دوست دارم اثری ماندگار برای جانبازان و امام رضا(ع) بخوانم!
گفت‌و‌گوی مفصل جیم با «محمد علیزاده» به بهانه کنسرت‌هایش در شهرهای بجنورد و شاندیز

دوست دارم اثری ماندگار برای جانبازان و امام رضا(ع) بخوانم!

نویسنده : مازیار حکاک

محمد علیزاده خواننده محبوب کشورمان طی روزهای اخیر میهمان ما خراسانی‌ها بود. او در روزهای ابتدای هفته گذشته در آسایشگاه جانبازان امام خمینی(ره) مشهد حضور یافت و سپس عاشقانه‌های‌اش را برای مردم در شهرهای بجنورد و شاندیز مشهد اجرا کرد. از همان ابتدای حضور علیزاده در مشهد پیگیر گفت‌وگو با او بودیم تا این یک روز بعد از کنسرت شاندیزش قرارمان نهایی شد. گفت‌وگوی ما با «آقای احساس» موسیقی کشورمان که قاری قرآن هم هست می‌توانست در هرجایی باشد اما او در نهایت تواضع خواست به همراه‌ همکارانش به روزنامه بیاید و روز «خبرنگار» را به همکاران رسانه‌ای‌مان تبریک بگوید. مصاحبه‌ای دورهمی که با حضور 4 همراه علیزاده و 3 نفر از جیم انجام شد. در طول گفت‌وگو علیزاده پیرامون آلبوم جدید، کنسرت‌ها و برخی علاقه‌مندی‌های‌اش صحبت کرد و هنگام تعریف خاطره‌ای از مرحوم مرتضی پاشایی و ابراز ارادت به محضر امام رضا(ع) چشم‌های‌اش قرمز و صدای‌اش بغض آلود شد. آنچه  در ادامه می‌خوانید گفت و گوی کامل ما با «محمد علیزاده» دوست داشتنی است. مصاحبه‌ای که پایانش با اجرای قطعه «هواتو کردم» علیزاده همراه بود و شما می‌توانید فایل تصویری آن را هم ببینید. 

+ شما سفرتان به مشهد را با دیدار از جانبازان شروع کرد. داستان آن دیدار چه بود؟  

من معمولا دل گرفتگی‌های‌ام را پیش امام رضا(ع) می‌آیم. هر موقع که دلم می‌گیرد اگر زمان داشته باشم و امام رضا(ع) هم دعوتم بکند مشهد می‌آیم. من داشتم سفر هواپیما می‌شدم که یک آقا بزرگواری که الان دوست خیلی خوب من شدند از من خواستند به آسایشگاه جانبازان بروم. من هم پذیرفتم و رفتم و حقیقتا شرمنده‌شان شدم. آدمی را دیدم که 30 سال است که از ناحیه گردن قطع نخاع است و سقف را نگاه می‌کند ولی این قدر روحیه و حال درونی‌اش خوب بود که من وقتی آمدم بیرون به همین دوست بزرگوار گفتم که من خیلی حالم خوب شده است. احساس می‌کردم یک کاری خوبی انجام دادم. دیدید وقتی کار خوبی انجام می‌دهی چه احساس خیلی خوبی داریم من همان شرایط را داشتم. جالب اینجاست که من به هر کدام‌شان می‌گفتم که ما مدیون شماها هستیم می‌گفتند ما وظیفه‌مان را انجام دادیم، منتی هم گردن شما نداریم. شما بروید کیف‌تان را بکنید! انسان‌هایی که این قدر وسعت قلب و روح دارد قطعا انسان‌های بزرگی هستند و من خوشحالم که در مشهد دوستانی پیدا کردم از این جنس و خوشحالم که این اتفاق افتاد. به خاطر این اتفاق هم از خدا تشکر کردم. امیدوارم که بتوانم به زودی زود برای آن‌ها و خانواده‌های‌شان یک کنسرت برگزار کنم تا بتوانم قطره از دریای محبت آن‌‌ها را جبران کنم. وطن‌مان و ناموس‌مان، امنیت‌مان، این خنده‌های‌مان و این حال خوب‌مان همه و همه مدیون این آدم‌های بزرگ است، آدم‌های بزرگی که می‌توانستند این کارها را انجام ندهند.

+ کنسرت مشهد و بجنورد چطور بود؟

من تا حالا خراسان نیامده بودم. کنسرت بجنورد من جز بهترین کنسرت‌های من در کشور بود و این را به خود مردم آن جا هم گفتم. مردم مشهد البته من را شرمنده کردند. خیلی دوست داشتم بیشتر در مشهد بمانم و این اتفاق در سانس‌های بیشتری باشد. با این حال خیلی خوشحالم که پرونده کار به این شکل با حضور من شروع شد و امیدوارم بعد از من افراد دیگر بتوانند بیایند و کار بکنند به خاطر این که مردم ما نیاز دارند. مردم ما هم موسیقی را دوست دارند. کنسرت شاندیز قطعا برای من و همکاران‌ام یک دغدغه خاص بود. چون قبل از من همکارانی با تعداد آهنگ کمتر آمده بود که ما بین کارهای‌شان برنامه‌هایی دیگر هم اجرا می‌شد. اما این که صرفا کنسرت باشد این باب به لطف خدا با صدای من باز شد و امیدوارم ادامه پیدا کند و من هم بتوانم عاشقانه‌های‌ام را باز هم به مشهد بیاروم و بخوانم. ما در سئوال جواب‌ها متوجه می‌شدیم که مردم چقدر علاقه‌مند هستند و چیزی که برای خود من و کل تیم جالب بود این که  مردم ریتم را نمی‌انداختند.

 خراسان سرزمین حضرت فردوسی است و مردم با ادبیات و فرهنگ عجین هستند. اگر به من بگویند کدام موسیقی بومی را دوست داری من می‌گویم موسیقی آذری چون من مربوط به آن خطه هستم اما بعد از موسیقی آذری، موسیقی مقام خراسانی را خیلی دوست دارم. موسیقی مقامی خراسانی لحن عجیبی است. شما نمی‌توانید از کنار صدا دوتار استاد یگانه به سادگی بگذری. مگر شما می‌توانی دوتار آقای سلیمانی را گوش نکنی. من در کار «حلالم کن» هم  موسیقی مقام خراسانی را کار کردم اما این که صرفا موسیقی مقام خراسانی باشد نبود. اما یک ایده‌ای‌هایی در ذهنم هست که برای آلبوم بعد و کنسرت تهران و در یکی از کارها از دوتار خراسانی استفاده بکنم و مردم ما در شهرهای دیگر این موسیقی را گوش کنند. واقعا موسیقی خراسانی موسیقی عجیب و غریبی و را همیشه تحت تاثیر قرار داده است. این موسیقی حالش خوبی است و این ریشه در فرهنگ مردم خراسان دارد. مردم خراسان بی‌دلیل نیست که موسیقی را این قدر دوست دارند چون موسیقی خودشان موسیقی غنی است.

عاشقانه هایم بزرگ شده‌اند

+ از ابتدای سال پیوسته شما در کنسرت شهرهای بودید این موضوع بیشتر در ارائه نشدن آلبوم جدیدتان نقش داشته یا وسواس بر روی کار؟

هر دوی این موارد. اما قبل از پاسخ به سئوال شما دوستان از من سئوال می‌کنند خسته نمی‌شوی از این شهر به آن شهر می‌روی؟ واقعیت این است که خسته می‌شوم و حقیقتا مسافرت خسته کننده است. اما باورتان نمی‌شود این لطف خدا این قدرعجیب و غریب است که صدای انرژی مردم را که می شنوم انگار نیرویی به من می‌دهند که می‌روم آن اجرا را انجام می‌دهم. کنسرت‌ها تا حدی وقت من را می‌گیرد اما ما نباید از کنسرت دوری کنیم چون مردم دوست دارند موسیقی را زنده بشوند اما قبول دارم که این موضوع وقت زیادی را می‌گیرد. البته وسواس خودم هم دلیل دیگری است. ولی به طور کلی آلبوم جدید در مراحل خوبی است. من به مردم وعده می‌دهم که بعد از ماه صفر یعنی چیزی نزدیک سه ماه و نیم تا چهار ماه آینده آلبوم را منتشرکنیم. به همه قول می دهم که آن کارهایی که ساختیم و آن فرمی که بیرون می‌آید را دوستش داشته باشند. محمد بزرگتر شده و عاشقانه‌های‌اش هم بالغ‌تر شده است چراکه  وقتی سن‌ات بالاتر می‌رود نوع نگاه‌ات هم یک جاهایی تغییر پیدا می‌کند حتی در عاشقانه‌ها.

+ تک آهنگ «همینی که هست» از همین آلبوم است؟ 

بله ما این کار را منشتر کردیم که بازخورد خیلی خوبی داشته است. البته در ابتدای امر خیلی‌ها از من انتظار این کار را نداشتند و این سئوال را در فضاهای مختلف می‌پرسیدند که چرا این فرم ترانه را انتخاب کرده‌ام. اما من اعتقاد دارم که اگر یک خواننده فقط بخواهد روی یک خط پیش برود، خیلی زود تمام می‌شود و باید از دنیای‌اش خداخافظی بکند. من هیچ وقت دوست ندارم که در رقابت ببازم. چون روزی که هنر من عادی و دم دستی بشود آن روز، روز مرگ هنری من است. من دوست داشتم یک کار متفاوت بکنم و در حال این آهنگ در اکثر سایت‌های معتبر جز پر بازدیدترین‌هاست. در سه ماه گذشته هم جز 3 تا آهنگ برتر بوده است. یک آهنگ دیگر هم آماده شده است و فقط کاورش مانده که من نوید این را می‌دهم که احتمالا اوایل هفته آینده آن کار را هم منتشر خواهم کرد.

+ این که تک آهنگ را منتشر می‌کنید در فروش آلبوم تاثیری ندارد؟

ببینید واقعیت این است که فروش آلبوم درآمد آنچنانی ندارد. خواننده معمولا درآمدش را از اجراهای زنده کسب می‌کند. من به درآمد آلبوم فکر نمی‌کنم و بیشتر این مسئله برای من مهم است که آن آلبومی که از من بیرون میآید در هنر مملکت من ثبت می‌شود. دوست دارم 50 سالم که شد وقتی یک نگاه به رزومه کاری‌ام می‌کنم ببینم کاری‌های انجام دادم که در خور بوده است. دوست ندارم آن زمان بگویم چرا این کار خواندم و چرا این کار را کردم.

+ آلبوم جدید ظاهرا دو کار متفاوت هم از شما هست. درسته؟

بله «همینی که هست» یکی از همان کارها بود. دو یا سه کار دیگر هم دارم که فضاهای جدیدتری را در آن تجربه کردم. نمی‌گویم مردم از این دست کارها از من نشنیده‌اند اما کمتر شنیده‌اند. بعضی از ما وقتی به جایگاهی در پیش مردم می‌رسیم می‌خواهیم یک کار عجیب و غریب بکنیم. آن کار عجیب و غریب کردن باعث می‌شود از آن اصل خودت دور شوی. من اگر می‌گویم کارهای متفاوتی در این آلبوم دارم این نیست که مال محمد علیزاده نباشد. فرمی که من همیشه کار کردم را دارد اما ممکن است ترانه، نوع ملودی و فرم خواندن خودم یک جاهایی تغییر کرده باشد.

+ این تغییر در ترانه که مثل کار «تو رو می‌خواستم» و یا همان آهنگ «دل به دل» که نیست. چون سردر آرودن از آن خیلی سخت بود؟

(می‌خندد) نه به آن شکل نیست. این تکرارها را آن موقع من دوست داشتم. برای همین هم در آهنگ «این اولین باره» آمدم 9 تا قافیه را کنار هم گذاشتم. خیلی دوست داشتم این کلمه «دل» را هم خیلی تکرار بکنم و تاکید روی آن داشته باشم. می‌خواستم دل هم باشد چون هم کلمه خوشنشینی است در دهان و هم دل است دیگر. (می‌خندد) 

+ حالا که بحث به کارهای قدیم کشید چرا در آلبوم دوم‌تان آلبوم اول را هم گذاشتید؟

چون «سورپرایرز» سال 88 لو رفت. مردم آن آلبوم را شنیده بودند. اگر «دلت با منه» را تنهایی بیرون می‌دادم «سوراپرایز» ارزش قانونی پیدا نمی‌کرد. ولی چون دوست داشتم سورپرایز ثبت ملی بشود منشرش کردیم.

+ به همین خاطر آلبوم‌تان گران‌تر بقیه آلبوم‌های آن مقطع شد؟

آن آلبوم دو تا CD بود. آن زمان کارها تک CD بود و سه هزار تومان قیمت داشت و این کار به همین دلیل سه هزار و پانصد تومان شد. تهیه کننده من و شرکت پخش هیچ رقمی بابت آن آلبوم از مردم دریافت نکردند و بیشتر هزینه چاپ و رایت‌اش بود.

+ خیلی‌ها می‌گویند اجرای استیج شما با آلبوم بسیار متفاوت و انرژیک‌تر است. خودتان این موضوع را قبول دارید؟

ببینید آلبوم یک فضایی دارد و کنسرت یک فضای دیگری دارد. شما درآلبوم یک چیزی را تولید می‌کنی و بیرون ‌می‌آید و مخاطب است که کار شما را انتخاب می‌کند اما موسیقی زنده باید خیلی بهتر باشد. من همیشه به خودم می‌گویم تو باید اول با مردم دوست بشوی و بعد بخوانی نه این که چون مردم موسیقی من را شنیده‌اند بروم و آهنگ‌های‌ام را پشت سر هم بخوانم. کنسرت برای من یک دور همی است و فرصتی است که با هوادارانم آشنا بشوم. بعضی می‌گویند محمد برای پول کنسرت می‌گذارد. من پول را دوست دارم و نمی‌توانم منکر این قضیه بشوم اما من یک سری موارد را در تنهایی با خدا بستم که تا نفس می‌کشم باید انجام‌اش بدهم. رسالت من این است که شهر به شهر بروم و آن جوانی که موسیقی من را گوش داده، با آهنگ من زندگی کرده، با آن خوابیده، یا با آن بیدار شده و یا گریه کرده را از نزدیک ببینم و  او هم ببیند که من هم خیلی دوستش دارم. 

10 درصد پول کنسرت به خواننده می‌رسد

+ به نظرتان قیمت کنسرت‌ها برای جوانان علاقه‌مند و کلا قشر متوسط جامعه مناسب است؟! به نظرتان بلیت 50 تا 110 برای یک خانواده با درآمد متوسط دور از دسترس نیست.

ببینید این دغدغه محمد علیزاده هست اما دست من نیست. متاسفانه در کشور ما یک چیزی جا افتاده که می‌گویند کنسرت محمد علیزاده یعنی صفر تا صدش دست خود اوست. شاید اگر مبالغی که جمع شده را کنار هم بکذاریم پایین‌ترین مبلغ متعلق به من است. الان سالن‌ها هزینه‌شان بسیار بالاست. به عنوان مثال در تهران سالنی که تا قبل از ماه مبارک رمضان سانس 40 ملیون تومان می‌گرفت در حال حاضر 65 میلیون تومان می‌گیرد. سازمان‌های که مسائل امنیتی کنسرت را برقرار می‌کنند مثل نیروی انتظامی، آتش نشانی و... هم هزینه‌هایی را در بر دارد. این موارد کمتر گفته می‌شود ولی این موضوع یک از دغدغه من و تمام بچه‌های خواننده است. من حتی برای یکی از سالن‌هایی که به تازگی در فرهنگسرای بهمن  هران ساخته‌اند، پیشنهاد دادم که رایگان در اختیار ما قرار بدهند، سازمان‌های مرتبط هم هزینه‌های‌شان را 50 درصد کم کنند، آن وقت من حاضرم بی هیچ هزینه‌ای 6 سانس آنجا برای مردمی که در آن مناطق زندگی می‌کنند، بخوانم. واقعا مردم بدانند از کل آن پولی که جمع می‌شود 10 الی 15 درصد به ما می‌رسد.

+ به شما یا به تیم‌تان؟

10 تا 15 درصد برای خواننده. حتی برا همین کنسرت اوایل شهریور درتهران صحبتش بود قیمت‌ها را بالاتر ببرند که من به تهیه کننده خودم گفتم که اگر قیمت را بالاتر ببرید من نمی‌آیم. چون مردم شما را نمی‌بیند و آن‌ها از ما توقع دارند. امیدوارم که یک اتفاق بیفتد که بتوانیم قیمت‌ها را پایین بیاوریم و سازمان‌ها یک مقدار بیشتر کمک کنند. من هفته آینده جلسه‌ای با آقای دکتر مرادخانی معاون هنری وزیر ارشاد دارم که می‌خواهم در این خصوص صحبت کنم.

+ به شما لقب «آقای احساس» دادند. چرا؟

محبت مردم است. به من لطف دارند. روزی که من این قضیه را شنیدم خیلی خوشحال شدم. مربوط می‌شود به اولین کنسرت من درجشنواره فجر در 29 بهمن سال 91. یادم است که آن زمان مسئولین جشنواره فجر تردید داشتند که من را کنسرت آخر بگذارند و بلیت ها به فروش برسد ولی نمی‌داسنتند من خدایی دارم که من را به این نقطه‌ها رسانده و از این نقطه‌ها بالاتر هم می‌رساند.

+ این رابطه شما با خدا هم که خیلی خاص است و همیشه از آن می‌گویید.

ببینید من یک چیزهایی می‌بینم که بیشتر ایمان می‌آروم که این اتفاقات در توان من نیست. من وقتی در خیابان می‌روم مورد لطف مردم قرار می‌گیرم، این لطف مال من نیست و من می‌دانم که نمی‌توانم کاری بکنم که این اتفاق‌ها برای من بیافتد. معروف شدن را می‌شود به دست آرود ولی محبوبیت را اصلا نمی‌توانی خودت به دست بیاوری. این محبوبیت را فقط خداوند می‌دهد و خداوند است که آن محبت صدای تو را در قلب مردم قرار می‌دهد. من هر چقدر سنم بالاتر می رود و در کارم قدرتمندتر می‌شوم احساس ضعف بیشتری نسبت به خالق‌ام می‌کنم. این چیزی نیست که من سرسری از کنارش رد شوم. وقتی می‌بینم با صدای من در کنسرت‌های‌ام یک نفر گریه می‌کند. این اشک ارزشمند است و این به خاطر صدای من نیست و لطف خداست که این اتفاق را به وجود می‌آورد. من در زندگی به این نتیجه رسیدم که خدا و دگر هیچ! آخر همه اتفاقات زندگی همه ما خدواند است و چقدر خوب است که من با خدا بیشتر دوست باشیم.

دوست دارم با محمد اصفهانی بخوانم

+ اگر روزی قرار باشد با یکی از خواننده‌های کشورمان کنسرت اجرا کنید. دوست دارید آن خواننده چه کسی باشد؟

آقای محمد اصفهانی.

+ واقعا؟! سبک کاری‌تان به هم می‌خورد؟

بله می شود یک کارهایی کرد. من صدای دکتر محمد اصفهانی را خیلی دوست دارم.احساس می‌کنم ایشان یکی از ماندگارترین صداهای ماست. الان هم بابت کمک کاری ایشان ناراحتم ولی ایشان در خواندن‌شان بی‌نظیرند. 

+ معمولا در بین تمام آثار یک خواننده بعضی از کارها با اتفاقات عجیب عجین می‌شود. مثلا خود شما در جایی گفته بودید که شب تولید «شب باران» خداوند نزولات رحمت‌اش را سرازیر کرده و این کار را حسابی برای شما خاطره انگیز کرده است. به غیر از آن کدام کار برای شما حس و حال عجیبی داشته است؟

من یک کاری تولید کردم به نام «فکرشم نکن». ترجیع این کار را هم زدم که «حالا که یکی دیگه کنارته». شعرش را هم نگفته بود. من رفتم پیش میلاد ترابی و به او گفتم یک ملودی زدم ببین خوبه؟! ملودی را از موبایلم پخش کردم که گفت خیلی خوبه. مرحوم مرتضی پاشایی عزیزم قراربود آن شب پیش من بیاید. به مرتضی گفتم که میلاد می‌گوید این کار خوب است به نظرت ادامه بدهم یا نه؟! مرتضی گوش داد و گفت حاجی این خیلی خوبه! یک بار دیگر PLAY کن. خلاصه مرتضی ده-پانزده باری این کار را گوش داد. آن شب مهرزاد آمد ولی کار دیگری را انجام دادیم ولی یکم از شعرش را گفت. آن شب گذشت ولی شاید «فکرشم نکن» یکی از تلخ‌ترین آثار من باشد. چون ادامه ترانه‌اش را صندلی کنار تخت مرتضی گفتیم وقتی که تازه سرطان گرفته بود. به واقع یک از تلخ‌ترین و عجیب‌ترین کارهای من به یاد مرتضی همین «فکرشم نکن» است اما همین که دوست دارند من هم دوست دارم و به احترام‌شان اجرا می‌کنم.

+ می‌خواستیم از مرتضی پاشایی بیشتر از شما بپرسیم اما با این بغض شما سخت شد.

نه اصلا سئوال نکنید لطفا.

ما در موسیقی پاپ بیشتر از فقر ترانه، فقر ملودی داریم 

+ خیلی‌ها می‌گویند دورن مایه موضوعات شعرهای موسیقی پاپ شبیه به هم شده است. مشکل از ترانه‌هاست یا ملودی‌ها؟

ببینید وقتی یک سوژه باب می‌شود همه به آن سمت گرایش دارند. من یادم است سال 76 من تیم راه آهن می‌رفتم و دفاع راست بازی می‌کردم. همان روزها ایران استرالیا را برد. همه می‌خواستند «خداداد عزیزی» بشوند. این یک تب است. تب این طور ترانه‌ها هم آمده و وارد شده البته هر کسی با نگاه خودش کار می‌کند. شاید الان به تکرار افتاده باشد اما یک روزی یک نفر می‌آید که باز چیزهای جدیدتری می‌گوید. ما بیشتر از فقر ترانه، فقر ملودی داریم. ملودی‌های‌مان بیشتر شبیه هم شده است. ما در بخش ترانه مشکل داریم و نمی‌گویم ندارم اما این فرم موسیقی مربوط به یک برهه زمانی خاص است. فراموش نکنیم ماهنوز موسیقی‌مان نوزاد است. همین که موسیقی ما را در لبنان گوش می‌دهند و من خودم پیشنهاد کنسرت از آنجا داشتم این خودش خیلی خوب است. همین که ما توانستیم موسیقی را از این مرز خارج کنیم خوب است. باید به موسیقی فرصت بدهیم. یک زمانی کاور کردن مد شده بود اما الان خیلی کم می‌بینید کسی کاور کند چون دیگر مردم باهوش شدند. مردم ما الان موسیقی را خیلی خوب می‌فهمند. تاکید می‌کنم موسیقی ما هنوز نوزاد است وقتی موسیقی ما جوان شد باید به این مسائل با ریزبینی بیشتری نگاه بکنیم. من امیدوارم به یک جایگاهی برسیم که موسیقی ما خیلی خیلی  بیشتر از این فراتر از مرزها برود و آن‌هایی که موسیقی شرقی را دوست دارند بچه‌های ما را گوش کنند چراکه واقعا بچه‌ها استحقاق بهترین بودن را دارند. ما خواننده‌های خیلی خوب، ترانه‌سارهای خیلی خوب، آهنگسازها و تنظیم کننده‌های خوبی داریم اما هیچ کدام 100 نیستند. چون هنوز خیلی جا داریم یاد بگیریم و تجربه کسب بکنیم. 

+ کاری بوده که دل‌تان بخواهد انجام بدهید و هنوز فرصتش برای شما پیش نیامده باشد؟

من دو کار می‌خواهم انجام بدهم. فرصت فکر کردن به آن را زیاد دارم اما دوست دارم یک کار عجیب و غریبی تولید بکنم. یکی از این کارها دوست دارم برای جانبازان باشد و جملات جدید بگویم که تا به حال کسی نگفته است. البته سخت هم هست چون می‌خواهم چیزی باشد که مثل سایر آثار خودم و یا سایر همکارانم در ماشین‌های مردم و  در دور همی‌های‌شان شنیده شود. برای همین دائم به این کار فکر می‌کنم که فضای ترانه را کجا ببرم و فضای ملودی را کجا ببرم. از طرفی نمی‌خواهم فضای کار غم‌آلود باشد. تا ما می‌گوییم جانباز همه ناراحت می‌شوند. در حالی که این طور نیست. آن چیزی که من در آسایشگاه جانبازان مشهد دیدم جز خنده و شادی و انرژی خوب برای زندگی کردن نبود. دوست دارم کاری تولید شود که وقتی خودشان شنیدند دوست داشته باشند. همین که آن‌ها که دوست داشته باشند من خیال‌ام راحت می‌شود.

کار دیگری هم که می‌خواهم تولید بکنم برای امام رضاست. حرم آقا جای دلتنگی‌های من است. من خیلی به آقا مدیونم چون دلم گرفته بوده رفتم حرم حالم خوب شده، دلم تنگ بوده رفتم حالم خوب شده، هیچی نداشتم رفتم گفتم این را می خواهم به من داده! جاده‌ام با حضرت هم یک طرفه بوده. همه‌اش از طرف حضرت محبت بوده و از طرف من فراموش‌کاری. من برای 8/8/88 یک ترانه‌ای گفته بود که نشد کار کنم و زمان از دست رفت. شعرش هم این بود که «هزار و سیصد و هشتاد و هشت، از امسالم یک هشت ماه گذشته، خدا هم چشم به راه هشت هشت، تولد تو بهشت ساعت هشت». اما تولید این کار یک از آرزو‌های من است. همان طور که گفتم دوست دارم این دو آهنگ کارهای متفاوتی باشد و همه جا پخش شود. یکسری به من گفتن چرا از این دست کارهای نمی‌کنی؟ گفتم چون سفارشی است و معتقدم کار این تیپی باید دلی باشد. 

+ شما ردیف موسیقی را پیش اساتید حوزه موسیقی سنتی گذراندید چی شد که سمت پاپ آمدید و ممکن است به سراغ خواند قطعات سنتی بروید؟

راستش یک کار قدیم را می‌خواهم بازخوانی کنم اما نمی‌دانم کی این اتفاق خواهد افتاد. دو سه تا کار در ذهنم هست که بخوانم شاید آن کار، قطعه «به سوی تو، به شوق روی تو» باشد. 

+ زندگی شما را که مرور می‌کنیم آدم‌های بزرگی نظیر زنده یاد بسطامی، ناصر عبداللهی و مرتضی پاشایی در آن نقش داشتند. برای شما چقدر سخت است نبودن این افراد؟

من ردیف‌های موسیقی را نزد استاد بسطامی گذارندم. رفاقتم با مرتضی را هم که همه می‌دانند. ناصر عبداللهی هم آدم خیلی بزرگی بود. یادم هست سال 1383 من خانه نشسته بودم که مهرداد نصرتی به من زنگ زد گفت بیا برای برنامه ای به اسم «جزر و مد» که فرزاد حسنی اجرای‌اش می کرد، یک تیتراژ است بخوان. من آن زمان کسی را نمی‌شناختم. صدای من را از رادیو شنیده بودند من را برای این کار دعوت کردند و در نهایت کار من مورد قبول دوستان و ناصر عبداللهی قرار گرفت و ایشان خیلی به من محبت داشت. البته این موضوع قابل توجه آن دوستانی که می‌گویند آن‌هایی که در تلویزیون تیتراژ می‌خوانند لابی دارند و جدیدا باب شده می‌گویند پول می‌دهند.

آن همکار خوب ما خودش در ضعف است. ما یکی از مشکلات فرهنگی مان این است که وقتی ضعیفم دوست داریم کسی که در بالاست را پایین بکشیم و دوست نداریم خودمان را به او برسانیم. یکسری از دوستان می‌گویند خواننده‌ها لابی دارند. این که شما ارتباط داشته باشی به معنای لابی داشتن نیست. روزی که من رفتم «کوله پشتی» را خواندم 3 نفر دیگر همه آمده بودند اما در نهایت تهیه کننده کار من را انتخاب کرد و ترجیح داد. آقا گناه من چیست که تهیه کننده شما را انتخاب نمی‌کند؟! ببخشید که «هواتو کردم» گرفت و محبوب شد. من عذرخواهم! بعد جالب است این افراد می‌گویند دوستان ما پول می‌دهند. این دوستان چه کسانی هستند؟! من، احسان خواجه‌امیری، فرزاد فرزین، علی لهراسبی، محسن یگانه، میثم ابراهیمی و چند نفر دیگر. من نکته‌ای که به این دوستان دارم این است شما آمدی تیتراژ کار کردی که خودت شنیدی و نهایتا پدر و مادرت ولی مثلا آقای خواجه امیری «تاوان» را به عنوان تیتراژ کار کرده که یک ملت شنیده‌اند. آیا می‌توانیم از کنار این راحت بگذریم. به نظر من این حرف‌ها منصفانه نیست.

+ شما در فضا مجازی فعالیت دارید؟

بله یک صفحه در ایسنتاگرام دارم که اتفاقا چند روز پیش اخبار هم به عنوان یک از صفحات خوب و کم حاشیه هنرمندان آن را معرفی کرد. من کامنت‌ها مخاطبان را می‌خوانم و موراد کاری را هم پاسخ می‌دهم. لطف‌های مردم و ابراز محبت‌شان را می‌بینم و از خدا تشکر می‌کنم.

+ از بین همکارا‌ن‌تان کارهای چه کسی را گوش می‌دهید؟

من کار همه را گوش می‌دهم. کار یک کسانی را گوش می کنم که شاید شما فکرش را هم نکنید. کارهای همکاران خوبم آقایان خواجه‌امیری، صادقی، حامی، فریدون آسرایی و... را هم دوست دارم.

+ در ماشین کارهای خودتان را هم گوش می‌کنید؟!

درماشین نه ولی در خانه و مواقعی که تنها هستم چرا.

+ حرف آخر؟

 برای مردم وطنم آرامش می‌خواهم. وقتی آرامی همه چیز خوب است و حتی نفس کشدین در هوای خدا هم به آدم کیف می دهد. چون من  چون خودم پسر خانگی هستم و خانواده‌ام را خیلی دوست دارم دعا می کنم در کنار خانواده‌های‌شان به بهترین شکل ممکن زندگی کنند و هر آنچه دوست دارند برای‌شان اتفاق بیفتد. 

============

برای دیدن کلیپ اجرای زنده محمد علیزاده در حین مصاحبه روی عکس کلیک کنید

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
__Mahdie__Fa__
__Mahdie__Fa__
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
به به
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون از گزارشتون....عاشق این مردم واقعا احساس داره صداش
m.hakkak
m.hakkak
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
خواهش می کنم... ولی مصاحبه است به جان خودم!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
خیلی هم عالی و همه جانبه....بجنورد خیلی کنسرت برگزار میشه، ولی کنسرت ایشون تنها باری بود که حسرت خوردم موقعیتش پیش نیومد برم...مرسی از گزارش شیکتون (^_^)
m.hakkak
m.hakkak
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
ممنونم لطف دارید...
سحر
سحر
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
بسیار عالی دستتون درد نکنه....
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
راستش را بخاهید حوصله من نکشید اینهمه را بخوانم!
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
:| باریکلا، دقیقا همون چیزیه که از یک نویسنده با تلاش و زرنگ انتظار میره
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
نادمم من بم نگین از روش بیس بار بنویسم:|خب خودتون میگین مطلب طولانی از حوصله مخاطب خارجه!
z_khandandel
z_khandandel
٩٤/٠٥/٢٣
٣
١
الزاما همه مطالب بلند از حوصله خارج نیستند، گاهی وقتها عنصر شهرت بر بلند بودن مطلب تاثیر مستقیم میذاره و مخاطب حوصله اش که سر نمیره هیچ، اصلا متوجه نمیشه چقدر طول کشیده این خوندن ضمن اینکه مخاطب دوست داره بیشتر در مورد کسی که مشهوره و مورد علاقه اش هست بخونه و از علایق و نوع زندگیش آگاه بشه این مصاحبه جز همون دسته به حساب میاد...
فرناز
فرناز
٩٤/٠٥/٢٢
١
٠
مصاحبه اتون عالی بود.خسته نباشید.کنسرت آقای علیزاده هم عالی بود ممنون
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
آقا چقد زیاده :/ برم بخونمش بعد نظر میدم :/ ولی علی الحساب ، محمد علیزاده خیلی عالیه یه بار فقط رفتم کنسرتش خیلی عالی بود :)
z_khandandel
z_khandandel
٩٤/٠٥/٢٣
١
٠
خیلی هم عالی بود جناب حکاک، خسته نباشید واقعا...
m.hakkak
m.hakkak
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
تچکر...تچکر... ممنونم خانم خنداندل!
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
بسیار عالی:-))
m.hakkak
m.hakkak
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
خواهش می کنم...
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
چه گزارش مفصلی :) دست شما درد نکنه آقای حکاک :)) منم صدای ایشونو واقعا دوست دارم ، صداشون خیلی صاف و دوست داشتنیه.
m.hakkak
m.hakkak
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
ما هم صدای آقای علیزاده رو دوست داشتیم و داریم البته با برخورد حضوری از مرامشون هم خیلی خوشمون اومد...
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
وای آقای حکاک،آقای صابری، واااااااقعن دست مریزاد بابت این مصاحبه ی توووووپ .قبلا هم تشکر کردم ازتون،باااازم تشکر میکنم چون واااااقعن خوشحالم که خواننده ی محبوبم ، جیمی شدن :))) خیییییلی خوشحالم :) دستتون درد نکنهههههه :)
m.hakkak
m.hakkak
٩٤/٠٥/٢٤
١
٠
لطف دارید شما... خدا رو شکر که راضی بودید...
maryam_sadat salmani
maryam_sadat salmani
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
Mamnon ...khob bod ...
طرفدلر محمد علیزاده
طرفدلر محمد علیزاده
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
سلام ، مصاحبه بسیار خوبی بود . و فایل تصویری هم که گذاشتین قشنگ مارو برد به فضای مصاحبه . از طرف تمام هوادارن محمد علیزاده از همه جیمی ها تشکر میکنم . خدا قوت به همگی
فائزه
فائزه
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
خیلی عالی بود :) ممنووون
admincheh
admincheh
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
منم چند تا از آهنگ های ایشون رو خیلی دوست دارم :) یه زمانی این قدر جــــــز تو ایشون رو گوش می کردم که از حفظ بودمش:)مرسی
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣