معقوله عاشقی...

معقوله عاشقی...

نویسنده : n_shahnavardi

آدم در زندگي‌اش مي‌تواند جاهاي مختلفي عاشق شود و در وضعيت‌هاي عجيب و غريبي خواستگاري کند؛ مثلا ترم يکي‌هاي دانشگاه خيلي زود عاشق مي‌شوند و دنيا براي‌شان پر از رنگ‌هاي شاد و درخشان مي‌شود، در عوض وقتي به ترم آخر مي‌رسند؛ دوران عاشقي هم تمام مي‌شود و دنيا همان سياه و سفيدي مي‌شود که بود. خيلي‌ها سر کار عاشق مي‌شوند، در دوران عاشقي زودتر بيدار مي‌شوند، بهتر لباس مي‌پوشند و با خودشان خوراکي‌هايي مي‌برند که بشود آن‌ها را تعارف کرد و دل معشوق را بدست آورد.

عده‌اي هم هستند که در بيمارستان عاشق مي‌شوند؛ يعني همين طوري که بالاي سر مريض‌شان ايستاده‌اند و براي خوب شدنش دعا مي‌کنند؛ مي‌بينند اي داد انگار تخت بغلي هم آدم خيلي خوب و محترمي ست و بد نيست. شايد اگر حالش زودتر خوب شود و پي کار و زندگي برود، ما هم زودتر بتوانيم براي امر خير مزاحم خودشان و خانواده محترم‌شان بشويم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
اصولا محدودیت معنا نداره تو این مورد؛ دیده شده حتی توی کافی نت هم عاشق شدن!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
سلام ودرودبرشما.خداپناهتان باد
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
عشق در هر لحظه جاریست.. خوبه که در یک اتاق چند تخته مشغول به خدمت نبودین
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
چقدر کامنتهای شما زیباست:)))
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات