خیکی‌ها در تاریخ و داستان‌های دیگر

خیکی‌ها در تاریخ و داستان‌های دیگر

نویسنده : h_sadat

اولین تماشاچی‌هایش خیلی زود وحشت‌زده و هراسان می‌شدند، آن‌ها هیچ ذهنیتی درباره وحشتی که دلقک ایجاد می‌کرد، نداشتند. از روی صندلی‌های‌شان جاکَن می‌شدند و فرار می‌کردند و بعد دوباره برمی‌گشتند.

شبیه قهرمان‌های پَرش با صورت گُر گرفته خودشان را می‌رساندند جلوی در ِ خروجی ِ تالار، دنیا سرجایش بود، همانجور که گذاشته بودندش و آمده بودند توی سالن، بعد دوباره حیران برمی‌گشتند آن تو.

============

+ به نظرم جمله بالا از کتاب «خیکی ها در تاریخ» نوشته «پیتر کری» واقعاً خنده دار است!

نام کتاب: خیکی‌ها در تاریخ و داستان‌های دیگر

درباره کتاب: مجموعه‌ای است که شش داستان را شامل می‌شود؛ در آثار پیتر کری طبیعت آمیخته با وهم و ترس‌های آدم‌هایی که در حاشیه زندگی می‌کنند، با طنزی گزنده ترکیب می‌شود.

نویسنده: پیتر کاری

مترجم: امیلی امرایی

تعداد صفحات: 130

نشر: قطره

قطع کتاب: رقعی

وزن: 400 گرم

قیمت پشت جلد: 6500 تومان

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
ممنون از معرفی این کتاب خوب ...سعی می کنم تهیه کنم و بخونمش .
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
واقعا با ارزشه!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٢
٠
٠
ممنون بابت زحمتی که متقبل شدین، این کار (معرفی کتاب) بسیار پسندیده س، سپاس :)
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
ممنونم :)
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
به نظرم طنز گزنده که گفتین؛ رفتارهای عوامانه ی مردم رو در قالب طنز بیان میکنه؛ ببینم کتابخونه محلمون داره؛..
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
کتاب خوبیه.
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات