هوا یک طوری گرم شده که آدم احساس می‌کند خورشید دعوا دارد! چک دادیم بهش برگشت خورده، آمده بست نشسته پشت در خانه، تکان هم نمی‌خورد!

خب دوست عزیز یک دو قدم برو آن ورتر خیلی گرم است! حالا خوب است زمستان هم تابیدی! هر روز صبح بیدار می‌شدیم چشم می‌انداختیم به آسمان بلکه دو قطره باران بیاید، می‌دیدیم خورشید لم داده توی اُفُق دارد جدول حل می‌کند! هنوز سلام از دهن ما خارج نشده، می‌پرسید «پنج حرفی، بریان شده» می‌گفتیم «برشته!»

الان دیگر ساعت 2 ظهر که می‌شود، قشنگ می‌آید صورتش را می‌چسباند به پنجره!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
سلام ... آخه چه انتظاري است وسط تابستون دنبال دو قطره بارون بودن. دنبال شربت خاكشير مي‌بودي به جايي مي‌رسيدي
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
خورشید داره وظیفه ی خودش رو انجام میده؛ چون هنوز دست انسان بهش نرسیده و بقیه ی طبیعت هم که خراب شدن بخاطر دستکاری انسانه که نمی تونن با خورشید خانمِ عزیز همکاریِ لازم رو داشته باشن...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
سلام:خداپناهتان باد
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
خورشیده دیگه باید گرم کنه ، فصل هم تابستونه باید گرم باشه :)
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠