غمِ بی‌شمار... / شعر

غمِ بی‌شمار... / شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

تلخی ‌روزگار، ما را کشت 

این‌دل‌ بی ‌قرار، ما را کشت 

نیست‌ مرهم، ‌به‌ زخم‌های دل 

سینه‌ی ‌پرفشار، ما را کشت 

هجمه‌ی‌ دردهای ‌بنیان‌ کَن 

از یمین و یسار، ما را کشت 

چشم ‌به ‌راهی‌ چو بوده‌ام ‌عمری 

این ‌همه انتظار، ما را کشت 

نیست همراه چو در کنار من 

غربت در دیار، ما راکشت 

حرف ‌بسیار بر زبان‌ جاریست 

بی عمل، با شعار، ما را کشت 

شب تار و دلی پر از غصه 

روز چون‌ شام ‌تار، ما را کشت 

شد دیده ‌خشک در انتظار گل 

سال‌های ‌بی‌بهار، ما را کشت 

طاقتم طاق شد، ز تنهایی 

روزهای ‌بی‌نگار، ما را کشت 

هست‌پایم، جای ‌پای ‌اهریمن 

نفس بی مهار، ما را کشت 

در جوانی دریغ، خیلی دور 

گشتم‌ از کردگار ما را کشت 

تنگ ‌شد، دلم‌ برای ‌شادی‌ها 

غصه‌ی ‌بی ‌شمار، ما را کشت 

کینه‌ها، در دلم شده انبوه 

این دل پر غبار، ما را کشت 

بین مَردم‌ چو نامی ‌از حامی 

نیست ماندگار، مارا کشت 

تا بیاید او که جان گیرد 

ساعت احتضار، ما را کشت

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام استاد حسنی عزیز؛ نام «حامی» در قلب ما حک شده، نگران نباشید. غم نبینید و همیشه لبتان خندان باد!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام دوست عزیزم جناب میرزا:شادکام وسلامت باشید.دل به دل راه دارد.شما آقائید.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام...زیبا بود...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام برشما.سپاسگزارم.ایزدیکتانگهدارتان
Anise
Anise
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
این ‌همه انتظار، ما را کشت واقعن!!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام ممنونم.همواره خرسندوسلامت باشید
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
غم های بیشمار ما را کشت .... سپاسگزارم استاد
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام:قلبتون پرازسرورباد.تشکرمیکنم
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
سلامت و پایدار باشید. زیبا بود.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
سلام سپاسگزارم ازلطفتون.خدایارتان باد
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
هست‌پایم، جای ‌پای ‌اهریمن نفس بی مهار، ما را کشت .این بیت رو خیلی دوست داشتم.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
سلام:متشکرم ازحضورتون.شادکام وسلامت باشید
راتا
راتا
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
سلام....لذت بردم....تشکر:)
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
باورم نیست هنوز

کو شقایق؟ کو؟ کجاست؟

٩٦/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

كرم ابريشم من وقت تماشا نرسيد

٩٦/٠٧/٠٢
مواظب باشید نیفتید

افتاده ز چشم، می رود از دل هم

٩٦/٠٧/٠٣
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
در اتاق تاری

ای کاش آن زن من بودم

٩٦/٠٧/٠٣
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
تبلیغات