حال و هوای فضای اجتماعی ابری ست

حال و هوای فضای اجتماعی ابری ست

نویسنده : mohammadreza_mir

این روزها که مثل سایر افراد، برای ارتباط راحت‌تر با مخاطبین وارد شبکه‌های اجتماعی می‌شوم، به جای این که از کنار هم بودن‌ها حتی در یک قالب مجازی، و به اشتراک گذاشتن مسائل خوشایند و خاص لذت ببرم، تعجب می‌کنم از رفتار آدم‌ها!

که چرا اینقدر زندگی را وابسته و محدود به عوامل و رویدادهای کوچک و کم اهمیت کرده‌اند.

وقتی مطالب و جملات دیگران را چه در صفحات شخصی و چه در گروه‌های گفتگو مطالعه می‌کنم، متوجه می‌شوم بیشتر از 80 درصد آن‌ها دغدغه اصلی‌شان، پیدا کردن نیمه گمشده‌شان است و دلخوشی آن‌ها در زندگی روزمره، به بازی با کلماتی مثل آقای من و خانم من می‌گذرد، آن هم نسبت به کسانی که اغلب در واقعیت در چنین جایگاهی نیستند، و در مراحل شدیدتر بقول خودشان in rell می‌زنند !

در این میان، دسته دیگری هم هستند که گرگ صفتی و درنده خو بودن را شاخصه برتری بر دیگران و به اصطلاح خودشان شاخ بودن می‌دانند، به جای آن‌که انسانیت را ترویج کنند.

افراد زیادی را می‌بینم که توصیف احوالشان را در جمله‌ای مانند «به امید مرگم»خلاصه می‌کنند، و خاطرم نیست جایی دیده باشم که کسی خدا را بخاطر داشته‌هایش شکر کند یا نوشته باشد، به امید فردایی بهتر یا به امید شروعی دوباره یا جملاتی از این دست که انرژی و امید در آن‌ها وجود داشته باشد. شاید همه این‌ها به این خاطر باشد که عشق ورزیدن را مختص شخص خاصی می‌دانند. در بسیاری از موارد پیداست که عشق و محبت بجای آن‌که اکسیر قلبی آدم‌ها باشد و دوست داشتن‌ها برآمده از دل باشد، هوس را جایگزین آن کرده و در قالب عشق‌های آتشین زود گذر و بی‌اعتبار آن را به دیگران تعارف می‌کنند. از شخصیت این افراد در فضای مجازی پیداست که هیچ وقت متوجه نشده‌اند که برتری و خاص بودن و یا گذراندن لحظه‌ها فقط با عده‌ای در سطح فکری و اعتقادی خود ضامن لذت بردن از زندگی نیست، همچنین ملاک عزیز بودن در تعداد کسانی که پای ثابت پست‌های اغلب بی‌محتوای شبک‌های اجتماعی هستند نیست. خاص بودن واقعی انسان را تعداد دل‌هایی که به دست می‌آورد مشخص می‌کند. چه بسا افرادی که صرفا برای دیده شدن و لایک گرفتن، ارزش‌های درونی خود را زیر سوال می‌برند یا در این فضاها به نحوی محبت را گدایی می‌کنند.

خاص و مطرح بودن به درنده خو بودن و به اصطلاح گرگ بودن نیست، که به انسانیت و ذات پاک بر می‌گردد.

به عقیده من بهتر از هر چیز آن است که در هر فضایی به دور از تظاهر به چیزی که نیستیم، اصالت خودمان را حفظ کنیم. نه خودمان را گول بزنیم و نه با دیگران پشت نقاب‌های ساخته ذهنی‌مان ارتباط برقرار کنیم. بهتر است اگر مطلبی نیاز به توضیح دارد، آن را همان گونه که هست بیان کنیم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٢٨
١
٠
ما از ریشه جنبه بعضی مسائل رو نداریم، هرچقدم که یه عده مون دغدغه مند بیان و راهکار بدن وقتی فرهنگ استفاده از یه تکنولوژی رو نداریم همین میشه!
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٨
١
٠
آفرین دقیقا...
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٥/٢٨
١
٠
ورودتون و انتشار اولین مطلبتون رو تبریک میگم :) مطلب خوبی بود کاش یک زمانی آدم ها بفهمند داشته های باارزشی دارند که باید درست ازش بهره ببرند.
mohammadreza_mir
mohammadreza_mir
٩٤/٠٦/١٣
٠
٠
ممنون بخاطر لطف بزرگتان.
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٧/٢٠
١
٠
باریکلا خیلی خوب نوشتی. خوش امدی به جیم در ضمنش :))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠