بهتر است کمی به آخرت فکر کنیم

بهتر است کمی به آخرت فکر کنیم

نویسنده : mohammadreza_mir

گاهی وقت‌ها که تنها می‌شوم، در خلوت خود به یاد واژه آشنای «مرگ» می‌افتم. واژه‌ای که قطعا تک تک ما بارها به آن اندیشیده‌ایم و به جرأت می‌توان گفت، در جهان هستی کمتر کسی پیدا می‌شود که در طول عمرش به این کلمه فکر نکرده و به یاد آن نبوده باشد. کلمه‌ای که تنها یک بار در زندگی آن را تجربه می‌کنیم. تجربه‌ای سخت یا آسان! تجربه‌ای که هیچ‌کس توان امتحان کردن آن را ندارد. امتحانی سخت که منابع آن در دنیا و نتایج آن در آخرت است.

ولی متأسفانه هر چه به آن می‌اندیشیم، کمتر از آن اندیشه‌ها در زندگی‌مان استفاده می‌کنیم. این زندگی که پایه آن اندیشیدن است. اندیشه راستین به جهانی که بعد از این وجود دارد، که اگر چنین نبود، تمام تلاش و سختی‌های ما در زندگی بی ارزش می‌شد، همچنین حقه‌ها و نیرنگ‌ها بی‌جواب می‌ماند و همه چیز بدون اجرای عدالت، با مرگ به پایان می‌رسید.

در زندگی ما انسان‌هایی هستند که هر روز می‌میرند و در مقابل عده‌ای که انسان‌ها را هر روز می‌کشند تا زندگی بهتری داشته باشند. به این ترتیب اگر مرگ پایان زندگی بود، بدون حسابرسی و احقاق حق، همه اعمال ما پوچ بود.

با همه این‌ها باز هم رفتارهای ما و انتخاب‌های‌مان آن گونه که باید، طبق اندیشه‌های‌مان نیست. چه زیبا گفت شیخ اجل سعدی، که «عالم بی عمل مانند زنبور بی عسل» به راستی چرا با وجود اعتقادات‌مان، زندگی‌های‌مان باید پر از نفرت، جدایی، حرص و زیاده خواهی باشد!؟

گاهی کوچکترین مسائل را برای خودمان تبدیل به یک کابوس می‌کنیم و به خاطر اشتباهات کوچک از دیگران دوری می‌کنیم. بدون آن که بخشش را آموخته باشیم، بدون آن که به همه محبت کنیم و بخاطر جایگاه کوچک و فانی این دنیا، با دیگران دشمنی می‌کنیم و به قول معروف زیر آب زنی می‌کنیم. آن هم برای حفظ یا رسیدن به جایگاهی غیر ابدی! این گونه است که خواه ناخواه خودمان را از مراتب بالای اخروی و ابدی محروم می‌کنیم.

خاطرم هست در دوران دبیرستان، معلمی بود که هرگز دوستش نداشتم اما یک جمله از ایشان را همواره به یاد دارم که می‌گفت: «هر کجا که از آ‌نجا خوشت بیاید، بهشت توست و از هر جا بدت بیاید، جهنم توست.» این حرف مرا یاد این جمله می اندازد که «سعی کنید در زندگی خوشحال باشید، چرا که زمانی که خوشحالید زمانی ست که دیگران هم خوشحالند و این خوشحالی ثمره شادی دیگران است و این شادی اثر دوری از اذیت مردم»

پس بیاییم بجای آن که برای آسایش خودمان در این دنیای فانی باعث رنجش دیگران شویم، در عوض با آوردن لبخند روی لب اطرافیان‌مان آرامش ابدی را بدست بیاوریم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٦/٠٤
١
٠
کاش بتونیم جوری زندگی کنیم که اونطرف شرمنده نباشیم هر چند خیلی سخته، کار من یکنفر که قطعا نیست:(
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

آیینه‌وار از دل و از جان شکسته‌ایم

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات