باید برم سربازی / شعر طنز

باید برم سربازی / شعر طنز

نویسنده : REZA_ZDR

باید برم سربازی / به جای این نِت بازی

إن شاالله قسمتت شه / بیای تو گودِ بازی

راستی توی فامیلت / سربازی هست نزدیکت؟

ببینی یَقلوی چیست؟ / بشنوی اسم شب چیست؟

می‌دونی خنده‌دار چیست؟ / موی با نمره چهار چیست؟

نگو که بی خیالش / سربازی مالِ ما نیست

سربازی رو میگم چیست؟ / بعدش بگو حق با کیست؟

خدمت یعنی، بیای که آدم بشی / گر آدمی، بیای که بهتر بشی

خدمت یعنی که صبحگاه /  به صف بشی تو جایگاه

خدمت یعنی همیشه / تخت تو آنکارد میشه

خدمت یعنی همیشه / دشمن، خسته می‌شه

خدمت یعنی به خط شین / هر ساعتی که کم شین

خدمت یعنی بی خواب شی / امشب تو پست شب شی

خدمت یعنی یه کوله / جادار به قدِ سوله

خدمت یعنی خطوطی / که تو کلاه کشیدی

خدمت یعنی یه فروند / پوتین، مگر ندیدی ؟

خدمت یعنی ارادت / به خاکِ پاکِ پاکت

دل دخترها نسوزه ! / چون ندارن سعادت !

خدمت یعنی بخندی / در روی غم ببندی

چون که غمی نمونده / بَعد از غذای مونده

خدمت یعنی بفهمی / وطن چقدر عزیزه

بوسه بزن به خاکت / چون همه جاش عزیزه

خدمت یعنی ریاضت / بکن تو پوست پیازت

خدمت یعنی رفاقت / با بچه‌های خاکت

خدمت یعنی یه جوری / سر به سرت بذارن

یه وقت‌هایی بد جوری / پدرت رو در بیارن

بیت‌های این شعر من / فکر می‌کنم زیاد شد

مثل همین خدمتی / که باز میگن زیاد شد

بیاین خدا وکیلی / یه قول بدین صمیمی

می‌رم و بر می‌گردم / بشین رفیق قدیمی

اگر برم سربازی / شعرم ادامه دارد

شک نکنید عزیزان /  نهضت ادامه دارد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
حرف نداشت آقا رضا، حرف نداشت، شادمون کردین ؛)
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
امیدوارم خوب و خیلی نرم سینه خیز برید و در همون حین به قافیه های اشعارتون نیز تأمل کنید؛ منتظر باشین شاید ما هم به شما ملحق بشیم..
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
وای چقد دلم سوخت که نمیرم سربازی خخخخ...جالب بود:-))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
سلام:انشاءا... همه دوران خدمت خوشی داشته باشندوبه سلامت برگردندپیش خانواده
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
حالا این پسرا دوسال میرن یه خدمت ها ! اندازه 40 سال بعدش میان خاطره تعریف میکنن و 400 تا آلبوم عکس پر میکنن و یه عده هم شاهنامه می سراین براش !!! :| / خیلی جالب بود لذت بردم :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
این دوسال واسه ماها 200سال می گذره
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
باید برم سربازی / به جای این نِت بازی :))) سربازی ظلمی است بزرگ به پسرها!
راتا
راتا
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
آخی دلم سوخت.....حالاشمااین همه آزادی دارین2سال بایدمحدودباشین ظلمه بهتون....مادخترهاکه تمام عمرمحدودیم چیزی نیست؟
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
دختر ها و محدودیت؟؟ والا امروزه دخترها تنها چیزی که ندارن محدودیته!!!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
لایک آقا مجتبی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
مخلص داش حمید:)
راتا
راتا
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
جالب بودش :)
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
من اگر یه روز کاره ای شدم خدمت اجباری رو برمیدارم!! مطمئن باشید!:دی
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
جالب بود...الآن دل دخترا بسوزه یا نسوزه که سعادت ندارن؟:دی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
عالی بود آقا رضا :)
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات