به خانواده برگردید

به خانواده برگردید

نویسنده : r_roshnavand

اين روزها «به خانواده برگردید» در بيلبورهاي سطح شهر به وفور ديده مي‌شود. و در پس زمينه تصويري كه نشان مي‌دهد يك نفر گوشي هوشمندي در دست دارد. پس از ديدن اين بيلبوردها اولین چیزی که یادم آمد خانواده‌هایی بود که به جای صبر و تامل پیشه کردن، شال و كلاه كردن رفتن سمت دادگاه.

آن روزها مدیران و در واقع مسولان سکوت پیشه کردند و در پس سكوت خود حکم دادند. حکم‌هایی که بنیان‌هايي را از هم پاشید. بنيان‌هايي كه با يك قرون دو زار ساخته نشده بودند. و بعد از حكم عذاب وجدان‌ها و كلي بدبختي‌هاي اقتصادي براي دو طرف داشت و جالب است كه محصول نهايي اين حكم‌ها چيزي نبود جز اين‌كه: شاكي ‌شد، یک پای ثابت دنیای گروهای مجازی.

به گذشته‌ام كه نگاه مي‌كنم يك طوري خودم را از پیشگامان مصرف گرای این گونه تکنولوژی‌ها می‌دانم و با يك مثال مصرف گرايي‌ام، را به رخ بي‌عقلي بكشم كه اگر در قبض همراه یک نفر 500 تومان پیامک مي‌آمد 1000 تومان با اوپراتور مخابرات حرف مي‌زد كه چرا 500 تومـــان پيامك برايم آمده. من آن موقع قبض‌هاي بالاي 100 هزار توماني پيامك پرداخت مي‌كردم.

و با ورود گوشي‌هاي هوشمند چسبيدم به آن‌ها. وقتي سيم كارت رايتل گرفتم 95 درصد مشهد آنتن نداشت كه بتوانم از مكالمه تصويري آن حتي استفاده درستي بكنم و بعدش هم حرام شد. پس مي‌توانم به جرات يك نظريه را مطرح كنم كه : «تب و تاب این جنگوله بازي‌ها نهايت يك سال داغ است.»

بعد از اين مدت همه چیز به روال عادی خود بر می‌گردد. به نظرم نصب اين بيلبوردها با اين متن «به خانواده برگردید» اشتباه است. كاش آن موقع به جاي اين‌كه اصل قضيه را منكر شوند و حـكم طلاق جاري نمايند. بيلبوردي نصب مي‌كردند و آگاهي بخشي مي‌كردند و بدتر از همه باز هم كليشه‌اي فقط مي‌گويند «به خانواده برگردید» يعني اين‌كه جـيـز است. با واژه جيز كه از بدو تولد آشنا هستيد و در جواب اعتراض هم كه مي‌دانيم چه مي‌شنويم: «من كه گفتم!»

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
سلام درودبرشما.خیلی ازمردم به بیشترتبلیغاتی که میبنندفکرنمیکنندکه آیادرست هست یانه.اصلاموضوع مطرح شده امکان پذیرهست یانه ویااینکه سابقهٔ موضوع تبلیغ درست هست یانه.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
کاملا موافقم و نظر من هم نسبت به این ماجرا همین کامنت آقای حسنی هست؛ البته روی خیلی های نظر آقای حسنی تاکید می کنم ولی باز هم هستند کسانی که مثل شما در این مسائل دقیق بشن آقای روشناوند عزیزم :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام ... سپاس از يزرگواران عزيز
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام وسپاس برشما
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
اوهوم فک کنم منم دیدم
admincheh
admincheh
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
به نظر من گذاشتن این بیلبوردها بد نیست درسته نوشداروی بعد از مرگ ِ سهراب ِ اما بد نیست . شاید یکی واقعا برگشت !
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
تبلیغات
تبلیغات