زندگی در جریان است...

زندگی در جریان است...

نویسنده : h_sadat

یکی هست، یکی نیست، یکی می‌رود، یکی می‌آید، یکی به صدای آب باران گوش می‌دهد، یکی دارد مثل باران گریه می‌کند، یکی از لب دریا برای خدا و عظمتش دست تکان می‌دهد، یکی به همان دست‌ها برای بغل کردن و نجات دادن خودش از دریای متلاطم زندگی‌اش نیاز دارد، یکی شب‌ها توی کوچه و خیابان‌ها کاسه‌اش را می‌گذارد زیر سرش و سعی می‌کند دل ضعفه‌اش را نادیده بگیرد، یکی از دل درد خوابش نمی‌برد! یکی از در زندگی وارد می‌شود، یکی در ِزندگی‌اش را می‌بندد، یکی صدای تشویق تماشاگران را برای اجرای نقش‌اش می‌شنود و یکی صدای زجه‌های التماس برای تمام شدن نقش‌اش، یکی کوچک است و شیشه‌ی همسایه‌ها را می‌شکند، یکی بزرگ است و شیشه می‌شکندش، یکی آن‌قدر منظم است که توی آلبوم‌های عکسش فقط عکس‌های 3 در4 چیده، یکی عکس‌هایش هم مثل خودش شلخته‌اند!

همه ما فقط حسرت بی پایان یک اتفاق ساده‌ایم که جهان را بی‌جهت، یک جور عجیبی جدی گرفتیم! زندگی کن شازده کوچولو، دنیا این‌طوری نمی‌ماند. جایی نرو، سیاره کوچک ما همین‌جاست،  گُلِ سرخ، ستاره، جهان. همه ... همینجا منتظر تو ایم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٢١
١
١
زمانه به یکسان ندارد درنگ - گهی شهد و نوش است و گاهی شرنگ . فردوسی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٢١
١
٠
برای هر موضوع یه بیت تضمین میاری، عالیه‎:)‎
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٥/٢١
١
٠
مرسی از شعر زیباتون :)) ممنون که خوندید شاعر توانا!
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
خواهش می کنم قابل شما رو نداره .
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
یک شروع با ضرباهنگ تند و یه پایان آرام...حس خوبی ایجاد کرد.
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
نظر لطفتونه :) ب پای شما نمیرسم!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
ضجه/ تم یادداشت رو به شدت قبول دارم :)
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
مرسی :) نظر لطفتونه !
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام:موفق وسلامت باشید
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون شما هم همینطور :)
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
باوراتون شبیه خیلی هاست چقد خوبه حرفاتو از زبون کس دیگ شنیدن
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
مرسی :)
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
واقعا هم جهان را جور عجیبی جدی گرفتیم..ممنون از متن زیباتون
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
خواهش میکنم عزیزم :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات