ازدواج یک نیاز بدون فرهنگ

ازدواج یک نیاز بدون فرهنگ

نویسنده : sh_taghavi

بدون شک ما با شنیدن یک خبر درباره شخصی که چندین ماه هیچ غذایی نخورده و یا این‌که برای مدت طولانی نخوابیده است، شگفت زده می‌شویم. ذهن ما درگیر این سوال می‌شود که چه‌طور امکان دارد شخصی در این بازه زمانی طولانی به نیازهای اصلی خود پاسخ ندهد و سالم بماند؟ اما امروز کسی با مشاهده یک جوان 25 ساله که حدود 10 سال از زمان بلوغ جنسی او می‌گذرد و هنوز مجرد است، شگفت زده نمی‌شود. گویا بزرگ‌ترها فراموش کرده‌اند که پاسخ دهی به این نیاز نیز همانند سایر نیازها امری حیاتی محسوب می‌شود.

غریزه جنسی در انسان به عنوان یک نیاز مهم و اساسی شناخته می‌شود که در صورت عدم پاسخ دهی صحیح به آن فرد را به انواع دغدغه‌های ذهنی و انحرافات جنسی دچار می‌کند. متاسفانه در کشور ما بررسی آمارها نشان می‌دهند که سن ازدواج در جوان‌ها افزایش یافته است حال آن‌که در مقابل می‌بینیم که سن بلوغ کاهش یافته است. یکی از مهم‌ترین علت‌های این بحران تغییر سبک زندگی ست. امروز در جامعه ما معنای ساده زیستی، قناعت، روحیه ایثارگری و گذشت کم رنگ شده است و به جای آن تجمل گرایی، چشم و هم چشمی و اسراف جای خود را در زندگی مردم باز کرده است. سطح توقع خانواده‌ها چنان بالا رفته است که به جرأت می‌توان گفت که دیگر جوانان  ازدواج در سن پایین را به فراموشی سپرده‌اند و تحصیلات تکمیلی را تنها راه نجات می‌پندارند، هر چند که ادامه تحصیل نیز به نوعی مانعی برای ازدواج شده است و جوان  سرگرم تحصیل شده و بهترین زمان تشکیل خانواده را از دست می‌دهد.

امروز مشاهده جوان‌های مجرد در جامعه که بسیاری از آن‌ها ظاهرا سالم و اما از درون قربانی فقر فرهنگی ازدواج می‌باشند، بسیار ناراحت کننده است. حقیقتا جهت تزریق این فریضه الهی در میان جوانان به یک همبستگی و جهاد نیازمندیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٢٧
١
٠
سلام ... وقتي «تجمل گرایی، چشم و هم چشمی و اسراف» و بدتر از همه اينكه هزينه زيادي را بايد بدهي كه آشنايان ميل نمايند كي جرات ازدواج دارد. چند سال است كه نديده‌ام كسي ازدواج نمايد و پشت آدم از هزينه‌هاي ازدواج نلرزد
sh_taghavi
sh_taghavi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
واقعا همینه...مشکل همین جاست.تا موقعی که این تفکر حاکم باشه ازدواج سخت باقی میمونه!
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٥/٢٧
٢
٠
همه چی سطح توقع نیست...سطح درآمد ها و مخارج ها...سخت گیری برای استخدام و اجباری بودن داشتن کارت پایان خدمت و تحصیلات دانشگاهی همه اش جوان ها گوشزد میکنه که مجبوری درستو ادامه بدی بری سربازی کار پیدا کنی تا بتونی ازدواج کنی.تازه این برای خانواده هایی که توقع بالایی ندارن.واسه اونا که توقعشون بالاست با این حقوقای یه قرون دوهزار و هزینه های لازم زندگی که نمیشه زندگی ساخت.یا باید انقد درس خونده باشه و کار درست باشه که یه کار حقوق بالا گیرش بیاد که مگه چند درصد جوانا میتونن اینجوری باشن؟یا باید کلی دیگه صبر کنه و سگ دو بزنه تا یه پولی دستش بیاد.تازه باز اینم خوبه.اونایی که خونه و عروسی و ماه عسل میخوان که دیگه هیچ...پسر بنده خدا ،خدا میدونه چندسال باید پس انداز کنه تا همه رو خرج یه شب عروسی و تالار و باغ و آتلیه و شام کنه...قبل از سطح توقع بهبود شرایط زندگی مردم(نسبت درامد به خرج) واسه حل این مشکل در الویته.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
دقیقا !
na3er
na3er
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
اطراف خودم پسرهایی رو دیدم با این که از لحاظ اجتماعی پسرهایی خوب و پاک و مومن محسوب میشن ولی بخاطر همین مشکلات فرهنگی و اقتصادی که اکثرا باهاش درگیرن از ازدواج صرف نظر کردن...
sh_taghavi
sh_taghavi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
قبول دارم برای همین میگم که نیاز به یک جهاد همگانی داریم.یعنی همه باید تلاش کنن چه دولت چه مردم.من میگم باید اول از خودمون شروع کنیم به هرحال سطح توقعات قسمتی برمیگرده به خود ما! ما باید به اندازه سهم خودمون کار کنیم. گاهی واقعا باید افکار خودمون رو شخم بزنیم!گاهی نیاز به یک بازنگری داریم و گاهی هم باید از بعضی از آرزوهامون دست بکشیم... واقعا خیلی از مخارج عروسی به عقیده من بیخود و غیر ضروری ست.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
عالی بود آقا شهاب الدین ... اول از همه تبریک به مناسبت اولین مطلبتون ... ثانیا باید بگم واقعا دغدغه توی مطلبت رو گرفتم ، سن ازدواج بالا رفته و شور و نشاطی که باید خرج شادی زندگی با همسر بشه به بهانه های واهی خرج این و اون میشه ... و در آخر باید بگم دستتو بده بکشمت بالا داداش..... :))
sh_taghavi
sh_taghavi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
خیلی ممنون که وقت گذاشتین و مطلب حقیر رو مطالعه کردین. :-) دستمو بگیر....خخخخ
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
اینجوریاس دیگه...بله حق باشماس
sh_taghavi
sh_taghavi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
باتشکر از شما;-)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
بله دیگه/نمونه بارزش خودم
sh_taghavi
sh_taghavi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
ان شاالله که خیره;-)
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
همه این مشکلات که اشاره کردید وجود داره و به عقیده من شاید بزرگترین مشکلی که بدنبال این ها به وجود میاد اینه که با بالارفتن سن ازدواج سطح توقع آدما از کسی که میخوان انتخاب کنن بالا میره، ویژگی های بیشتری باید مطابق میلشون داشته باشه. دیگه اینکه پى این چیزا تنوع طلب میشن نمیتونن یک نفر رو بپذىرن بدون مقایسه با دیگران! از طرفی هم بخاطر مشکلات اخلاقی موجود و اینکه دیگه نمیشه آدما رو به راحتی شناخت، حتی اگر شرایط ازدواج داشته باشند جرأتش رو ندارند !
sh_taghavi
sh_taghavi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
بله کاملا درسته...میگن هرچیزی بهاری داره...بهار ازدواج هم اگه بگذره ازدواج سخت میشه.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٥/٢٨
٠
١
بشتابیییید. پسرای 18 ساله و دخترای 15 ساله ررو عروس دوماد کنین از اونطرف یه سال بعد تو دادگاه خانواده تحویل بگیرین :| تبریک واسه جیمی شدن شما. اما خودتون مجردین یا متاهل؟ میدونین چقدر مشکلات داره ازدواج؟ مگه شوخیه که تو سن پایین اونم با این شرایط اقتصادی فاجعه برن ازدواج کنن :|
na3er
na3er
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
ببخشید به کجا چنین شتابان؟؟
sh_taghavi
sh_taghavi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
اولا خیلی ممنونم از اینکه اینقدر پر انرژی نظر میدین;-) دوما کسی نمیتونه سن ازدواج تعیین کنه!بازه زمانی میشه تعیین کرد ولی سن دقیق نه!نسخه ازدواج هرکسی مختص خودشه!شاید واقعا کسی به این توانایی برسه که در سن 18 سالگی ازدواج کنه.حرف شما درباره طلاقی که گفتین رو رد نمیکنم...بله قسمتی از طلاق ها موقعی پیش میاد که ازدواج بر پایه احساسات و عشق های آتشین قبل از ازدواج صورت میگیره.چه بسا یکی از آفات ازدواج های دانشجویی هم همین باشه چرا که خیلی ها ممکنه بر پایه احساس تصمیم بگیرن و بعدا به مشکل جدی برخورد کنن! سوما ازدواج به خودی خود مشکل نداره...ماها هی مشکل میتراشیم برای ازدواج!مثل همین باور های غلط. شاید باور نکنین ولی من هفته پیش در مراسم تالار یکی از دوستانم شرکت کردم که 21 سال سن داره و ازدواج کرده....با همه مشکلاتی که وجود داره...نگرش رو باید تغییر بدیم...خانواده ها هم باید کمک کنن... ممنون
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
سلام ... حالا كي گفت 17 يا 18 ساله ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤