یک عدد خیلی معمولی

یک عدد خیلی معمولی

نویسنده : e_elizabeth

بعد می‌دانی من می‌توانم مست بشوم از خاطره‌هایی که در زمان نور، تیک پلیس شده‌اند. خوب باید برای‌تان توضیح دهم که به کسر نون و به کسر واو و به کسر «ی» و به کسر لام و به کسر واقعیت و به کسر همه چیز باید این متن را بخوانید.

یکی هم از آن دور دست‌ها می‌گوید شما خودکار نیستید و این یعنی همه چیز باید به شما گفته شود. بعد شما همه چیز را انجام می‌دهید، خوب این همه چیز یک استثنا دارد اما من آن یک استثنا نیستم، من یک عدد خیلی خیلی خیلی معمولی‌ام و یک عدد خیلی خیلی خیلی معمولی سرما که می‌خورد انگار شراب خورده و دارند حد می‌زنندش 80 ضربه شلاق.

هر سرفه یک شلاق؛ هر سرفه کلی از جانم می‌کاهد و به جان شما اضافه می‌کند! بعد هی نتوان وصف این سرما خوردگی گفتن، که در فهم شما نگنجد به قول حضرت سعدی یا حضرت مولانا که یک چیزی می‌گوید بعدش هم می‌گوید پس سخن کوتاه باید وسلام.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
na3er
na3er
٩٤/٠٦/٠٦
٠
٠
؟؟؟
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٠٦
٠
٠
سلام؛ علت این علامت های سوال در کامنت آقا ناصر می دونین چیه؟ این متن یا قطعه ای جدا شده از متن دیگه ایه که هیچ، اما اگه اینطور نیست، موضوعش نا مشخصه، حرف نویسنده نامشخصه، از به کسر واقعیت به شراب و سرماخوردگی و شلاق و سعدی و مولانا و... از همه چیز گفتید و دست آخر به واژۀ خوبی رسیدید. اما این زنجیر پاره پاره است. هدف از این کامنت خواندن نوشته های خوب شما در آینده س ان شاءالله! موفق باشید.
e_elizabeth
e_elizabeth
٩٤/٠٦/٠٦
٠
٠
ممنون از توضیحتون
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
درست فرمودید استاد؛ همین که منم همش دنبال بودم دنبال یه هدف و یا مفهوم که بالآخره از یه جای متن بپره بیرون؛ ولی نیافتم والسلام..
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٤/٠٦/٠٦
٠
٠
فقط من نفهمیدم یا بقیه هم همینجوری ان؟
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٦/٠٧
١
٠
چی شده؟
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات