تو قهرمان منی چشم‌هات شمشیرند!
چند بیت دلنشین برای علاقه‌مندان به شعر و ادب

تو قهرمان منی چشم‌هات شمشیرند!

نویسنده : ایمان فروزان نیا

تو قهرمان منی! چشم هات شمشیرند!

و دست هات تفنگ دو لول پر تیرند

دو تا پرنده وحشی، دو چشم حاکم وار

که برده‌های زیادی به آن دو زنجیرند

و دختران نجیب قبیله هم حتی

صدای اسب تو را نشنوند می‌میرند 

(الهام مظفری)

======***======

بقیه را

می‌گویم شما

تو

یکی هستی.

(علیرضا روشن)

======***======

عشق رخ یار بر من زار مگیر

بر خسته دلان رند خمار مگیر

صوفی چو تو رسم رهروان می دانی

بر مردم رند نکته بسیار مگیر

(حافظ شیرازی)

======***======

آنقدر حظ می‌کنم «بانو» صدایم می‌کنی

یا که خاتون تمام قصه‌هایم می‌کنی

(فرشته اسماعیلیان)

======***======

پرندگان پشت بام را دوست دارم...

دانه‌هایی را که هر روز برایشان می‌ریزم،

در میان آن‌ها یک پرنده‌ی بی‌معرفت هست

که می‌دانم روزی به آسمان خواهد رفت و برنمی‌گردد...

من او را بیشتر دوست دارم!

(گروس عبدالملکیان)

======***======

می خواهمت،می دانی اما باورت نیست

فکری به جز نامهربانی در سرت نیست

من دوستت دارم تمام حرفم این است

حرفی که عمری گفتم اما باورت نیست

(ناصر فیض)

======***======

بلای عشق، گهی از دل است و گاه از چشم

فغان ز دست دل بی قرار و آه از چشم...

(ذوقی اردستانی)

======***======

نگران من نباش...

دست هایم را به از دست دادن،

عادت داده‌ام!

(لیلا کردبچه)

======***======

چشم‌هایت چقدر سگ دارند

در تو یک جور هاری ِ مزمن

...

در تو چیزی نشسته نا مفهوم

مثل گرگ ِبه قُلّه چسبیده

من، سگ ِمهربان ِ گلّه خود

با جنونی که تخت خوابیده

(ناصر ندیمی)

======***======

تو کمی مال منی...گرچه کمی هم خوب است

تو نرو...دور نشو...دور ِ همی هم خوب است

گرچه شیراز به پالوده‌ی خود مشهور است

گرم ِ من باش...که خرمای بمی هم خوب است

(یزدان سلحشور)

======***======

حوایی و آدمی به پایت نرسد

آرامش شبنمی به پایت نرسد

از بس که لطیف و دلنشین می‌خندی

خندیدن خاتمی ! به پایت نرسد!

(مهدی ذوالقدر)

======***======

sadat_hosseini:

حرف‌های ما هنوز ناتمام ... تا نگاه می‌کنی :

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی !

پیش از آنکه با خبر شوی

لحضه عزیمت تو ناگزیر می‌شود

آی ...

ناگهان چقدر زود دیر می‌شود!

(قیصر امین پور)

======***======

Dokhtare Mashreghi:

گه ملحد و گه دهری و کافر باشد

گه دشمن و فتنه پرور باشد

باید بچشد غذاب تنهایی را

مردی که ز عصر خود فراتر باشد

(شفیعی کدکنی)

======***======

 Dokhtare Mashreghi:

از پشت تریبون دلم عشق چنین گفت:

محبوب تو زیباست... قشنگ است... ملیح است

اعضای وجودم همه فریاد کشیدند

احسنت صحیح است... صحیح است... صحیح است.

(ملک الشعرای بهار)

======***======

Anise:

یکی باید باشد

یکی که آدم را صدا کند

به نام کوچکش صدا کند

یک جوری که حال آدم را خوب کند

یک جوری که هیچ کس دیگر بلد نباشد

یکی باید آدم را بلد باشد...

(مریم ملک زاده)

======***======

Anise:

همه‌ی کسانی که مرا می‌شناسند

می‌دانند چه آدم حسودی هستم

همه کسانی که تو را می‌شناسند

لعنت به همه کسانی که تو را می‌شناسند.

(نزار قبانی)

======***======

فائزه:

شک ندارم که به معراج مرا خواهد برد

آن نمازم که به لبخند تو باطل شده است

(یاسر قنبرلو)

======***======

فائزه:

عاشق کشی، دیوانه کردن، مردم آزاری

یک جفت چشم مشکی و این قدر کارایی

(مهدی صادقی)

======***======

z_fakoor:

شاید نه من، من بمانم

نه تو، تو ...

اما من نمی‌دانم چرا هیچکس «تو» نمی‌شود 

و من خوب می‌دانم که روزی کسی برایت «من» می‌شود

======***======

A_paridokht:

غبار گرفته آسمان شهرمان

غبار غلیظ

و چشم‌های خیره من

به خورشید

آن کهربای مه گرفته شهر

نوری می‌آید و چشم‌هایم خیره به آسمان

در کنکاش فرود 12 امین بیت از غزلی ناتمام

======***======

h_ghasemi:

می‌چسبانمت به گذشته

همانطور که چسبانیده بودمت به آینده

و لابلای معدود گلبرگ‌های بی‌غلط پرپر

افسوس می‌خورم

بر تمام لحظاتی که با فرهنگ واژگان تو

خود را فریفتم ...

طلب خیر من برای تو!

نه با شور و نه با شعر ...

این بار

با لحن فاتحه

با طعم خرماست 

(سروده خودم)

======***======

s_khorashadi:

ستاره می‌چکید از آسمان‌ها

جدال باد بود و بادبان‌ها

به روی ماسه‌ها برجا نهادم

دوجای پیکر و بس داستان‌ها

(نصرت رحمانی )

======***======

Sjalal:

بي رخت دين من همه کفر است

با رخت کفر من همه دين است

گه گهي ياد کن به دشنامم

سخن تلخ از تو شيرين است

(فخرالدین عراقی)   

======***======

محبوبه عظیم زاده:

بعد از این دیگر حساب عشق با چشمان تو

دل رعیت، جان رعیت، کدخدا چشمان تو...

(همایون بختیار)

======***======

سلیمان حسنی:

بی تو ای دوست به دنیا ٬نه خال است و نه لب 

روزِ روشن شده از بهـرِ منِ زار چو شب 

چون که نورِ رخِ توچشم زِ دنیا بسته است 

مانده بیمار دو چشمِ من و یک تَن پُر تَب

(سروده خودم)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
aassak13
aassak13
٩٤/٠٥/٢١
١
٠
ز پشت تریبون دلم عشق چنین گفت: محبوب تو زیباست... قشنگ است... ملیح است اعضای وجودم همه فریاد کشیدند احسنت صحیح است... صحیح است... صحیح است. (ملک الشعرای بهار)
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٢
١
٠
زکویت میروم اما هنوز هم سرودهایت در کلبه ام اویز است....شاعرشو بیاد ندارم خداچه میداند شاید گمش کردم... شعر ها عالی بودن سپاس
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
از بس که لطیف و دلنشین می‌خندی خندیدن خاتمی ! به پایت نرسد!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
عاشق کشی، دیوانه کردن، مردم آزاری/یک جفت چشم مشکی و این قدر کارایی.....خیلــــــــــــــی هم زیبا...مرسی از همگی (^_^)
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٤/٠٥/٢٢
١
٠
خدایش بیامرزد شفیعی کدکنی را...
ناشناس
ناشناس
٩٤/٠٥/٢٢
٠
١
اقای شفیعی کدکنی زنده هستند اقای محترم
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٤/٠٥/٢٣
١
٠
عه راس میگی کدکنی که هنوز زنده است...شرمنده اشتب شد...ولی در هر صورت خدایش بیامرزد او را
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
نقدر حظ می‌کنم «بانو» صدایم می‌کنی...یا که خاتون تمام قصه‌هایم می‌کنی :)))....عالی بودش... خیلی هم ممنون (:
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
میگم بچه ها سختتون نیست اون شعرای بالا رو دوباره اینجا تایپ میکنین؟! :))))
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
اونی ک خیلی چشمو گرفت من تایپ کردم :))))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠