجودي و توانمندي‌ها بين زن و مرد، در زندگي مشترك وظائف سخت‌تري بر مردان تحميل شده است، از قبيل كار و تلاش براي تأمين غذا و پوشاك و مسكن و سایر لوازم زندگي، ايجاد امنيت و نگهداري خانه و خانواده و حمايت از آنان در برابر تهديدها و مشكلات كه همه اين‌ها وظائف سختي است كه بر اساس توانايي‌هاي مرد بر دوش او سنگيني مي‌كند.

البته زن نيز بر اساس توانايي وجودي خود وظائف متناسب دارد ، اما وظائف مرد به گونه‌اي جدا از وظائف زن مي‌باشد و باعث شده است كه وظيفه اقتصادي او در خانواده و در نتيجه ارزش اقتصادي او بيش‌تر از زن باشد، نه ارزش انساني، زيرا ارزش انساني مرد با ارزش انساني و معنوي زن يکسان است و براي ارزش انساني، قيمت و بها تعيين نمي‌شود.

بنابر اين از جهات معنوي و توانايي رسيدن به كمالات اخلاقي، هر دو مساوي‌اند. در ديه جهات معنوي و كمالات قاتل و مقتول تأثيري ندارد، بلكه ديه، ارزش اقتصادي مقتول است. اگر مقتول مرد باشد، ديه او بيش‌تر است، به جهت توانايي‌ها و وظائف سنگيني كه بر عهده او بوده و بر اثر قتل آثار اين خلأ به شكل جدي‌تري به جا مانده است. اما اگر مقتول زن باشد، ديه او كمتر است، زيرا آن مسئوليت‌ها را بر عهده نداشته است. با اندكي تامل روشن مي‌شود كه اين اختلاف، تفاوت است، نه تبعيض و بين تفاوت و تبعيض بسيار فرق است. ضمن اين‌كه در ديه زن و مرد اين تفاوت در صورتي اعمال مي‌شود كه ميزان جرم از مقياس ثلث يك ديه كامل بالاتر برود، اما در جراحت‌ها و صدمات جسمي كه بر زن وارد مي‌آيد. اگر اين صدمه در حد ثلث ديه كامل باشد ديه اين نوع صدمات بين زن و مرد مساوي خواهد بود. 4

البته در وضع اين قوانين همواره وضعيت غالب و حداكثري مورد ملاحظه قرار مي گيرد . هر چند ممكن است در مواردي زنان سرپرست خانوار بوده يا تاثيرگذاري اقتصادي بيش تري نسبت به مردان خانواده داشته باشند ، اما از آن جا كه به شكل طبيعي نسبت بهره مندي خانواده در حال يا آينده از تلاش هاي اقتصادي مردان بيش تر از زنان است ، اين نسبت به شكل مذكور برقرا شده است ، نسبت به موارد استثنائي مثل نمونه ي زنان سرپرست خانوار كه امروز  عدد قابل توجهي از زنان را تشكيل ميدهند دست حاكم شرع باز است تا با وضع قوانين تكميلي با فرض اينكه احكام اوليه اي مثل مهريه و نفقه و مشابه آن ها پاسخگوي مشكلات اين زنان نباشند نقش حمايتي خود از اقشار خاص را ايفاء كند رد پاي نقش حكومت اسلامي با استفاده از بيت المال اين منبع بزرگ كه در اختيار حاكم اسلامي است در ادله و روايات قابل پيگيري است و توضيح فقهي آن مجال ديگري ميطلبد 

پي‌نوشت‌ها :

1 عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جمال و جلال، ص ۳۴۶.

2 حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص ۴۳۷.

3 علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص ۳۶

4 قانون مجازات اسلامي ماده 300

 

4- می‌شود در مورد مجازات زنا زن و مرد توضیح بدهید؟ که چرا با هم برابر است؟ چرا مرد می‌تواند 4 زن اختیار کند و همچنین ازدواج موقت اما زن فقط یک شوهر و در هنگام مجازات از این حیث برابر؟ 

 ابتدا به قسمت دوم سوال شما مي‌پردازيم، اسلام تعدد زوجات را بدون قيد و شرط و نامحدود قبول ندارد. با بررسي وضع محيط‌هاي مختلف قبل از اسلام به اين نتيجه مي‌رسيم که تعدد زوجات به طور نامحدود، امر عادي بوده و قبل از اسلام جريان داشته؛ تعدد زوجات از ابتکارات اسلام نيست، بلکه دين آن را در چارچوب ضرورت‌هاي زندگي انسان محدود ساخته و براي آن قيد و شرايط سنگين قرار داده است.

قوانين اسلام براساس نيازهاي واقعي بشر است، نه احساسات، زيرا ممکن است هر زني از آمدن رقيب در زندگي ناراحت بشود، ولي وقتي مصلحت تمام جامعه در نظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاريم، فلسفه تعدد زوجات روشن مي‌شود. هيچ کس نمي‌تواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگي، بيش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگ‌ها و حوادث ديگر، قربانيان اصلي را آن‌ها تشکيل مي‌دهند.

نيز نمي‌توان انکار کرد که بقاي غريزه جنسي مردان از زنان طولاني‌تر است، زيرا زنان در سن معيني، آمادگي جنسي خود را از دست مي‌دهند، در حالي که در مردان چنين نيست. هم چنين زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتي از دوران حاملگي، عملاً ممنوعيت آميزش دارند، در حالي که در مردان اين ممنوعيت وجود ندارد. از همه گذشته زناني هستند که به علل گوناگوني همسران خود را از دست مي‌دهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آن‌ها بايد براي هميشه بدون همسر باقي بمانند.

با در نظر گرفتن اين واقعيت‌ها در اين گونه موارد که تعادل ميان مرد و زن به هم مي‌خورد ناچاريم يکي از سه راه ذيل را انتخاب کنيم.

1. مردان تنها به يک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان بيوه تا پايان عمر بدون همسر باقي بمانند و تمام نيازهاي فطري و خواسته‌هاي دروني و احساسي خود را سرکوب کنند.

2. مردان فقط داراي يک همسر قانوني باشند، ولي روابط آزاد و نامشروع جنسي را با زناني که بي‌شوهر مانده‌اند، برقرار سازند.

3. کساني که قدرت دارند بيش از يک همسر را اداره کنند و از نظر جسمي و مالي و اخلاقي مشکلي براي آن‌ها ايجاد نمي‌شود، نيز قدرت بر اجراي کامل عدالت ميان همسران و فرزندان دارند، به آن‌ها اجازه داده شود که بيش از يک همسر انتخاب کنند.

حال اگر بخواهيم راه اول را انتخاب کنيم، بايد گذشته از مشکلات اجتماعي که به وجود مي‌آيد، با فطرت و غرائز و نيازهاي روحي و جسمي بشر به مبارزه برخيزيم. هم چنين عواطف و احساسات اين گونه زنان را ناديده بگيريم اما اين مبارزه‌اي است که پيروزي در آن نيست. به فرض که اين طرح عملي بشود، جنبه‌هاي غير انساني آن بر هيچ کس پوشيده نيست.

تعدد همسر را در موارد ضرورت نبايد تنها از دريچه چشم همسر اول مورد بررسي قرار داد، بلکه از دريچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضيات اجتماعي بايد مورد مطالعه قرار داد. آن‌ها که مشکلات همسر اول را در صورت تعدد زوجات عنوان مي‌کنند، کساني هستند که يک مسئله سه زاويه‌اي را تنها از يک زاويه نگاه مي‌کنند، زيرا تعدد همسر هم از زاويه ديد مرد و هم از زاويه ديد همسر اول، نيز از زاويه ديد همسر دوم بايد مطالعه شود، آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در اين باره قضاوت کنيم.

اگر راه دوم را انتخاب کنيم، بايد فحشا را به رسميت بشناسيم. تازه زناني مورد بهره برداري جنسي قرار مي‌گيرند، نه تأمين دارند و نه آينده‌اي. چنان که شخصيت آن‌ها پايمال شده است. اين‌ها اموري نيست که انسان آگاه آن را تجويز کند.

بنابراين تنها راه سوم مي‌ماند که هم به خواسته‌هاي فطري و نيازهاي غريزي زنان پاسخ مثبت داد و هم از عواقب شوم فحشا و نابساماني زندگي اين دسته از زنان برکنار ماند و جامعه را از گرداب گناه بيرون برد.

در پايان چند نکته را ذکر مي‌کنيم:

1- جواز تعدد زوجات با اين‌که در بعضي موارد يک ضرورت اجتماعي است و از احکام مسلم اسلام محسوب مي‌شود، اما شرايط آن با گذشته تفاوت بسيار کرده است، زيرا زندگي درگذشته، يک شکل ساده داشت و رعايت عدالت بين زنان آسان بود و از عهده غالب افراد برمي‌آمد، ولي در زمان ما بايد کساني که مي‌خواهند از اين قانون استفاده کنند، مراقب عدالت همه جانبه باشند. اگر قدرت بر اين کار دارند، چنين اقدامي بنمايند. اساساً اقدام به اين کار از روي هوي و هوس نبايد باشد.

2- تمايل پاره‌اي از مردان را به تعدد همسر نمي‌توان انکار کرد. اين تمايل اگر جنبه هوس داشته باشد، مورد تأييد نيست، اما گاه عقيم بودن زن و علاقه شديد مرد به داشتن فرزند، اين تمايل را منطقي مي‌کند، يا گاهي بر اثر تمايلات شديد جنسي و عدم توانايي همسر اول براي برآوردن خواسته غريزي، مرد خود را ناچار به ازدواج دوم مي‌بيند. حتي اگر از طريق مشروع انجام نشود، از طريق نامشروع اقدام مي‌کند. در اين گونه موارد نمي‌توان منطقي بودن خواسته مرد را انکار کرد.(1)

گاهي مسئله تعدد زوجات در يک خانه موجب کينه و دشمني مي‌شود اما اين اشکال بر افراد وارد است که دشمني مي‌ورزند، نه بر اسلام و تعاليمش، زيرا دين قانون تعدد زوجات را به طور وجوبي وضع نکرده است. در واقع تعدد زوجات در اسلام يک قاعده نيست، بلکه يک استثنا است و تنها حکم به جواز داده شده، نه الزام، چنان که براي آن شرطي گذاشته شده و آن اطمينان مرد به اين است که مي‌تواند ميان زنان به عدالت عمل کند.(2)

اما سؤال از اين که چرا اسلام اين حق را نسبت به زنان قائل نشده و چرا اسلام چند شوهري را اجازه نداده، زيرا در اين نوع زناشويي رابطه پدر با فرزند عملاً نامشخص است، هم چنان که در کمونيسم (اشتراک جنسي) رابطه پدر با فرزندان نامشخص است و معلوم نمي‌شود که فرزند متعلق به کدام پدر است. همان طور که کمونيسم نتوانست براي خود جا باز کند، چند شوهري نيز نتوانست مورد پذيرش باشد، زيرا زندگي خانوادگي و ايجاد آشيانه براي نسل آينده و ارتباط قطعي ميان نسل گذشته و آينده، خواسته غريزه و طبيعت بشر است. مسئله تعلق فرزند و معين شدن پدر فرزند، اگر چه تحقيقات امروزي و آزمايش‌هاي پزشکي آن را مشخص مي‌کند، اما از نظر رواني همچنان مسئله حل نشدني است؛ زيرا

اولاً: همان گونه که دانشمندان مي‌گويند: نتايج آزمايش‌هاي تجربي صد در صد نيست و احتمال خطاي اشتباه انساني يا...  وجود دارد.

دوم: مسئله اقناع روحي و رواني پدر و مادر و فرزند چيزي نيست که با آزمايش قابل حل باشد. فرزند مي‌خواهد اطمينان قلبي و دروني يابد که پدر و مادر او واقعي هستند و همين طور پدر و مادر. تا زماني که اقناع و اطمينان قلبي و دروني صورت نگيرد، به همان نسبت رابطه و پيوند عاطفي بين پدر و مادر و فرزند متزلزل خواهد بود. مطمئناً در صورت تعدد شوهر براي زن، اين اطمينان و رابطه عاطفي حاصل نمي‌شود.

چند شوهري نه تنها با طبيعت انحصار طلبي و فرزند دوستي مرد نا موافق است، که با طبيعت زن نيز مخالفت دارد. تحقيقات روانشناسي ثابت کرده است که زن بيش از مرد خواهان تک همسري است.(3)

از جهت ديگر زن از مرد فقط عاملي براي ارضاي غريزه جنسي خود نمي‌خواهد که گفته شود هرچه بيش تر، براي زن بهتر. زن از مرد موجودي مي‌خواهد که قلب او را در اختيار داشته باشد؛ حامي و مدافع او باشد؛ براي او فداکاري نمايد و غمخوار او باشد. زن در چند شوهري هرگز نمي‌توانسته حمايت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاري يک مرد را نسبت به خود جلب کند، از اين رو چند شوهري نظير روسپي گري همواره مورد تنفر زن بوده است. چند شوهر داشتن نه با تمايلات و خواسته‌هاي مرد موافقت داشته است و نه با خواسته‌ها و گرايش‌هاي زنان.(4) 

و اما در جمع بندي بايد گفت وقتي حق زن و مرد در ازدواج متناسب با روح و روان آن‌هاست و هنگامي كه اين موافق عدالت است  كه مرد در موارد استثناء، حق تعدد زوجات دارد ولي در مورد زن چند همسري پذيرفته نيست اگر در مجازات زنا نسبت به آن‌ها در مواردي تفاوتي نباشد بلكه مجازات هر دو يكي باشد اين خلاف عدالت نيست بلكه موافق با اقتضائات خلقت و تكوين هر دو است و متناسب با آن تكليفي ست كه از هر دو خواسته شده است  و كسي براي چنين مجازاتي قانونگذار حكيم  و مدبر را شماتت نمي‌كند. به تمام دلايل ذكر شده اين مطلب را اضافه كنيد كه انسان هر قدر هم تلاش كند نمي‌تواند كنه و جوهره‌ي احكام الهي را كه در كمال اتقان تنظيم شده است در يابد و اساسا قسمتي از تعبد و بندگي پذيرفتن ولايت موجودي است كه هيچ حكمي را از روي بي‌عدالتي يا بدون حكمت تشريع نمي‌كند.

پي‌نوشت‌ها:

(1) تفسير نمونه، ج‌3، ص 256 - 260؛ مجموعه آثار، مطهري، ج‌19، ص 357 - 361.

(2) الميزان، ج‌4، ص 319.

(3) مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج19، ص 302.

(4) همان، ص 311.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
دستتون درد نکنه و خدا قوت ! :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٤
٣
٥
بعله...خوندیم!/شما خانومها هم بخونین و دلتون رو خوش کنین که همانا اینها جوابهای صحیح و قانع کننده ای برای شما خواهتد بود!
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٢٥
٢
٢
فکر نکنم جواب قانع کننده ای نباشه!به هر حال زن ها با مردها فرق دارند و این رو هیچ فلسفه ی مدرنی نمیتونه رد بکنه!زن زن است و مرد ،مرد!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
سلام: سپاسگزارم از کار جالبتان.خدا نگهدارتان باد
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
اومدیم و زن از یک سری مال و اموال مرد خبر نداشت. یعنی مرد مخفیانه اموال داشت اون وقت چی؟؟
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
سوال یک.
رضا
رضا
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
تا جایی که من خبر دارم؛ کافیه اون اموال به دادگاه اعلام بشه؛ دادگاه مرد رو موظف می کنه تا از روی اون ها مهریه رو بده
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
خب اگه مرد اموالی نداشت چی؟ یاهمه رو قبل از مرافعه به اسم کسی دیگه زده بود چی؟ خخ اینجا تکلیف مهر چی میشه؟؟؟ باتوجه به وضعیت مرد اعسار قبول میشه که یه وقت بهش فشار نیاد روحیه ش خراب شه خخ
رضا
رضا
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
خوب وقتی مردی مال و اموالی نداره؛ زن چرا مهریه سنگین می خواد؟ مگر کاسبیه؟ اگر هم برای اینه که ضمانتی باشه برای اینکه مرد طلاقش نده؛ حالا به هر دلیل اگه طلاق گرفتن؛ مرد بیچاره باید از هستی ساقط بشه؟ ینی باید یک عمر کار کنه و هر چی داشت بده به خانم؟ اگر خانم محترم کلاه بردار بود (مثل فیلم دلنوازان) تکلیف چیه؟ همه جنبه هاش رو باید دید
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٢٥
٦
٠
سوال 3 هم جوابی که داده شد زیاد مربوط نبود. جواب این سوال کجاست: در زمانه‌ای که زنان پا به پای مردان کار می‌کنند و خیلی‌ها سرپرست خانوار هستند و باید از عهده خرج خودشان و خانوادشان بر بیایند، آیا این انصاف است که سهم ارث زن کمتر از مرد باشه؟ آن هم با وضع مهریه و نفقه الان؟ به نظر شما با تغییر وضع جامعه این قوانین می‌تواند عدالت را در جامعه جاری کند؟
بهزادفر
بهزادفر
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
واقعا ممنونم عالی بود:))
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٢٥
١
٠
و در جملات پایانی: "...اگر در مجازات زنا نسبت به آن‌ها در مواردي تفاوتي نباشد بلكه مجازات هر دو يكي باشد اين خلاف عدالت نيست بلكه موافق با اقتضائات خلقت و تكوين هر دو است و متناسب با آن تكليفي ست كه از هر دو خواسته شده است و كسي براي چنين مجازاتي قانونگذار حكيم و مدبر را شماتت نمي‌كند. به تمام دلايل ذكر شده اين مطلب را اضافه كنيد كه انسان هر قدر هم تلاش كند نمي‌تواند كنه و جوهره‌ي احكام الهي را كه در كمال اتقان تنظيم شده است در يابد و اساسا قسمتي از تعبد و بندگي پذيرفتن ولايت موجودي است كه هيچ حكمي را از روي بي‌عدالتي يا بدون حكمت تشريع نمي‌كند." باز هم همه چی رو به بهانه ی حکمت خدا بپیچونین. بپیچونین ایرادی نداره. هر جا جوابی نداشتین که بدین و هرجا که چیزی به نفع خودتون بود بگین حکمت خداست.
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٥/٢٥
٣
٠
خدا هیچ بدی و واسه بنده هاش نخواسته و نمیخواد این مردها (ترجیحا قانونگذار ) هستن که حکمت الهی رو باب میلشون پیش میبرن ، تازه بدعتگذاری های عامیانه شونم بگذریم ...
رضا
رضا
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
پس احتمالن قرآن کریم هم من باب میل مردها بوده. چون حداقل چیزهایی که به عنوان تبعیض علیه زنان مطرح میشه متن صریح قرآن کریم هست. بالاخره خدا بد بنده رو نخواسته یا مردها بد اند؟
رضا
رضا
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
خانوم هاچ من یک سؤالی دارم: به نظر شما چرا نماز ظهر چهار رکعته؟ نمی شد دو رکعت باشه؛ چون اون زمان اوج فعالیت های اقتصادی مردم هست و اگر زودتر از نماز فارغ بشن بهتره؟ شما فلسفه این حکم رو می دونید؟ ......... به نظر من قرار نیست ما دلیل همه چیز رو بدونیم. حداقل عقل بشری و علمش دچار نقص نسبی هست. بنابراین شاید درک فلسفه برخی چیزها سال ها و بلکه قرن ها زمان بخواد. تصریح قرآن هم همینه (آیه های ابتدای سوره بقره رو میگم)
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٢٦
٢
٠
نماز حق الله هست. اما بقیه ی قوانین همش حق الناس محسوب میشه. اینکه شما دو رکعت بخونین یا چهار رکعت آیا به کسی جز خودتون مربوطه؟ آیا برای کسی جز خودتون سود و زیاد داره؟ خیر. اما بقیه ی قوانین برای یک جامعه ست.
رضا
رضا
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
در هر صورت شارع احکام یک نفر هست. چه حق الله چه حق الناس. چون همانطور که عرض شد، برخی از این مسائل متن صریح قرآن است.
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٥/٢٥
١
٠
از اونجایی که واقعیتی که ما میبینیم با تئوریجات زمین تا آسمون فرق داره حرفی ندارم ...
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
از اونجایی که واقعیتی که ما میبینیم با تئوریجات زمین تا آسمون فرق داره حرفی ندارم ...
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/٢٥
٢
١
سلام و ممنونم برای زحمتی که کشیدید خیلی استفاده کردم از توضیحات اما میخواستم یه نکته ای رو بگم که خیلی کوچیکه اما شاید مهم! قطعا خدایی که حتی ازپستترین غرایز انسان غافل نبوده نسبت به نیازبه عشق و توجه و تحکیم خوانواده هم بی توجه نبوده ... قطعا خدایی که به قول شما "انحصار طلبی"مرد رو در چند شوهری در نظر گرفته "انحصار طلبی"و "حساسیت"و شکنندگی"و"حسادت" بیشترو بیشتر یک زن روهم در چندهمسری نادیده نمیگیره ... شما در متن چند جا گفتید که مردم عام موضوعو از یه جنبه میبینن ... حالا من از شما خواهش میکنم که این موضوعو از همه جنبه ها ببینید و بگید که یه انتخاب بین بدو بدتره نه جوری که انگار هیچ اتفاق نامتعارفی نیست!... این فقط یه پیشنهاده(ببخشیدمنو)من درحدی نیستم که بخوام نصیحتی بکنم اما چون میدونم که "توضیح" این مسئله خیلی ظریفه و نادیده گرفتن چیزهایی که از نظر خیلیا مهمه,میتونه اونو تبدیل به" توجیه"کنه و برای مخاطب غیرقابل هضم... اینکه کنار هر مسئله ای زیان هاشم بگیم چیز بدی نیست(چون مطمئنا مردم زیان هاشو خیلی بیشتر درک کردن) فقط باعث میشه اطمینان مردم به حرفتون بیشتر بشه به اینکه دین با وجود در نظر گرفتن این آسیب ها اون رو به عنوان یک استثناقرار داده(نه اینکه حس کنن چشمش رو روو زیان هاش بسته) مثل هر داروی شیمیایی که عوارضی هم داره اما اونو همراهش داخل جعبش گذاشتن...ممنونم برای توضیحاتون و اینکه به سوالات اهمیت میدید..بازم معذرت میخوام واقعا
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٥/٢٥
١
١
متن و هنوز وقت نکردم بخونم خوندم نظرمو میگم.
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٥/٢٥
١
١
خخ من حرفی نداشتم ولی نشد دیگه پس هر وقت خوندیم نظرمونو میگیم.باتشکر از مدیریت که فرصت واسه رفع ابهامات ایجاد میکنن.
saeede_eb
saeede_eb
٩٤/٠٥/٢٥
٤
٠
جوابا که اصلا قانع کننده نیست 1-چه جوری یه خانم برای تامین نیاز عاطفیش به یه مرد نیاز داره و کلا تمام این سوالات با توجه به احساسات خانما توجیه میشه اما داشتن چند همسر که برای خانما بدترین شکنجس موردی نداره در صدر اسلام نه پیامبر نه هیچ کدوم از ائمه برای دل خودشون چند تا زن نمیگرفتن بلکه برای گسترش اسلام .صلح بین قبایل بیسرپرست بودن بک خانم دوباره ازدواج میکردن اما الان کلا این مساءل مطرح نیست و کلا طرف واسه دل خودش 2 تا زن میگیره 2-تو هر سوال به این نکته اشاره شده تفاوت در سرشت و طبیعت خانم ها باعث محدودیت ها میشه اما وقتی پای مجازات میشه خانما مساوی با اقایون میشن؟الان تفاوت ساختاری پس کجا میره؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
١
٠
یه سوال از شما و تمام خانومها دارم که میدونم نه تنها شما که هیچ زنی نمیتونه جواب درستی به این سوال بده:آیا شما حاظرین حظور زن دیگری رو در کنارتون تحمل کنید؟حضور سه زن دیگه رو چی؟!مسلما نه/خب حرف من اینه اگه به اصولی پایبند هستین تمام قوانین ریز اون ائدولوژی رو قبول کنید یا همه رو رد!/شما مسلما جوابتون خیر هست در جواب این سوال ولی میگین اگه شوهرم ببینم شرایط براش سخته و بتونه عدالت رو اجرا کنه اشکال نداره/و باید بگم در این سصورت هم فقط خودتونو راضی کردین و مطمئنم عدالت هم طرف رعایت کنه نمیتونین قبول کنید.و میگید خب طرف باید شرایطشو داشته باشه تا اینکارو بکنه /و باید بگم من از شماها سوال کردم نه که طرف الوده گناهی بشه یا نهش ما تکلیف خودتو مشخص کن نه اینکه بگی طرفم گناه میکنه یا عدالت اینکارو نداره/شما چیکار میکنید؟قبول میکنید یا نه اگه نمیکنید خیلی چیزهای دیگه هم نباید قبول کنید.و اگه قبول میکنید هم خیلی چیزهای دیگرو تو زندگیتون باید قبول کنید/والا من تو این سنم نشده از خانومی این سوال رو بکنم و جواب درستی بشنوم
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
چون گفتید هیچی خانومی "نمیتونه" به این سوال جواب بده خواستم پاسخ کامنتتونو بدم! و قبلش اینو بگم که بنظرمن اینکه تا بحال جوابی برای شما قانع کننده نبوده دلیل نمیشه که همچین منطقی وجود نداشته باشه! شما معیاری نیستید که همه بخوان منطقشونو با شما بسنجن... هرکس نظرو تعریفو توضیحی از عقایدش داره که برای خودش محترمو قانع کنندس اینطور برخورد کردن واقعا درست نیست...همونطور که توو کامنت خودم گفتم بنظرمن این پاسخ قرآن انتخابی بین بدو بدتره و شرایط بدترش هم به خوبی توو پست اومده(قسمتی که سه راه حل بجای تعددزوجات اومده) که کاملا هم ملموسه وقتی میبینیم توو غرب با اینکه ازدواج با افراد دیگه بعداز ازدواج اول ممنوعه(مگر اینکه اون زن رو طلاق بده)چقدر فساد وجود داره... من نمیگم الان و با این شرایط وجود نداره... نمیگم اینطوری شرایط برای هوسبازی یه عده ای فراهم نیس(کمااینکه میبینیم توو هر حکمی از دین دینداران ظاهری چه سواستفاده هایی که نمیکنن و چطور به اسم دین همه ی کارهاشونو شرعی میکنن و کسی هم نمیتونه بهشون ایرادی بگیره)... چرا اتفاقا هست اما بدیست که بهتر از بدتریست!( من فقط نظرمو گفتم و اصلا قصدم این نبود که نصیحتی یا جسارتی بکنم چون میدونم به هرحال شما بزرگتر هستید)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
سوال من این نبود /سوال من این بود اگه همسرتون شرایط ازدواج با سه زن دیگه رو داشته باشه شما به اعنوان یک زن حاظرید به خواسته اش جواب مثبت بگید؟(دوباره تاکید میکنم شرایطی که یک فرد برای ازدواج مجدد داره رو طرفتون داره )/(این سوال من بود که گفتم هیچ زنی تا حالا بهش نتونسته جواب بده)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
در ضمن اشتباه نکینین/من طرفدار حقوق خانومها هستم و کلا با ا ین مورد مخالفم نه موافقش/
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
بنظرمن کسی که واقعا مسلمونه قطعا به خویشتن داری معتقده و هر قدر ایمانش قوی تر باشه قطعا ترسش از انجام اینکار بیشتره چون با توجه به متن توو دوره ی الان باتوجه به سطح توقعات برقراری عدالت میشه گفت غیر ممکنه...شاید سوال بعدیتون این باشه که داری حکم قرآن رو رد میکنی! اما بنظرمن کاربرد این حکم(اینطور که شما میگید که طرف بخواد حتما چهار بار اینکار رو بکنه)برای اعراب جاهل اون زمان که هرکدوم حرمسرایی داشتن و اسلام با این حکم قطعا خیلی محدودشون کرده و زنان بیوه ای که در اثر جنگ های زیاد بی همسر شدن و...بوده و الان دیگه به اون شکل نیست... الان و با این شرایط قطعا هیچ انسان با ایمان و حتی هیچ عقل سلیمی نمیپذیره این کارو ... چون ازدواج مجدد حتی اگه یکبارهم باشه آسیبش همه اعضای خونواده رو در بر میگیره و یه نکته ی دیگه اینکه بنظرمن توو فهمیدن احکام باید سختگیر بود اما با سوظن هم نمیشه قرآن رو تفسیر کرد اگه اینطور باشه ماهم ممکنه یه سلمان رشدی دیگه بشیم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
برای اون دوره نبوده/برای تمام دورانهاست /وگرنه که حرام اعلام میشد/بهر حال شما یک بله یا خیر قطعی نمیگی و چیزهای میگی که منم میدونم/این قانون حلاله و هر مردی هم میتونه اگه شرایطشو داشته باشه انجام بده و خانومشم چیزی نگه/بقیه حرفها سفسطه اس/شما فقط بگین حاظرین قبول کنین یا نه/با گفتن خیر یا آری خیلی چیزها رو باید با خودتون روشن کنین/
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
اگه برای اون زمان فقط کاربرد داشته یعنی برای این زمان کاربرد نداره؟!!پس چرا فقط برای اون دوران نبوده و برای همیشه موندگار شده پس چرا حرام اعلام نشده/
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
آیا نمیشد همین موضوع رو با حکمی قاطع برای به قول شما اعراب حوسران از بین برد و اونها رو مجبور به تک همسری کرد؟!
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
معلومه که میتونه انجام بده ... مگه خیلیای دیگه خیلی کارای دیگه شونو به دین نمیچسبونن؟؟؟ اما فقط دارن خودشونو گول میزنن که دین چنین چیزیو گفته!! اخرشم هیچی جز پشیمونی نیس ...اصلا اگه اینطوری بخوایم بزنیم به سیم آخر پس میشه گفت مرد میتونه چهار زن بگیره یه نفقه و مهریه ام بده به همسرش تازه با خودش بگه از سرشم زیاده! زن هم ازون طرف بگه خدا که انجام کارای خونه رو واجب نکرده پس من هیچ وظیفه ای توو خونه ندارم و حتی برای شیر دادن به بچه هم پول میخوام... قرآن همینو گفته دیگه! ایا قرآن واقعا اینو گفته؟؟؟! نمیدونم بالاخره منظور منو متوجه شدید یا نه!اما اگه شما جواب مستقیم منو میخواید بدونید خیر ...کسی که بخواد با این دید ازدواج کنه مشخصا جواب من خیر هستش! چون این فرد قطعا نمیتونه ادم درستی باشه و فقط دنبال بهونس.. کسی که انسانیت داره حداقل از ترس آسیب زدن به خونوادش هم که شده اینکارو نمیکنه چون حقیقت اینه که این کار فقط آرامش همه رو بهم میزنه شما میتونید زندگی هزار نفر با این شرایطو بررسی کنید(حتی کسانیکه واقعا مشکلی داشتن و از سر هوسبازی نبوده!)... حرام یا حلال و تفسیر صحیح یا غلطش دیگه تقصیر قرآن نیس قرآن در زمان پیامبر نازل شده و تمام! پس باید دستورش برای همه ی زمان ها باشه این ما هستیم که با سنجیدن صلاح خودمونو خونوادمونو جامعه مون اونو توو زندگیمون پیاده میکنیم... اما بنظرم این واقعا کم لطفیه در حق قرآنی که انقدر به خویشتن داری و خانواده داری و عدالت و محبت و احترام توصیه کرده :(
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
چند بار گفتم کسی که شرایطشو داشته باشه آیا جوابتون مثبت یا نه/نگفتم برای هوسرانی بره اینکارو بکنه گفتم شرایطی که اسلام الان براش در نظر دادن و در این مقاله هم امده اون فرد داشته باشه همونی که مثلا همسر شماست/در این مقاله گفته آزادند اگه شرایطش رو داشته باشن و عدالت رو بتونن رعایت کنند .بر فرض اون فرد بتونه/بازم شما قبول نمیکنی دیگه.درسته.پس شما قسمتی از دین رو کنار کذاشتین وقبول ندارین/با گفتن خیر/
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
من میگم این قانون برای 1400 سال پیش کاربرد داشته/الان باید از قانون و شرع پاک بشه چون هیچ زنی حاظر به این شرایط نیست که شوهر شداشته باشه.
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٢
پاسخ ها تا حدود زیادی قانع کننده بود. یکی از استادهامون که خیلی هم مطلع و با مطالعه بودن می گفتن فلسفه صیغه کلا به این شکلی که الان رواج پیدا کرده زمین تا آسمون تفاوت داره و فقط و فقط برای زمانی هست که شخص واقعا در تنگنا قرار می گیره و در معرض گناه... نه برای هوس و خوشگذرونی. نمیدونم این حرف تل چه حد درسته اما برای من کاملا قانع کننده بود! به نظرم چند همسری هم همینطوره و من بحث رعایت عدالت رو متوجه نمیشم واقعا!!! اصلا فرض می کنیم عدالت کاملا رعایت میشه! کدوم خانومی میتونه قبول کنه همسرش یک خانوم دیگه رو هم به جز خودش دوست داشته باشه!!!!؟؟؟؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
١
٢
شما چطوری میخوای بفهمی اون طرف در تنگنا نیست/شاید ما مردای امروزی در تنگنایم که میریم چند زن میگیریم و فرقی با اون زمان نداریم!ششما بگو از رو هوسه مایم میگیم نه هوس نیست و از تنگناسست و بگو اون زمان از هوس نبوده!شما از کجا میدونی اون زمان از رو هوس نبوده/یه چیزی میگین ها برای خودتون/خ
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
١
١
اون زمان تنگنا بوده الان هوسه!!!!!!عجب!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
١
١
1400 سال پیش پس هیچ هوسرانی وجود نداشته!الان هم هیچ تنگنا قرار گرفتنی نیست !اره!/خودتونم نوشتین این حرف نمیدونم تا چه حد درسته.باید بگم اصلا درست نیست/شما اشتباه متوجه شدین و فقط خواستین خودتونو قانع کنید./چطور نوشتین نمیدونم چقدر درسته ولی برای من کاملا قانع کننده است1چیزی که نمیدونین حقیقت داره یا نه چطور قبول کردین!!!
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠٥/٢٦
٠
١
:|| من کجا گفتم اون زمان درست بوده الان غلط؟!! ///من حرفشون رو قبول کردم به این خاطر که اگه اطلاعاتشان بیشتر از این آقا نباشه، کمتر هم نیست...
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
نوشتین که نمیدونم این حرف درست بوده یا نه ولی قانع کننده بوده برای شما/باید بگم که این حرف اشتباه بوده (در مقام کسی که در این موارد مطالعه داره) /چیزی که به صحتش شک دارید نباید قبول کنید و براتون قانع کننده باشه/
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
گفتین به این شکل الان متفاوت بوده با این حرفتون یعنی قدیم شکل تنگنا داشته و الان شکل هوس/
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
سوالی که در بالا برای کاربر saeede_be امده در اصل برای شما فرستادم ولی اشتباهی اونجا گذاشته شده/اگه جوابی دارین اینجا بهش بگین.
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
یه سوالی من دارم ازولن نمیدونم درسته یا نه دومن اگر درسته جواب بدید لطفا از اونجاییکه دیه مرد دوبراره زنه!اگر مردی زنی رو بکشه! خانواده ی زن باید نصف دیه ی مرد رو بپردازن تا بتونن قصاصش کنن!(این درسته؟) و اگه این درسته چرا درسته؟ یک نفر یک نفر رو کشته!!! چه زن چه مرد!حالا به قاتل باید پول هم بدن؟!؟!!! یه به خانواده اش یا به دولت؟!!! این دیگه چجور قانونیه؟!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
٠
١
نه چنین قانونی وجود نداره.
رضا
رضا
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
در حال حاضر برای برخی از قتل ها از طریق بیت المال اون نصف دیه رو پرداخت می کنند.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
چه چیزا!!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
اقا رضا انگار درست متوجه سوال نشدین/ایشون نمیگن دیه رو کی میده کی نمیده/میگن آیا با دادن نصف دیگه دیه میشه قصاص کرد یا نه /که جوابش خیر هست/
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٧
١
٠
واقعانم که این چه قانونایی ... واس خودشون همه چیو شرعیم میکنن...برا خودم متاسفم ک تو همچین جامعه ای زندگی میکنم. ..
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
خیلی از این قوانین برای جامعه ی امروزی مصداق نداره. توی این شرایط نه جنگی هست که میزان مرگ و میر مردها بیشتر از زن ها باشه نه زن ها صرفا خانه داری میکنن که مجبور باشن به نصف همه چی رضایت بدن! مردهایی که توی این دوره زمونه زن دوم و سوم اختیار میکنن صرفا دنبال هوس رفتن. اگر زنی بچه نداشته باشه شاید بشه یه حکمی راجع بهش صادر کرد اما مردهایی رو میشناسم که همسر اولشون هم سیمای خوبی داشتن هم فرزندانی سالمی ولی مردشون رفته سراغ زنی که هم بزرگ تر از خودشونه هم ... بگذریم این قصه سر دراز دارد هیچ وقت این ماده های قانونی نخواهد توانست ما رو قانع کند
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠