در جست‌وجوی کپسول مغز چاق‌کن!
وقتی شکم‌ها چاق و فکرها لاغر می‌شوند

در جست‌وجوی کپسول مغز چاق‌کن!

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

شنیده بودم که فلان کتاب را در فلان کتاب‌فروشی می‌توانم پیدا کنم، برای همین راهی کتاب‌فروشی جدیدی شدم که به تازگی در طبقه ششم یکی از مجتمع‌های تجاری-سینمایی چندین طبقه شهرمان باز شده بود. از همان مجتمع‌هایی که هر روز مثل قارچ در یک گوشه از شهر رشد می‌کنند و با استقبال باورنکردنی مردم روبرو می‌شوند! البته کتاب‌فروشی‌اش مثل اکثر کتاب‌فروشی‌های دیگر خلوت بود و هر سه فروشنده آن به کمکم آمده بودند که کتاب مورد نظرم را از لای قفسه‌ها پیدا کنند. 

بعد از خریدن کتاب، وقتی یک طبقه پایین آمدم و از کنار چندین و چند سالن سینمای داخل مجتمع رد ‌شدم، دیدم که در کنار گیشه هر کدام از سالن‌ها به زور می‌شود دو، سه نفر آدم پیدا کرد. فکر کردم شاید مدت زیادی تا سانس بعدی‌شان مانده، از یکی از افراد بلیت به دست پرسیدم «کی شروع می‌شه؟ شلوغ میشه معمولا؟» و پاسخ شنیدم «شب‌ها بد نیست ولی الان به زور به 5، 6 نفر می‌رسن بیننده‌ها!» ناراحت شدم. شاید به من ربطی نداشت، من نه کارگردان بودم، نه فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده و هیچ چیز دیگر که ربطی به سینما داشته باشم، اما ناراحت شده بودم. درست مثل وقتی که همراه دوستم برای بازدید از موزه فرش رفته بودیم و نگهبان جلوی موزه به قدری از دیدن ما تعجب کرده بود که انگار باب‌اسفنجی را همراه پاتریک جلوی درب موزه ملاقات کرده! 

دوباره یک طبقه آمده بودم پایین. طبقه‌ای که سراسر رستوران بود و تمام محوطه‌اش با میز و صندلی پر شده بود و نه تنها جای سوزن انداختن نداشت که حتی کنار هر میز افرادی هم در نوبت ایستاده بودند. باز هم آمدم پایین، یک طبقه پر از بستنی فروشی و کافه و میزهای پر و افراد منتظر در نوبت! از آن وقت‌هایی بود که نمی‌دانستم باید بخندم یا گریه کنم. یادم افتاد همین چند وقت پیش در اخبار شنیدم که تهرانی‌ها در ماه رمضان روزانه دو میلیارد و پانصد میلیون تومان زولبیا بامیه می‌خورند. و بعدش یادم آمد که معمولا یک فیلم پر فروش عامیانه کمدی در حدود 80 سالن سینما در کل کشور در طول پنجاه روز چیزی حدود همین دو میلیارد و خرده‌ای می‌فروشد و میزان کل فروش نمایشگاه بین‌المللی کتاب در سال 94 برابر با یک ماه زولبیا بامیه  تهرانی‌ها بوده است!

یک ضرب و تقسیم ساده و یک نگاه گذرا به این آمارها کافی بود که مرا حسابی ببرد توی خودم. من موجود عجیبی نبودم. یکی بودم مثل همه که درست از زمان بچگی‌ام مقداری پول ‌تو جیبی برای خوراکی خریدن در مدرسه و مقداری پول تو جیبی برای رفت و آمد و خرید کتاب‌های درسی (و نه حتی غیر درسی!) می‌گرفتم. یادم نمی‌آید هیچ‌وقت سهمیه جداگانه‌ای برای رفتن به سینما یا موزه از خانواده گرفته باشم. یادم نمی‌آید هیچ‌وقت عکس مشترکی با پدر و مادرم توی محوطه تئاتر یا نمایشگاه نقاشی انداخته باشم. همیشه جایزه بیست‌هایی که گرفته بودم «پیتزا» بود. همیشه تفریح آخر هفته‌مان (اگر قرار بود تفریحی وجود داشته باشد!) رفتن به رستوران بود. همیشه مهم‌ترین مساله دوران بچگی‌ام جا نگذاشتن لقمه نان و پنیرم بود، نه کتابی که شاید بتوانم در زنگ تفریح بخوانمش...

پیش خودم فکر کردم چقدر از افراد جامعه مثل من‌اند؟ چقدر از دختر و پسرها با این فکر بزرگ شده‌اند که وقتی حال شکم‌شان خوب باشد یعنی حال خودشان خوب است؟ چقدر از آدم‌هایی که مشکل مادی هم ندارند هنوز توی طبقه اول هرم نیازهای مازلو* گیر کرده‌اند و جز خوراک و نهایتا پوشاک، تلاشی برای ارتقای نیازهایشان نمی‌کنند...؟! اصلا بگذارید حرف‌ها و جدول‌های روانشناسانه را بیخیال شویم، می‌دانستید قیمت یک همبرگر معمولی بدون مخلفات برابر با بلیت موزه برای یک خانواده پنج نفره است؟! کاش یک چالش راه می‌افتاد برای کوچک کردن شکم‌ها و چاق کردن مغزهایمان، کاش!

==========

پی‌نوشت: مازلو نیازهای انسان را به پنج طبقه تقسیم کرده است: 1- نیازهای فیزیولوژیک 2-نیازهای امنیتی 3- نیازهای اجتماعی 4- نیازهای احترامی 5- نیازهای خودشکوفایی

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/٢٢
١
٠
بله حق با شماس :( این علاقه باید ایجاد بشه ..از همون بچگی...چون مثلا نیاز به خوردن یه غذای خوب ایجاد کردنی نیس خودش وجود داره ...اما انگیزه ی خوندن یه کتاب خوب باید ایجاد بشه مخصوصا برای بچه های بی حوصله ی این دوره... نمیشه همینطوری توقع داشت بچه های کتابخونی داشته باشیم خیلی خوب نوشتین...مثل همیشه متفاوت:) ممنونم
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
درسته. یا لااقل باید این نیاز رو با توجه به بچه های امروزی توشون تقویت کرد. مثل کتاب های دیجیتال مخصوص کودکان که جدیدا دارن منتشر میشن و چیزای جالبی هستن :)ممنون ازتون.
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٢٢
١
٠
میدونید به بچه های ما گفتن پولدار شو تا بتونی یه عالمه خوراکی بخری!یه خنه ی بزرگ بسازی و ماشین گرونقیمت و اینا هیچکس هیچوقت به بچه ها نگفت پولدار شو یه عالمه کتاب بخون!برو تئاتر ببین برو سینما!ما حتی عقلمون به چشممون نیست به شکممونه!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
اوهوم دقیقا ما عقلمون به شکممونه :( البته من هنوزم دوس دارم پولدار شم که یه کتابخونه بزرگ بخرم :))
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٢
سرانه مطالعه در ایران به انضمام مطالعه کتب درسی و غیردرسی درکل نیم ساعت در روز هستش...بعد ادعا میکنیم مردم بافرهنگ م متمدنی هستیم...!!!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
من که فکر می کنم 95 درصد این آماری که میگیرن مال کنکوری های بنده خداست. وگرنه افراد واقعا کتابخون همون 5 درصد باید باشن حدودا. که ساعات مطالعه اون ها و کنکوری ها تقسیم بر جمعیت مساوی با نیم ساعت در روز برای همه میشه !
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٥/٢٢
٢
٠
ی جمله ای داداشم گف ک خیلی درد داش.میگف:اگ میخای کارو بارت بگیره،مغازه ای بزن ک توش ملت بیان چیزی بخورن!:| مغ30 نیکولا^__^
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
دقیقا راست میگن. کتابفروشی دم خونه ما بعد از 6 ماه ورشکست شد ولی الان سه ساله که جاش ساندویچی باز شده و شب ها برای مرغ دو آتیشه جلوی مغازه صف می کشن!
بیلا
بیلا
٩٤/٠٥/٢٣
١
٠
پس اینم اضافه کنم به لیست کارایی که باید واسه تربیت بچه هام انجام بدم:)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
آخی...بله بله:)
farid_97z
farid_97z
٩٤/٠٥/٢٣
٢
٠
شاید بخوام برای یه ساعت چند میلیون تومن هزینه کنم . ولی مطمعنم دلم نمیخواد برای یک کتاب بیشتر از یکصد هزار تومن هزینه کنم ..... دلیل خاصی هم ندارم .... و به نظرم این چیز بدی نیست ..
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
قطعا منظور منم این نبود که هیچ تفریحی نباشه و بشینیم فقط کار فرهنگی بکنیم. منظورم کلیت افراد بود که 99 درصد توجه و نیازهاشون به سمت خوراک رفته :)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
این مسائل رو بذاریم کنار اینکه یه عده مون چقد سنگ آریایی بودن رو به سینه میزنن و ادعای تمدن شون گوش فلک رو کر کرده! تلنگر بجایی بود.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
بله . یه مطلب هم خانم جوادی هفته گذشته نوشتن در این مورد. :)
سحر
سحر
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
با متن موافقم ولی واقعا قیمت سرسام آور کتاب و بلیت تئاتر هم بی خیال شدنی نیست.چندوقت پیش که برای خرید کتاب رفته بودیم،خواهرم گفت متاسفم که اینقدر همه از کتاب نخوندن می نالن و قیمت کتاب اینجوریه.آدم ترجیح می ده ده تا سمبوسه بخوره تا این که یه کتاب پنجاه هزارتومانی بخره.هردفعه شهر کتاب می رم ناامیدتر می شم از خرید کتاب.منظورم کسی که روزی پنجاه هزارتومن از باباش برای خوراکی می گیره نیست،ولی من دانش آموزی که درآمد ندارم و می خوام کتاب بخونم هم بی خیالش می شم با این قیمتا.
sarah_n
sarah_n
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
قیمت کتاب عادی 50 تومن نیست اصلا! من خودم خیلی کتاب میگیرم ولی تو هر 15 تا کتابم ی کتاب بالای 20 تومن پیدا میشه! 50 تومن خیلی زیاده دیگه!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
درسته که کتابا جدیدا خیلی گرون شدن ولی هنوزم کتابخونه های زیادی هستن که کتاب های جدید و خوب دارن. :)بعد هم من فکر میکنم واقعا یه مبلغی رو خرج کتاب یا یه چیز فرهنگی کردن خیلی به صرفه تره از خوردن همون مبلغ! البته این نظر شخصیه و خیلیا مخالفن با من :)
pari
pari
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
با نوشته تون کاملا موافقم، خیلی زیبا بود متاسفانه الان تفریح ما شده فقط خوردن ، اگرم کسی بخواد اهل موزه و سینما و کتاب خوندن باشه ، با نگاه های متعجب و حتی تمسخر آمیز بقیه رو به رو میشه
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
درسته. باید همه چی به اندازه و به جا باشه. خوردن به جا و کتاب و موزه هم به جا. نه وضعیتی که الان اکثریت افراد دچارشن. خوردن خوردن خوردن خوردن و گاهی کتاب!
ترنج
ترنج
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
خب،کسی از کتاب نخوندن نمرده،اما خیلی ها از غذا نخوردن مردن![چیزی که سایر افراد و وابستگانمون با رفتارشون اینو ناخواسته وارد ذهنمون کردن] بعضی هامون تو خوردن تفریط میکنیم چون فکر میکنیم اگه کم بخوریم خواهیم مرد! اما هیچوقت نخواهیم فهمید با مطالعه نکردن مغزمون هم کم کم خواهد مرد! ما یه مشت آدم هستیم که روز به روز مغزمون پوسیده میشه تا جایی که دیگه کارایی لازم رو نداشته و در واقع مرده باشه! اون موقعست که حسرت میخوریم ای کاش فلان کتاب رو خونده بودم,ای کاش در مورد فلان چیز مطاله کرده بودم و و و! روزی بیاد که واقعا فرهنگ مطالعه رو داشته باشیم:)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
منم امیدوارم بیاد اون روز. نه اینکه همه زندگیمون بشه فرهنگی هنری ولی لااقل به اندازه شمککون به مغزمون هم بها بدیم!
saleh
saleh
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
سلام. دوستان از خوب بودن و درست بودن متن گفتن که منم موافقم و تشکر هم میکنم بابت این نوشته و دغدغه ی شما :) . فقط در حاشیه 2 نکته بگم. اینجا همبرگر 3500 تومن هستش اونوقت با 3500تومن 5تا بلیط موزه میشه تهیه کرد؟ تیتر هم به نظرم اصلا جالب نبود، منتها محتوا مهمه که عالی بود. موفقیات :)
ساراهـ
ساراهـ
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
اینجا ده تومن هست.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
مرسی از شما و نظرتون. راستش من قیمت شهرهای مختلف دستم نیست ولی تهران قیمت همبرگر بین 7 تا 15 تومن متغیره و یه همبرگر معمولی همون ده تومنه. و چون بلیت اکثر موزه ها 2 تومنه میشه با پول یه همبرگر 5 تا بلیت موزه خرید دقیقا.
میترا
میترا
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
درسته درسته .... منم دقیقا همون که بچه ها گفتن ... :) مرسی از نیلوفر عزیز
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
مرسی از شما :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
من فکر می کنم غیر از بحث هرم مازلو؛ مردم خیلی گرفتار شدند. البته من از زاویه نگاه خودم میگم. وقتی مثلا من بعد از 12 ساعت کار می رسم خونه؛ واقعا توان کتاب خوندن رو ندارم. خیلی سعی کنم باید به خانه و کارهای خانواده برسم. تازه اونم اگر بتونم!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
مساله فقط کتاب خوندن نیست آقای نادری. مساله اینه که اگه شما جمعه ها رو بخواین با خانواده بگذرونین باز هم ترجیح میدین برین رستوران یا برین موزه و سینما مثلا؟!
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٥/٢٤
١
٠
یک چیز دیگه هم می خواستم بگم اینه که روند فناوری ما رو به سمت ساندویچی خوری در زمینه فکری داره سوق میده؛ شما حتی توی شبکه های اجتماعی هم می بینید که کسی حوصله نداره یک مطلب مثلا 1000 کلمه ای رو بخونه؛ چه برسه به کتاب!... یعنی فست فودها نه تنها روی جسم ما تأثیر دارند یک طورایی روی فکرمون و سلیقه مون هم تأثیر داشتند.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
اوهوم . و این به نظرم فاجعه است!!! :( اصلا نمیتونم تصور کنم روزی برسه که کسی کتاب نخونه اصلا...
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٥/٢٤
٠
١
متاسفانه این دغددغه ی خیلی از ما کتاب دوست های واقعی است. بدی قضیه اینکه که خیلی ها کتاب دوست ندارن کلا! و کسی هم که چیزی رو دوست نداره مطمئنا براش هزینه نمیکنه. وضع سینما به نظرم یکم متفاوته و برمیگرده به کیفیت فیلم ها همون طور که دهه ی هفتاد سینماها غلغله بود مردم همون مردمم پس فیلم هامون باید به مردم نزدیک تر بشن.اما هیچ وقت توی این مملکت وضع کتاب خوب نبوده. تازه گرونی کتاب هم بهانه است ها! به نظرم کسی که کتاب رو واقعا دوست داره با گرونی کتاب شاید خریدش کم شه اما قطع نمیشه.مهمترین کار نه توی مدرسه که توی خونه ها باید انجام بگیره که بچه هامون رو با فرهنگ بار بیاریم نه تک بعدی و نت باز !
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
اوهوم. به نظر منم مهمترین چیز همینه. وگرنه وقتی شخص بدونه که هم تراز خوردن باید مغزش رو هم بپرورونه خودش دیگه توی این همه گزینه فرهنگی میتونه یه چیزایی رو انتخاب کنه بالاخره. :)
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
عجب انسان بزرگی بوده مازلو....مرسی بابت متن
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
مرسی از شما :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
داریم دیگه :(( منم خاطرم هست خیابون انقلاب رفتیم دنبال یه چندتایی کتاب تخصصی، یه چندتایی هم کتاب رومیزی(از اون تخفیف خورهاش) گرفتیم...راسته ی انقلاب هم که سینما زیاده گفتیم بریم یه فیلمی هم ببینیم...من از خلوتی کتابفروشی ها متعجب بودم ...سینما که رفتیم رسما فکم افتاد...توی سانسی که ما بودیم ...فقط سه نفر توی سالن با اون عظمت بودیم....من شخصا از فیلم هیچی نفهمیدم...همه ی حواسم به خلوتی سالن بود :/
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
بله دقیقا! باز این پردیس های سینمایی یه کم اوضاعشون بهتره. سینماهای قدیمی که رسما خصوصی شدن دیگه. می تونید سانس رو برای یه نفر اجاره کنید برید شخصی بشینید فیلم ببینید !:(
عباس درونه
عباس درونه
٩٤/٠٩/٢٦
٠
٠
جايي ميخوندم سوييس وضعيت اقتصادي و اجتماعي اش را لاتارى برنده نشده هر سوييسي بطور متوسط ده كتاب در سال ميخونه وما ....تا در سال؟؟
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣