یک روزی در ازل کسی حرفی می‌زند و در فکر فرو می‌روی که خب چه بگویم؟ و هیچ نمی‌گویی.

زمان از دست می‌رود، مطلب از دهن می‌افتد و تو همچنان داری به این فکر می‌کنی که چه بگویم.

بعد که می‌بینی زمان هم رفته با خود می‌گویی چه باید می‌گفتم؟ به خودت که بیایی، می‌بینی پوست لبت را کامل کنده‌ای و زخم کرده‌ای.

بعد خب می‌دانی این زمان‌ها حک می‌شوند روی در و دیوار مغزت و بالاخره یک روزی در ابد هم به خودت می‌آیی و می‌بینی هنوز هم داری پوست لبت را می‌کنی و با خودت زمزمه می‌کنی خب چه بگویم؟!

# گیج نوشت

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٥/٢٥
١
٠
خب ما چی بگیم؟؟ اگر هدف گیج کردن خواننده بود بسی تا قسمتی موفق بودید:)
لیلی
لیلی
٩٤/٠٥/٢٥
١
٠
اره کاملا خوب و جذاب
e_elizabeth
e_elizabeth
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
ممنون :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢٥
٢
٠
این هشتگ گیج نوشت رو خوب گذاشتین انتهای مطلب... عید براتون با برکت! :)
e_elizabeth
e_elizabeth
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
مرسی :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
خواهش می کنم، موفق باشید! :)
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٥
١
٠
نگاهم خیره ب در مانده سرم را تا طاق میکوبم کارم از لب کندن گذشت حال مژه از پلک میکنم بازهم نمیدانم چ بگویم :/
e_elizabeth
e_elizabeth
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
لطف کردین عید شمام مبارک:)
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
سال شمسی چون قمر بگذشت عید پشت اید رفت و امد کرد کسی احوالم را نپرسید تو بگو اینبار کمی بهتر از دیروز.... اخر من نمیدانم ک چ بگویم
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٥
١
٠
خیلی خوب نوشتین*.*
e_elizabeth
e_elizabeth
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
خیلی ممنون:)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٢٥
١
٠
چه بگویم . خوب نوشته بودین . ممنون .
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٢٥
١
٠
نوشته خوب و قشنگی بود :)
e_elizabeth
e_elizabeth
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦