آخرین روزهای یک دلقک مشهور

آخرین روزهای یک دلقک مشهور

نویسنده : h_sadat

محبوبیتش افت کرده بود. حس می‌کرد غیرقابل فهم شده و ذهنیت عمومی جامعه دیگر نمی‌فهمندش. حاضر بود برای راضی نگه داشتن تماشاگرش هیچ چیز را پنهان نکند. بهش گفتند یک هواپیمایی را برای‌شان تصویر کند که سه دور روی آسمان شهر چرخیده و موقع نشستن، مختصری آسیب دیده است! بهش گفتند یک رودخانه را تصویر کند و بعد خودش را هم آن تو غرق کند! بدبختانه این آخرین اجرا و تنها برنامه‌ی او بود که فیلم برداری شد. نزدیک سی نفر دور رودخانه جمع شده بودند. مرد ریزه‌ای با کت و شلوار خاکستری مرتب از لا به لای بچه‌هایی که سخت مشغول سگ گنده‌ی پلاستیکی‌شان بودند می‌گذرد.

می‌رود توی رودخانه، همان کنار خشکی هم حسابی گود است. سرش فقط یکی دو ثانیه بیرون آب می‌ماند، بعد دیگر رفته و ناپدید شده. پلیسی یک گوشه ایستاده و تماشا می‌کند، انگار که منتظر است هر لحظه دلقک دوباره ظاهر شود. فیلم همین‌جا می‌ایستد.

آخرین اجرایی که تماشا می‌کنی، حتی تصورش هم دشوار است که این مرد چه طور توانسته این جور عواطفی توی دل این آدم‌هایی که به تماشایش ایستاده‌اند، بیندازد.

==============

+ بخشی از کتاب «خیکی ها در تاریخ» نوشته ی «پیتر کری »

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
آخی :(
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
:(
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
خیلی متفاوت بود؛ متن های غیر منتظره خیلی هنر می خواد
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
ممنونم :)
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
:[
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
:(
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
جالب بود، هم متن، هم اسم کتاب.
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
mersi :)
sara
sara
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
:‏(‏‏ ‏
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات